🥀خادم الشهدا🥀:
#قسمت_سوم
-پادگان آموزشی ارتش؛ همان طور که شهید برونسی می گوید، این پادگان در جنوب استان خراسان، در
شهرستان بیرجند واقع شده است
و به قول بچه ها: هیکل ورزیده و در عوض، قیافه روستایی و مظلومی داشتم.
فرمانده پادگان هنوز لابلاي بچه ها می گشت و می آمد جلو. نزدیک من یکهو ایستاد. سعی کردم خونسرد باشم.
توي چهره ام دقیق شد و بعد هم از آن نگاههاي سر تا پایی.
«توأم بروبیرون.»
یکی آهسته از پشت سرم گفت: «خوش به حالت!»
تا از صف برم بیرون، دو، سه تا جمله دیگر هم از همین دست شنیدم: « دیگه افتادي تو ناز و نعمت.»
« تا آخرخدمتت کیف می کنی.»...
بیرون صف یک درجه دار اسمم را نوشت و فرستاد پهلوي بقیه.
حسابی کنجکاو شده بودم.از خود پرسیدم: « چه نعمتی به من می خوان بدن که این بچه شهري ها دارن افسوسش
رو می خورن؟!»
خیلی ها با حسرت نگاهم می کردند.بالاخره از بین آن همه، چهار-پنج نفر انتخاب شدیم. یک استوار بردمان دم
آسایشگاه. گفت:«سریع برین لوازمتون رو بردارین وبیاین بیرون، لفتش ندین ها.»
باز کنجکاوي ام بیشتر شد. برام سؤال شده بود که :«کجا می خوان ببرن ما رو؟»
با آنهاي دیگر هم رفاقت نداشتم که موضوع را ازشان بپرسم. لوازمم را ریختند تو کیسه ئ انفرادي و آمدم بیرون.
یک جیپ منتظر بود.کیسه ها را گذاشتیم عقبش و پریدیم بالا.
همراه آن استوار رفتیم تو شهر بیرجند.چند دقیقه بعد جلوي یک خانه بزرگ ویلایی، ماشین ایستاد.استوار پیاده
شد. رو کرد به من و گفت: «کیسه ات رو بردار بیا.»
خودش رفت زنگ آن خانه را زد. من هم رفتم کنارش. به ام گفت: « از این به بعد در اختیار صاحب این خونه
هستی، هر چی بهت گفتن، بی چون و چرا گوش می کنی.»
مات و مبهوت نگاهش می کردم. آمدم چیزي بگویم، در باز شد. یک زن تقریبا مسن و ساده وضعی، بین دو لنگه ئ
در ایستاده بود. چادر گلدار و رنگ و رو رفته اش را رو سرش جابجا کرد.استوار به اش مهلت حرف زندن نداد. به من
اشاره کرد و گفت: «این سرباز رو خدمت خانم (!) معرفی کنید.»
آمد برود، گفتم: «من ایجا اسلحه ندارم، هیچی ندارم؛ نگهبانی می خوام بدم، چکار می خوام بکنم.»
خنده ناشیانه اي کرد و گفت:«برو بابا دلت خوشه! از فردا همین لباسهات رو هم باید در بیاري و لباس شخصی
بپوشی.»
تو دوره آمورشی، به قول معروف تمسه از گرده مان کشیده بودند. یاد داده بودند به مان که اگر مافوق گفت: بمیر،
بی چون و چرا باید بمیري. رو همین حساب حرف او را گوش کردم و دنبال زنه رفتم تو. ولی هنوز در تب و تاب
این بودم که تو خانه یک خانم می خواهم چکار کنم؟!
روبروي در ورودي، آن طرف حیات یک ساختمان مجلل، چشم را خیره می کرد.وسعت حیات و گلهاي رنگارنگ و
درختهاي سربه فلک کشده هم زیبایی دیگري داشت.
زن گفت:«دنبالم بیا.»
گونه به دست دنبالش راه افتادم. رفتیم تو ساختمان. جلوي «راه پله ها» زن ایستاد. اتاقی را تو طبقه دوم نشانم داد
و گفت: «خانم اونجا هستن.»
به اعتراض گفتم: « معلوم هست می خوام چکار کنم؟ این نشد سربازي
که برم پیش یک خانم.»
ترس نگاهش را گفت. به حالت التماس گفت: «صدات رو بیار پایین پسرم!»
ادامه دارد.....
کپی با ذکر منبع
ڪاناݪ شہید مصطفے صـدرزاده.
