قدیما میگفتن برای شناختن طرف مقابلتون، باهاش برین مسافرت!
من میگم یه کانال مشترک بزنین😂
هم هزینش کمتره هم سریع تر جواب میده😂😂😂😂😂
•• 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂 𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚 ••
الماسیست که نه در دل زمین، که در آغوش آتش ساخته میشود... #روزمرگی #دلنوشت #عکسام @Sadra_Graphy
امروز راننده تاکسی یه حرف قشنگی زد؛
گفت: خدارو خوش نمیاد دروغ بگم،
دیگه نون نمیپزن!
رسما دارن کپی میکنن...
نه کیفیت داره، نه قیمت...
#روزمرگی
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
میگفت:
برای لذت بیشتر،
باید درد بیشتری بکشی...
📍دانشگاه هنر اسلامی تبریز
#عکسام
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
آجر به آجر زندگیام را،
با دستانی لرزان چیده بودم؛
اما هر چه بالا رفتم،
سایهی ترکها بیشتر شد.
انگار هر آجر،
یادگاری از یک دردِ قدیمی بود؛
کهنهتر از سکوتی که سالها،
روی قلبم نشسته.
حالا ایستادهام،
وسط این دیوارهای بلند،
که نه فرو میریزند،
نه اجازه میدهند ازشان عبور کنم…
و من ماندهام،
بین ساختن و ویران شدن،
در بنبستی که،
هیچکس جز خودم نمیبیندش...
📍دانشگاه هنر اسلامی تبریز
#دلنوشت
#عکسام
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
میگویند به مو میرسد،
ولی پاره نمیشود...
اما هیچکس نمیپرسد
آن لحظهای که همه چیز
به یک مو بند است،
چه به روزِ دلت میآید؟!
من همان لحظهام؛
همانقدر معلق،
همانقدر لرزان،
همانقدر خسته...
📍دانشگاه هنر اسلامی تبریز
#عکسام
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
•• 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂 𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚 ••
میگویند به مو میرسد، ولی پاره نمیشود... اما هیچکس نمیپرسد آن لحظهای که همه چیز به یک مو بند ا
سنگینیِ سکوتهایم را،
به دوشِ نحیفِ یک سیم انداختهام...
من؛
تندیسی از خستگی،
در انتظارِ اولین بادِ موافق،
برای رهایی...
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
میان گذشتهای
که هنوز نفس میکشد،
و اکنونی که بیروح میگذرد،
خستگی در رگهایم میدود...
و صدا،
در سکوتِ بیانتها،
گم میشود...
#عکسام
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
•• 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂 𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚 ••
میگویند به مو میرسد، ولی پاره نمیشود... اما هیچکس نمیپرسد آن لحظهای که همه چیز به یک مو بند ا
به یک نخ بندم؛
و باد،
بیرحمانه میوزد...
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
•• 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂 𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚 ••
منم همینطور مرد؛ منم همینطور... #عکسام #روزمرگی 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
روز به روز زندگیام را میکشم؛
تا هر نخ،
تکهای از وجودم را بسوزاند!
و مرگ نه در پایان،
که در تداومِ همین سوختن،
آرام آرام شکل بگیرد...
روز به روز زندگیام را میکشم؛
چنانکه هر روز،
خاکستری تازه بر روح مینشیند!
و مرگ،
دیگر مقصد نیست؛
بلکه سایهایست که با هر دم،
پررنگتر میشود...
روز به روز زندگیام را میکشم؛
تا بفهمم خاموشی،
نه نقطهی آخر،
که خطی ممتد است!
هر روز،
یک بند دیگر از این طنابِ دود،
مرا به سوی مرگ میکشد...
روز به روز زندگیام را میکشم؛
تا در فرسایشِ بیپایان زندگی،
مرگ تنها نامِ دیگرِ نفسهایم شود...
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