آقای دکتر ،از این به بعد میتونم گریه کنم یا نه؟!
از بیمارستان شهید نمازی اهواز منتقلش کردند به یکی از بیمارستانهای تهران. آن روز من همراهش بودم. دکتر لشگری آمد چشمش را معاینه کرد.
محسن ساکت بود، اصلاً نپرسید خوب میشوم یا نه؟
نپرسید میتوانم دوباره ببینم یا نه؟
کار دکتر که تمام شد به دکتر گفت: ببخشید آقای دکتر، میتونم یه سؤالی از شما بپرسم؟
دکتر با مهربانی گفت: بله پسرم، بپرس. گفت آقای دکتر، مجاری اشک چشم من از بین نرفته؟ من میتونم دوباره با این چشم گریه کنم؟!
دکتر با تعجب پرسید: پسرجان تو هنوز خیلی جوونی، برای چی این سؤال رو میپرسی؟
اصلاً برای چی میخوای گریه کنی؟ گفت: آقای دکتر، چشمی که نتونه برای امام حسین گریه نکنه به درد من نمیخوره
راوی: محمود درودی
#شهیدمحسن_درودی
یهروز #شیطان ڪهاز
مسںٔله #توبه آگاهمیشه
میرهبهاصحابشمیگه:
مااینهمہبندهروفریبمیدیم
اما #خدا راهتوبهروبراشقرار
دادهپسماچهڪنیم؟!🤔
یڪیازیاراشبهشمیگهبھش
اِلقاڪنیمڪهبرایتوبههنوززوده
جوونه؛وحالاحالاهاوقتدارهتوبه
ڪنهاینجوريتوبهروبرآش
عقبمیندازیمتامرگشفرابرسه...
دیرنشهرفیق!👌
▿ #تلنگر 👀
و قل للذين وعدوا بالبقاء
إن البقاء لله وحدهُ . . .
به همه آنهایی كه قول ماندن دادند بگو
فقط خداست كه ماندگار است.❤️🩹✨
هدایت شده از سٰــآدٰآت🇮🇷
شب را خدا آفرید اما تاریکی را انسان🖤؛
شب همگی بخیر. . .🌿🤍