@sadrzadeh1
@sadrzadeh1
🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3578724483C0141b45092
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
اللهم عجل لولیک الفرج
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*#مصطفای_قلب_ها 💔*
*مجروحیت سیدابراهیم در بغل* *شهید محمد جعفر حسینی*
*عملیات بصرالحریر*
*#شهید_مصطفی_صدرزاده ❤️*
*#شهید_محمد_جعفر_حسینی 💔*
*#مصطفای_قلب_ها 💔*
*مجروحیت سیدابراهیم در بغل* *شهید محمد جعفر حسینی*
*عملیات بصرالحریر*
*#شهید_مصطفی_صدرزاده ❤️*
*#شهید_محمد_جعفر_حسینی 💔*
*شهید_مصطفے_صدرزاده*❤️
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها
#شهید_ابراهیم_هادی
#شهید_مصطفی_صدرزاده
╔━━━━๑ღ♥️ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید مصطفے صـدرزاده.
@sadrzadeh1
@sadrzadeh1
🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3578724483C0141b45092
╚━━━━๑ღღ♥️๑━━━━╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
غروب امروز کسی گفت به من:تو چقدر تنهایی!
گفتمش در پاسخ: تو چقدر نادانی!
تن من گر تنهاست،دل من با دلهاست
دوستانی دارم همه از جنس بلور
که دعا گوییند و دعایشان گویم
یادشان در دل من!
قلبشان منزل من!
دو دوست صمیمی ام:امام زمان،شهدا...❤️
#
┈┈••✾•🥀❤️🥀•✾••┈
#شهید_ابراهیم_هادی ❤️
#ابراهیم 💕
#شهید_ابراهیم_هادی
#شهید_ابراهیم_هادي
#علمدار_کمیل
#گردان_كميل
#سلام_بر_ابراهیم
#ابراهيم_هادي_دوست_شهيد_من❤️
#اللهم_صل_على_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها
#شهید_ابراهیم_هادی
#شهید_مصطفی_صدرزاده
╔━━━━๑ღ♥️ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید مصطفے صـدرزاده.
@sadrzadeh1
@sadrzadeh1
🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3578724483C0141b45092
╚━━━━๑ღღ♥️๑━━━━╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
غروب امروز کسی گفت به من:تو چقدر تنهایی!
گفتمش در پاسخ: تو چقدر نادانی!
تن من گر تنهاست،دل من با دلهاست
دوستانی دارم همه از جنس بلور
که دعا گوییند و دعایشان گویم
یادشان در دل من!
قلبشان منزل من!
دو دوست صمیمی ام:امام زمان،شهدا...❤️
#
┈┈••✾•🥀❤️🥀•✾••┈
#شهید_ابراهیم_هادی ❤️
#علمدار_کمیل
#گردان_كميل
#سلام_بر_ابراهیم
#ابراهيم_هادي_برادر _شهيد_من❤️
#اللهم_صل_على_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها
#شهید_ابراهیم_هادی
#شهید_مصطفی_صدرزاده
╔━━━━๑ღ♥️ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید مصطفے صـدرزاده.
@sadrzadeh1
@sadrzadeh1
🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3578724483C0141b45092
╚━━━━๑ღღ♥️๑━━━━╝
.●•❗️
خیلۍازمآشیعیآن
میگیمبیخیآلسیلۍمـٰآدرنمیشیم!
نمیخوآدبهفکرسیلۍمـٰآدربآشی
یهفکریبهحآلخودتکن
منتقمزهرآبیآد!
شمآسیلینزنخودشخیلیه!
| #تلنگر
https://eitaa.com/joinchat/3578724483C0141b45092
امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
اى اباهارون ! ما بچه هاى خود را همان طور كه به نماز امر مى كنيم ، به تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام نيز امر مى كنيم . تو نيز برآن مداومت كن ، زيرا بنده شقى (و بدبخت معنوى ) بدان پاى بند نمى شود.
https://eitaa.com/joinchat/3578724483C0141b45092
#تَــلَنـگـر... ⃠🚫
روزِحسابکتابڪہبرسھ..
بعضےازگُناهاټروکہبهتنِشوڹمیدڹ،
مےبینےبراشوڹاستغفارنڪردۍ،
اصݪاًیادٺنبوده !
امّازیرِهࢪگُناهټیہاستغفارنوشتہشده..
اونجاسٺکہتازهمیفهمۍ
یکۍبہجاټتوبهڪرده....
یکےڪہحواسشبھټبوده..؟
یہپدردݪسوز..
یکےمثلِمهدے"عج" :)
#امام_زمان
و سلام بر او که می گفت:
احتیاط کن!
تو ذهنت باشد یکی دارد مرا میبیند
یک آقایی دارد مرا میبیند
دست از پا خطا نکنم
که (مهدی (عج)فاطمه (س) خجالت بکشد»
#شهید سید مجتبی علمدار🌷
#شادی_روح_شهدا_صلوات
ڪاناݪ شہید مصطفے صـدرزاده.
@sadrzadeh1
@sadrzadeh1
🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3578724483C0141b45092
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
اللهم عجل لولیک الفرج
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──