💢عصای دست روستا
🔹جهانگیر شانزده سال بیشتر نداشت. برادر بزرگش توی جبهه بود به همین دلیل اجازه ندادم به صورت داوطلبانه به خدمت سربازی برود. او عصای دستم بود. فصل درو کردن محصول خیلی به کمکش احتیاج داشتم.
🔹کار کشاورزی مان تمام شد نفس راحتی کشیدم. با این وجود جهانگیر هر روز از صبح می رفت بیرون و دم غروب خسته و کوفته به خانه برمی گشت. شنیده بودم که به بعضی از اهالی روستا کمک می کند. اما بعضی از آن افراد آدم های غریبه ای بودند. وقتی پرس و جو کردم متوجه شدم به خانواده هایی که جوان شان به جبهه رفته است کمک می کند. او فقط عصای دست من نبود.
🔹شهید مدافع وطن #جهانگیر_خلیفه
@shohadanaja