علل اصلی اعدامهای ۶۷
💎شکست ارتش عراق در جنگ هشت ساله، و پذیرش ۵۹۸ از سوی ایران موجب شد تا صدام به چند دلیل تصمیم بگیرد، با حمله منافقین موافقت کند که از جمله آن این است که اولا سبب میشد تا با رهایی منافقین در ایران از باری که بر دوش رژیم عراق گذاشته اند کم شود،
دوم اینکه مجاهدین میتوانستند خود را که تحت حمایت صدام بودند به عنوان #اپوزیسیون اصلی ایران تثبیت کنند و صدام از حمایتهای مالی مخالفین بینالمللی ایران برخوردار شود
و سوم هم اینکه احتمال پیروزی منافقین با بکارگیری استراتژی گلوله برفی وجود داشت.
💎 منافقین برای حمله به ایران و فتح تهران یک استراتژی طرحریزی کردند که از طرق مخفیانه به اطلاع نیروهایشان داخل #زندان های ایران هم رسیده بود و آنها نیز از مدتی قبل خود را آماده کرده بودند.
💎طی این استراتژی با موج اول حمله، منافقین حاضر در #زندان_کرمانشاه شورش میکردند و با تسخیر زندان، به نیروهایی که از عراق وارد شده بودند میپیوستند و بخشی از نیروهای مردمی استان را هم با خود همراه میکردند.
💎در موج دوم، این گلوله برفی به زندان استانهای همدان، زنجان و قزوین میرسید و در موج آخر زندانیان استان تهران کار را تمام میکردند.
💎شورش در زندانِ کرمانشاه در روزهای آخر با حضور یکی از نفوذیهایی که جایگاه ویژه ای هم نزد منافقین زندانی نداشت به اطلاع مسئولان رسید و خنثی شد.
💎پس از اطلاع از ابعاد و مختصات این استراتژی در نتیجه بازجویی از #منافقین زندان کرمانشاه، مسئولان، زندانیان چهار استان بعدی را بصورت پراکنده منتقل کردند و امکان هرگونه #شورش_در_زندان را منتفی کردند.
👈این یکی از الطاف خداوند در پیروزی های اطلاعاتی دهه شصت علیه منافقین بود.
این موضوع را در راستای اعدام زندانی های سال ۶۷ ارزیابی کنید تا دیگر فرزندانِ خائنینِ اعدامی در سال ۶۷ نگوید:
مشتی زندانی بیگناه و بیدفاع را اعدام کردند.
__گروه دوم از این اعدامیها زندانیهایی بودند که نام آنها از جیبهای منافقین کشتهشده در عملیات شکوهمند #مرصاد خارج شد،
و یا لیستهایی که از داخل تانکها و ادواتِ به غنیمتگرفته شده از این وطنفروشان به دست آمد.
💎لازم به ذکر است که با اینکه خیانت این افراد در زمان جنگ اثبات شده بود و حُکم همه خائنینی که در شرایط ویژهی جنگی با دشمنان همکاری کنند (در همه جهان) #اعدام بدون محاکمه است،
با اینحال با دستور #امام_خمینی برای این افراد دادگاهی ویژه ترتیب یافت، و فقط کسانی #اعدام شدند که با وقاحت اعلام کردند که در صورت معافیت از حکم اعدام، باز هم بر علیه ایران سلاح به دست خواهند گرفت، و با دشمنان همکاری خواهند کرد.
#مسعودفدک
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطرات رهبر انقلاب از #زندان ساواک
🔰#حمام_ساواک
⭕ #عمران_خان عزل شد و به همراه همه اعضای دولتش از سفر خارجی منع شدند.
#خبر_تحلیلی
🔹آخرین مرحله از #کودتای_نرم سیاسی آمریکا و عربستان علیه دولت #پاکستان با دخالت مستقیم ارتش این کشور به ثمر نشست...
