سبزمبهم.
-
گمونم امروزم باز توی اونهمه شلوغی پنکههای خنککنندهی حرمت شروع به کار کردن برای خاموش کردن حرارت دل زائرا ، شایدم خنکای کاشیهای حرم برای درمونِ دردای آدما ، اون آبهای الکفیل ، اون شلوغیِ صفحرم ، چراغ سبزهای قشنگ بینالحرمین ، اشکشوق چشمای آدما از لذت وصال ، همه اونجا خوشحال و دلتنگ تماشات میکنن و شما چقدر با حلاوت تو صحرای عرفات برای محبوبت میخونی
[ الهی سینهی حسین پاره پاره شود ، گلوی حسین بریده شود ، از حسین راضی میشوی ؟ ]
تو واقعا شاهکار خلقتی حسین ، عجیبترین و عزیزترین آفریدهی خدا.
مارو برسون به اون سرزمین .. به خنکای حرم ، به نقطهی صفر زمین.
سبزمبهم.
گمونم امروزم باز توی اونهمه شلوغی پنکههای خنککنندهی حرمت شروع به کار کردن برای خاموش کردن حرارت
خدایا تمام اندوههایمان را با دیدن کربلای حسینت جبران کن.
بهترین چیزی که بهش رسیدم اینه که وقتی یهچیزی رو از خدا میخوام جلز ولز نکنم ، بیقراری نکنم ، بالاوپایین نپرم بهش بگم و ازش مستمر بخوام و برم پیزندگیم ، گاهی وقتا خدا یهچیزی رو بهت میده تا بهت ثابت کنه دیدی اونقدرا هم که بیقرار بودی اونقدرا هم که میخواستش ارزش نداشت؟
سبزمبهم.
بهترین چیزی که بهش رسیدم اینه که وقتی یهچیزی رو از خدا میخوام جلز ولز نکنم ، بیقراری نکنم ، بالاوپ
و اینکه فلان چیز به صلاحت نبود ، چقدر این جمله قشنگه و من چقدر ازت ممنونم که میدونی قراره چه اتفاقایی بیوفته و تو وقتی به صلاحمون نیست ازمونمیگیریش یا روزیمون نمیکنی تا این بندهی ناخلف آروم بمونه و اذیت نشه.
" وچقدر تو پرمحبت و شیرینی خداجونم"
سبزمبهم.
و اینکه فلان چیز به صلاحت نبود ، چقدر این جمله قشنگه و من چقدر ازت ممنونم که میدونی قراره چه اتفاقای
انگار مثلا میاد اشکاتو پاک میکنه و یه شکلات میزاره کفدستت و میگه [ وَ لِربک فَاصبِر ] اینبارُ برای من صبرکن ، منم قول میدم برات جبران کنم.
تو چجوری دلت میاد به خاطرش صبرنکنی.
اینجا همه دلتنگاند ؛ نمیدانم آنها که
دل برایشان تنگ است کجایند ..
- محموددرویش.