اگر دیروز پیروزی بوده است، قطعا امروز و فردا هم پیروزی هست.
ولی شرط، در خود ماست.
امروز هم که سخت شده است باید محکمتر بایستیم.
باید قویتر و مصممتر و جدیتر باشیم و مایوس هم نشویم.
📚 • مهدی باکری در یادها و خاطرهها
تقدیم به • سقوط در عشق
حقیقت دارد که زمان همهی زخمها را شفا میدهد؟ زمان یک کت سفید و یک پرستار دارد؟ چرا زمان نمیتواند دندان خودش را بکشد؟ قد بزرگترین کوتوله دنیا چقدر است؟ چرا شکم زودتر از چشم سیر میشود؟ زمان میآید یا میرود؟ یا اینکه فقط عبور میکند؟
📚 • هرمان
تقدیم به • «𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕»
میدانم که عشق مثل سدی است که اگر دیواره آن ترک کوچکی بردارد و آب از آن نفوذ کند، کمکم این درز بزرگ و بزرگتر خواهد شد و زمانی میرسد که دیگر هیچکس قادر نیست جلوی طغیان سیل را بگیرد. عشق هم همینطور است، اگر مجال پیدا کند، دیگر ممکن و غیرممکن برایش اهمیتی ندارد. برایش مهم نیست که بتوانیم در کنار معشوق خود باشیم یا نه. عشق یعنی از خود بیخود شدن و عنان از کف دادن.
📚 • کنار رود پیدرا نشستم و گریستم
تقدیم به • °فی الحال°
هِرمان در اتاقش میمانَد.
چراغ را روشن میگذارد و میخوابد.
در تاریکی فکرها خیلی زیادند.
حتی وقتی که لامپ سقف روشن است و گوی میدرخشد، فکر ها مانند رد دنبالهداری از مورچهها از راه گوشها وارد سرش میشوند و به کوهی از سوال تبدیل میشوند.
📚 • هرمان
تقدیم به • فـراموش شده:)
شکوهی خاموش و از یادگاری که در قلب تاریخ جاودان مانده است.
#عکسام
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
گلها خشک میشوند، اما عطر ایثار، در جان زمین میماند.
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
گاه از لابهلای شاخههای خشکیدهی روزگار
گاه از شکافهای زخمیِ سقف دنیا
اما همیشه آنجاست
میدرخشد
میتابد
گم نمیشود…
#عکسام
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