eitaa logo
انتشارات صهبا - موسسه جهادی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
272 ویدیو
42 فایل
📚 انتشارات صهبا - مؤسسۀ جهادی 🌍 www.jahadi.ir 🖼 www.instagram.com/sahba_nashr 📞 025-33551212 ✅ ارتباط با ما 🆔 @sahba_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
41.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 منتخبی از مجموعۀ اسناد حَلَقات «انسان ۲۵۰ساله» 🔘 قطعۀ سیزدهم: شرح حال زینب کبری در عصر عاشورا 🗒 نمازجمعه تهران، ۱۳۶۳/۷/۲۰ @sahba_nashr
🔸پسر کوچکِ خانواده چای می‌آورد و مجلس را با چایِ داغِ منزلِ شهید، گرم‌تر می‌کند! پسر، بعد از تعارف چای به ما، کنارِ مادرش، روی مبل می‌نشیند. زیر لب «بسم‌الله»ای می‌گویم و شروع می‌کنم: خُب، حاج‌خانم، از همسرتان برایمان بگویید، از آقاسید. همسر شهید که حالا بیست‌وهفت سال است از شوهر شهیدش جدا افتاده، شروع می‌کند به تعریف‌کردن: ها دیگه! یکی دو بار ‌رفت جبهه. همین بار دومی که رفت، رفت که رفت! برنگشت. شهریور بود، شهریورِ 67. همسر شهید، ساده‌دلانه می‌گوید: هیچ اصلاً به ما نگفتند کجا شهید شده، چطور شهید شده؛ هیچ‌چیز به ما نگفتند! حتی وقتی هم پرسیدیم، بهمان نگفتند! چند روز بعد از شهادت، به خوابم آمد. پرسیدم: سید چطور شدی؟ گفت: نگو چطور شدی، بگو شهید شدی! 📚کتاب کریمانه/ منزل شهید هاشمی @sahba_nashr
014 - اسناد حلقات انسان 250ساله.mp3
6.65M
📢 منتخبی از مجموعۀ اسناد حَلَقات «انسان 250ساله» 🔘 قطعۀ چهاردهم: *نقش امام سجاد در زندگی 250سالۀ ائمه اطهار (1)* 🗒 سخنرانی به مناسبت شهادت امام سجاد مسجد کرامت، مشهد مقدس، ۱۳۵۲/۱۱/۲۹ @sahba_nashr
🔰جمعه بعدازظهر بود که فالانژهای وحشی، با فرمان اسرائیلی‌ها وارد اردوگاه‌های «صبرا و شتیلا» شدند. همه مسلح بودند، اما عجیب‌تر از تفنگ‌ها، چاقوها و تبرهایی بود که با خود داشتند. بوی خون در اردوگاه پیچید. اجازه ندادند که خبرنگاری بیاید و ببیند که چگونه، سر کودکان را به راحتی و سنگ دلی می برند! کم‌کم هوا تاریک می‌شد و اجساد مردم و قطعات بریده شدۀ بدن هایشان همه جا دیده می‌شدند. و قصّاب‌ها که از کشتن با چاقو و تبر خسته شده‌ بودند، فلسطینی‌ها را به رگبار می‌بستند. هوا که تاریک شد، دستور از فرماندهی صادر‌ شد که تا صبح ادامه دهید. نزدیک سحر، سیزده نفر مسلح، با لگد درِ خانه‌ای محقر را شکستند و هجوم آوردند؛ پدر، مادر و دختر خردسال، وحشت‌زده و با چشمان پف‌کرده به آنها نگاه می‌کردند. قبل از آنکه صدای فریاد یا التماس بلند شود، سیزده مسلسل باهم شروع به شلیک کردند. تمام دیوارهای خانه خونی شد. دختر و زن جوانی نبود که به این آسانی جان بدهد. در آن چهل‌وهشت ساعت، بدترین جنایات تاریخ اتفاق افتاد. چندین مادر باردار کشته و شکمشان دریده شده بود. جسد مادرانی با کودکان شیرخوار در آغوششان این طرف و آن طرف دیده می‌شد. بعد‌ها معلوم شد که نزدیک به چهارهزار نفر کشته شده‌اند. روز بعد، فقط ۱۸۰۰ جسد بی‌جان در اردوگاه‌های صبرا و شتیلا افتاده بود. باقی شهدا کجا بودند؟... 📚کتاب از هراره تا تهران/ بخش اول: هراره روایت کامل کشتار وحشیانۀ اردوگاه‌های صبرا و شتیلا را در کتاب «از هراره تا تهران» بخوانید. @sahba_nashr
🔸️ «یکی از بهترین کارهایی که در زمینۀ احیای ادب فارسی در این روزگار انجام گرفته و می‌تواند ادامه پیدا کند، تجلیل از شخصیتی مثل شهریار است. شهریار رحمت‌الله‌علیه نمونه‌ای از شعرای برجستۀ دوران طولانی ادب فارسی است. یعنی ما در دورۀ هزارسالۀ شعر فارسی و ادبیاتی که در محور شعر فارسی شکل گرفته، وقتی نگاه می‌کنیم، چهره‌های برجسته‌ای را می‌بینیم که این چهره‌های برجسته را می‌توان در میان هزاران سخنور، شاعر و گوینده، ممتاز کرد. شهریار یکی از این چهره‌هاست. یعنی یک شاعر متوسط نیست؛ یک شاعر برجسته است و جزو ماندگاران شعر فارسی است، و حقاً این‌طور است. ۱۳۸۵/۶/۲۶» 📚گفتار استاد شهریار @sahba_nashr
