🌷 #طنز_جبهه2⃣6⃣
🔹ماموریت ما تمام شد، همه آمده بودند جز «بخشی»، بچه خیلی #شوخی بود، همه پکر بودیم😞، اگر بود همه مان را الان می خنداند.
🔸یهو دیدیم دونفر یه #برانکارد دست گرفته و دارن میان، یک #غواص روی برانکارد آه و ناله میکرد،شک نکردیم که خودش است.تا به ما رسیدند، بخشی سرِ #امدادگر داد زد: «نگه دار!»
🔹بعد جلوی #چشمان بهت زده ی😧 دو امدادگر پرید پایین و گفت:«قربون دستتون! چقدر میشه؟!!» و زد زیر #خنده 😄و دوید بین بچه ها گم شد.
به زحمت،امدادگرها رو #راضی کردیم که بروند!!
#لبخند_بزن_بسیجی😁
🌷 #طنز_جبهه 6⃣8⃣
🔸چیزی به #عید_غدیر نمانده بود. همه بچه های گردان در تکاپوی آماده کردن محل و دعوت از #روحانی و کنجکاوی برای مستحبات این روز و شیرینی و.... بودند.
🔹از قضا روحانی👳 #شوخ_طبعی هم آمد و....
🔸تو #نمازخونه که چادری پشت پادگان کرخه بود نشست و هر بار چند 👬👬نفر میومدن و براشون #صیغه_برادری می خوند🙏 و🚶 میرفتن.
🔹شب🌚 بعد از نماز مغرب بالای #منبر رفت و گفت: شنیده بودم شما رزمندگان انسان های #باحالی هستید و....
🔸بعد تن صدایش را #تندتر کرد و گفت: بابا از صبح نشستم هر کی دست یه 👬 نفر رو گرفته میاد پیشم می گه حاج آقا 👳 اینو برام #صیغه کن 😢😂.....
🔹و شلیک😂😂😂 #خنده بچه ها که تا دقایقی همانطور ادامه داشت و یادگاری از آن روز برایمان ماند.
#لبخند_بزن_بسیجی 😁
🍃🌹🍃🌹
یه خاطره بامزه از شهید #حاج_همت به روایت "حاج احمد متوسلیان":
🌴حاج همت روی دست ما زده بود! من خیال می کردم خودم آدمِ #جسوری هستم! اما حاج همت رویِ دست ما زده بود😅 او یک سری از تصاویر کوچکِ برچسب دار از #حضرت_امام را تویِ جیبش، گذاشته بود
🌴و هر چند لحظه ای یک بار، کاغذ پشت یکی از آنها را جدا می کرد و در حالی که #برچسب را، در کفِ دستش مخفی کرده بود، به طرفِ مأموران پلیسِ سعودی👹 می رفت و با آنها صحبت می کرد و #عکسِ_امام را در روی کلاه کاسکت سفید رنگِ مأموران پلیس سعودی می چسباند😄
🌴پلیس ها هم که از علتِ #خنده شدیدِ مردم بی خبر بودند، دائم به آنها چشم غرّه می رفتند😂 در آن روز حدود ۵۶نفر از مأمورانِ قلدر #سعودی، ندانسته به توفیق تبلیغ تصویرِ حضرت امام♥️مفتخر شدند
#شهید_محمدابراهیم_همت
⚛ خنده خداوند! ⚛
🌟رسول گرامی اسلام (صلوات الله علیه) تعبير بسيار زيبايی درباره سحرخيزی دارند.
🔴ایشان فرمودند: «فَقَد تَخلی بی فی جوفِ الليل».
🟢 #خداوند (جل و اعلی) می فرمايد: وقتی بنده من در دل شب تاريك، با من خلوت می كند آنگاه كه انسانهای هرزهگرد بطّال، فرصت خود را به جلسات #گناه می گذرانند و آنگاه كه انسانهای #غافل در خواب بهسر می برند، او برمی خيزد و با من سخن می گويد،
🟢آن لحظات، لحظاتی است كه من فرشتگانم را خبر می دهم و به آنها حال اين بندهام را متذكر می شوم و می گويم:
🟢«به اين نقاط روشن زمين بنگريد كه مانند ستارهای برای آسمانيان می درخشد»،
آنگاه خداوند به فرشتهها مباهات می كند.
📌 #فرشته ها با ديدن حال اين بنده #سحرخيز و عارف و عاشق، خود را به او می رسانند و صف به صف پشت سر او به نماز می ايستند، مشرق و مغرب عالم را صفوفی پر می كند كه پشت سر اين بنده آسمانی شكل گرفته است.
📌آنجاست كه خداوند می خندد و عجيب است كه تعبير #خنده و #تبسم خداوند در چند مورد از روايات ما آمده است. از جمله همين مورد.
📌خنده خدا يعنی اوج رضايتمندی پروردگار متعال و اين بنده از عنايت ويژه خداوند بهرهمند میشود.
🌹🕊🌹🕊🌹
#شهید_گمنام
#شهید_ابراهیم_هادی
🌷 بارها می دیدیم #ابراهیم با بچه هایی که دنبال مسائل دینی نبودن #رفیق می شد ؛ و آنها را پس از #جذب به ورزش ، جذب به مسجد و #هیئت می کرد .🌺
🌷 یکی از آنها خیلی از همه #بدتر بود .همیشه خوردن #مشروب و کارهای #خلافش را می گفت 🌺
🌹🕊🌹🕊🌹
🌷 به آقا #ابراهیم گفتم : آقا ابراهیم اینا کیند دنبال خودت #میاری ؟!
با #تعجب پرسید :
چطور ، چی شده ؟!
گفتم : دیشب این پسر دنبال شما اومد #هیئت ؛
حاج آقا داشت از #مظلومیت امام حسین و #کارهای یزید می گفت :
این #پسره با عصبانیت نگاه
می کرد .🌺
وقتی برقها خاموش شد ، به جای اینکه اشک بریزه ، مرتب #فحشهای ناجور به #یزید می داد .
🌹🕊🌹🕊🌹
🌷 ابراهیم که داشت با تعجب #گوش
می کرد ؛ یکدفعه زد زیر #خنده
گفت:
عیبی نداره این پسر تا حالا #هیئت نرفته ، #مطمئن باش وقتی با امام حسین #رفیق بشه #تغییر می کنه🌺
🌷 گفت : ما اگه این بچه ها را #مذهبی کنیم #هنر کردیم.🌺
🌷 دوستی #ابراهیم با این پسر به جایی رسید که همه ی کارهای #اشتباهش را کنار گذاشت.و یکی از بچه های #خوب ورزشگار شد .🌺
🌷 در یکی از روزهای عید همان سال پسر را #دیدم .
در حال پخش یک جعبه شیرینی بود ؛ بعد گفت : من مدیون همه ی شما هستم🌺
🌷 من #مدیون آقا #ابرام هستم .
من از #خدا خیلی ممنونم . من اگر با شما آشنا نشده بودم معلوم نبود الان کجا بودم و..🌺
#تقدیم_به_پهلوان_شهید_ابراهیم_هادی