˚ · . «رویاها، دریچههایی به سوی خودِ واقعیِ ما هستند؛
در آنجا که کلمات بیمعنایند و تنها سکوت، معنا میبخشد.»
نقابهایمان را تکهتکه کندیم.
بدون گفتهیی. خون از گونهها و پیشانیِ برهنه شدهمان میریخت.
با وجود دردی که نفسمان را بریده بود و نالهمان را در آورده بود،لبخند همیشگیمان عاقبت ناپدید شد
و پس از چند ساعت، چهرهی پیشینمان ظاهر گشت. آنگاه لبهایمان به هم پیوستند.