انتشارات صهبا - موسسه جهادی
◾انا لله و انا الیه راجعون چهرۀ بعضی انسان‌ها، بدون هیچ سخنی، محبت و اخلاص را فریاد می‌زند. پشت میز کوچک و بسیار ساده‌ای، نزدیک به در حسینیۀ آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای (همان خانۀ پدری حضرت آقا در مشهد) پیرمرد باصفایی را می‌دیدی با قد کوتاه، عرقچین مشکی بر سر و پیراهن همیشه سفیدی بر تن. لبخند هم مانند رنگ پیراهن ثابت بود. در روزگار جوانی، یکی از پامنبری‌ها و شاگردان همیشگیِ آیت‌الله خامنه‌ای بود، و نمایندۀ جمعی که گرچه دانشجو و طلبه و تحصیل‌کرده نبودند، اما جلوتر از خیلی از آنها، هم پای بحث‌های علمی بودند و سرشار می‌شدند. و هم پای عمل، تا پای جان در رکاب استاد و انقلاب می‌ایستادند. وقتی در سال ۵۶ آیت‌الله خامنه‌ای را به ایرانشهر تبعید کردند، او اولین نفری بود که با یکی از دوستانش، رنج و خطر سفر را به جان خرید و به ایرانشهر رفت تا مگر کمکی در آن شرایط سخت، از دستش بربیاید. حاج علی در این راه، از دادن جان هم فراتر رفت و برادر و پسرش را قربانی دفاع از انقلاب کرد؛ بدون ادعا و هیاهو.. حاج شمقدری، هنوز هم خودش را شاگرد آقا می‌دانست. مثل شاگرد پای سخنرانی‌ها می‌نشست و با همت و علاقه‌ای عجیب، کتاب‌های منتشرشده از بیانات ایشان را مطالعه می‌کرد؛ گرچه چشمانش همراه این شدت مطالعه نبودند و به سختی و درد خود را همراه می‌کردند. حاج علی گاهی نکاتی از برخی کتاب‌ها، مثل «عهد مشترک» و «ولایت و حکومت» بیان می‌کرد که حقیقتاً مبهوت می‌ماندیم از این دقت و ریزبینی و نکته‌سنجی، و آنگاه چنان این نکات را با مسائل روز و سخنرانی‌های معاصر حضرت آقا تطبیق می‌داد که عمق بصیرت و شناختش را به تصویر می‌کشید. از آنهایی بود که زمان در محضرش کند می‌شد؛ ساعت به دقایقی می‌گذشت، به شیرینی آبنبات‌هایی که تعارفمان می‌کرد. هر سوال و بحثی از حاج‌آقا شمقدری، جوابی شیرین داشت، مگر سؤال از خاطرات و سوابق خودش که در جواب، یا می‌فرمود به چه دردتان می‌خورد؟! یا مسیر بحث عوض می‌شد. او یار و رفیق مقام معظم رهبری بود؛ از گذشته تا امروز، تا آنجا که وقتی در ایام نوروز ۹۹، به‌علت شیوع کرونا، حضرت آقا به مشهد نرفتند، تلفنی حال و احوال حاجی را پرسیده بودند و با او صحبت کرده بودند. حاج‌آقا جزو حامیان مادی و معنوی صهـبا بود که همیشه با آغوش باز ما را می‌پذیرفت و پدرانه محبت می‌کرد. و ما امروز داغدار عزیزی شدیم که جای خالی‌ دیدارش در زیارت‌های مشهدمان باقی خواهد ماند. حاج علی شمقدری خادم امام رضا علیه‌السلام بود و ان‌شاءالله از امشب، مهمان مولای مهربان و رئوف است. خداوند به خانواده و نزدیکان، و به وجود مبارک استاد و رفیق قدیمی‌اش، در این مصیبت، اجر و صبر عنایت فرماید. در آخرین شب جمعه از ماه محرم، این پیرغلام مکتب اهل بیت را به فاتحه و صلواتی مهمان کنید.. @sahba_nashr
7.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 نقش امام سجاد در زندگی ۲۵۰سالۀ ائمه اطهار (۲) دانلود صوت کامل👇
015 - نقش امام سجاد در زندگی 250ساله ائمه اطهار.mp3
7.78M
📢 منتخبی از مجموعۀ اسناد حَلَقات «انسان ۲۵۰ساله» 🔘 قطعۀ پانزدهم: نقش امام سجاد در زندگی ۲۵۰سالۀ ائمه اطهار (۲) 🗒 سخنرانی به مناسبت شهادت امام سجاد مسجد کرامت، مشهد مقدس، ۱۳۵۲/۱۲/۱ @sahba_nashr