سبزمبهم '
کتابخونهم دنیاس قشنگ با یهسر انگشت خاکهم میتونی پرتبشی تو خاطرات تا اینکه بازم چشمم خورد به این آبیِملیحفیروزهای و برق چشام که پر از خندهشدن ، یادم افتاد به دوسال پیش و شب و روزهایی که بهشوق نهجالبلاغه درس میخوندم و میگذروندم و زندگی میکردم تا شب بشه و خودمو برسونم به کلاس و زندگی کنم با خطبهخط این شاهکار ، و آره حقیقتا زیباترین و شیرینترین پدیدهی ممکن تو دنیا گمونم نهجالبلاغهس ، اگه برگردم بهعقب اسم اون سالو میذارم سالِسبزِنهجالبلاغه پونزدهسالگیای که پر بود از این حکمتها و دورهمیهامون که حتی بهشوق حکمتها میگذشت ، دلم تنگ شد حقیقتا برای گذشتههای شیرین و بازم سفر در زمان با یهتیکه خاطره.
حالا که دوسال گذشته بازم شیرینترین پدیده و کتاب برام این بزرگواره.
سبزمبهم '
فتوسنتز با فیروزهای/نهجالبلاغه.
جوری که با واو به واوش یا حتی با کسره و فتحههاش هم اکسیژنمیگرفتیم :')))))))))))))
سبزمبهم '
-
بمونه بهیادگار از یکی از تجربههای قندونباتِ تابستون چهارصدوچهار و یه برههی شیرین از نوجوونی.
طبیعیست خوگرفتهی دنیا بودنِ مردم آری ، آخر مردم فرزندان دنیاید و انسان از دوستداشتن مادرش سرزنش نمیشود.