🎙عمران خان نخست وزیر پاکستان در دیدار با خبرنگاران:
من از سوی نهادهای این کشور در برابر توطئه خارجی تنها مانده ام.
اگه میخواهید مرا بکشید، بکشید، من به مردم کشور #خیانت نمی کنم.
🔹مرگ یک روز فرا می رسد. بله من تنها هستم اما بردگی پذیرفته نیست.
من تا آخر میجنگم و حاضرم به #زندان بروم.
📸ببینید| دیشب هزاران نفر از هواداران عمران خان به خیابان های لاهور آمده اند
فردا نیز قرار است تظاهرات سراسری در پاکستان برگزار شود.
🚨برای سلامتی حاج خانم صلوات بفرستید!
💠 یکی از نزدیکان مقام معظم رهبری میگوید:
مقام معظم رهبری، احترام زیادی به #همسر خود میگذارند و این احترام، جواب سالها #صبر و #استقامت همسرشان است.
معظم له درباره همسرشان میفرماید: «ایشان حتی یک بار هم، از وضع سخت زندگی و هنگامی که در #زندان بسر میبردم، گله نکردهاند.»
یک روز من بر سر سفرهای در کنار رهبر نشسته بودم. خانم ایشان، هنوز نیامده بودند. وقتی ایشان آمدند رهبر ما، با حالت شوخی و احترام فرمودند: «برای سلامتی #حاج_خانم صلوات بفرستید!»
📗 حکایت نامهی سلاله زهرا (س)،ص ۱۰۸
🚨 افطاری مورد علاقهی #رهبر_انقلاب
💠 رهبر انقلاب نقل میکنند #ماه_رمضان ۱۳۹۰(قمــری) در زندان از راه رسید. با فرا رسیدن این ماه، دلم غرق شادی شــد؛ چون از کودکی این ماه را دوست میداشتم. هنگام افطار فرا رسید، اما چیزی برای من نیاوردند. نماز را خواندم. لحظات شادیآور سر سفره افطار در کنار خانواده، با #سماوری که در برابر ما میجوشید، در خاطرم گذشت. خوردنیهای سبک مخصوص افطار را به یاد آوردم؛ بویژه #ماقوت مختص خود را(غذای معروف مشهدیها که ظاهراً مختص خود آنها است) به یاد آوردم؛ که از هر غذایی برای افطار، آن را بیشتر دوست میداشتم. این «ماقوت» از آب و نشاسته و شکر تهیه میشود و به شیوه خاصی آن را میپزند. #همسر من نیز در پختن آن، همانند پختن سایر غذاها، بخوبی وارد است. ناگهان به خود آمدم و از خداوند مغفرت طلبیدم. شاید این گرسنگی بود که خاطرات یاد شــده را در ذهنم برانگیخت. شاید تنهایی بود. به هر حال باید صبر کرد. نیم ساعت پس از مغرب، یک فنجان چای به دست آوردم. مدتی بعد شــام آوردند، که به خاطر نامرغوبی، دل بدان رغبت نمی کرد. اما قدری از آن را خوردم و بقیه را برای سحری گذاشتم. در سحر هم مابقی آن را با اکراه خوردم، زیرا این غذا از اصل نامطبوع بود و بعد از مانده شدن نیز نامطبوعتر شده بود. نخستین روز بر این منوال گذشت. #روز_دوم، نگهبــان اطلاع داد که چیزی برای شــما فرستاده شــده. آن را گرفتم و باز کردم، دیدم انواع غذاهایی که در افطار به آنها میل دارم، در چند بشقاب برایم فرستاده شده اســت. این غذاها برای چند نفر کافی بود. همسرم آن را آماده ساخته بود و توانسته بود به #زندان برساند. همچنین در همان روز، از منزل برایم وســایل تهیه و صرف چای آوردند. لذا افطاری خوشــمزه و مطبوعی بود که به قــدر کفایت از آن برداشتم و باقی را برای زندانیان فرستادم. این کار هر روز تکرار شد.
📙 کتاب خون دلی که لعل شد