بچها دقت کردید همهجا میگن دوتا لیوان آب حلال و طیب و پاک رو بهم بزنید مثل حالت زدن جامهای شراب به همدیگه همون آب خوردنش حرام میشه؟ خب چرا؟ آها چون فعل و ماهیت اون کار داغونه حرامه نجسه ، آب که نجس نیست قربونت ، اون فعله که مشکلداره. حالا میان هیئت ، بالا و پایین میپرن وسط شور و سینهزنی میگن و میخندن و میگن بیاید بریم سینه زنی خوش میگذره. بریم اگزوزی خوش میگذره. آرایش کنیم هم اشکالی نداره این افکار پوسیده که یه مذهبی نباید شیک باشه رو بریزیم دور و بریم هرجوری خواستیم لذت ببریم از چی؟ از هئیت رفتن. اسمش هم میزارن چی؟ مستیحلال
سبزمبهم.
فرقش با پارتی چی میشه؟
مگه امام حی و حاضر نیست؟ هست قربونت هست. حاضری جلوی امام اینجوری بالا و پایین بپری و از این الفاظ نامعلوم استفاده کنی؟
من با شور مشکلی ندارم. با تفریحی شدن شور مشکل دارم ، با تفریحی شدن با از بین رفتن حزن با اینکه بچه هئیتی میاد میشینه توی روضهی سنگین به دیوار زل میزنه و هیچ حسی نداره و منتظر شروع سینهزنیه ، نه سینهزنیه درست تمامماجراست بچها ولی اگه درست باشه شانتیش حفظ بشه حزنش حفظ بشه من خودم خیلی شده اینجا شور بزارم ، چرا؟ چون معتقدم انقدر اون شور قشنگه که تو باهاش رقیقالقلب میشی.
بچه هیئتیه ما تو خونه راه میره مداحی میزاره تو ماشین نشسته مداحی میزاره تو راه رفتنه مداحی میزاره تو کار کردن مداحی میزاره بزار قربونت نماهنگ بزار اصلا ، هرچیزی میزاری اعتدالو رعایت کن. افراط تفریط میاره.. اونوقت برات عادی میشه و دیگه هیچوقت نمیتونی با مداحی گریه کنی میگی نه؟ بهش برمیخوری. میگی مگه مداحی چشه!!! مداحی خوراک روحت قراره بشه ، مثل بعضی طعام ها که حلال هستن ولی طیب نیستن ولی کراهت دارن ، اگه تو انتخابشون دقت نکردی و گوشت رو به هرچیزی سپردی دیگه با اشک بر ابیعبدالله خداحافظی کن.
میگم افراط و تفریط یعنی اینکه الان میرید با خوندن این پیاما میگید خب دیگه مداحی کنسل دیگه گوش نمیدم دیگه بس. نه عزیزمن تو بجای هزار و صد بار توی روز یکبار گوش بده دو روز یکبار گوش بده اونوقت میای و میگی فهمیدم چی گفتی.
سرتونو درد نیارم خلاصه بچها. با صرف مذهبی بودن و حلال بودن و اوکی بودن و هیئتی بودن نمیشه مشروعیت همهچیو به دست آورد.
میثمتمار و سلمان از نحوهی شهادت و کشتهشدنشون تو راه امیرالمومنین صحبت میکردن و کیف میکردن بچه هیئتی ما از بالا و پایین پریدن توی هیئت و از حالت عادی خارج شدن. معاذالله به کجا داریم میریم؟
هدایت شده از یک جنتلمنِ بازاری| کفشِهَشت
📍کفشِهَشت به صورت رسمی در
ابتدای قرنی۱۵، نرسیده به چهارراه اول؛ افتتاح شد.