eitaa logo
صاحب الزمانی ها 🇵🇸
363 دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
5هزار ویدیو
105 فایل
این جا کانالیه که‌ توش می خواهیم قلب امام زمانمون رو شاد کنیم. ان شاءالله که قلب حضرت از دست سربازانشون راضی باشه #من_یـک_منتظـرم پل ارتباطی : @resalat40 استفاده از کانال مجاز میباشد شادی قلب مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه بلند صلوات
مشاهده در ایتا
دانلود
بخش اول ☘ در ابتدا باید دانست که اجماع شیعیان بر استحباب این شهادت است؛ نه وجوب و ضرورت آن. عالمان شیعی برای اثبات استحباب شهادت ثالثه در اذان، به روایات متعددی استناد کرده‌اند، اما در میان آنان، دو نظر درباره دلیل استحباب آن وجود دارد: ۱. برخی آن را جزء مستحب می‌دانند. این بدان معناست که شهادت ثالثه مانند قنوت که جزئی مستحبی از نماز است (در عین جزئیت، نمازگزار می تواند آن را به جای نیاورد)، مستحب بوده و از اجزای اذان به شمار می‌آید. ۲. عده‌ای دیگر، آن را جزء اذان نمی دانند؛ هر چند همچنان به استحباب آن قائل‌اند. این یعنی نمازگزار می تواند آن را در اذان بر زبان آورد، اما نباید با قصد جزئیت (با این قصد که شهادت ثالثه جزئی از اجزای اذان است) این کار را انجام دهد. مانند صلوات در هنگام بردن یا شنیدن نام گرامی رسول اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، که استحباب صلوات پس از شنیدن نام ایشان، مخصوص به غیر اذان نیست؛ یعنی حتی در اذان هم اگر کسی نام ایشان را بر زبان آورد، مستحب است بعد از آن، صلوات بفرستد. و این حکم برای صلوات از جانب هیچ عالمی مورد اشکال قرار نگرفته است. بنابر دیدگاه این دسته از عالمان شیعی،دقیقا همین مطلب در مورد شهادت ثالثه نیز جاری است؛ زیرا در روایات شیعه چنین آمده است که هر زمان شخصی شهادت به وحدانیت خدا و نبوت پیغمبر گرامی اسلام داد، بلافاصله پس از آن شهادت به ولایت امیر‌مومنان علی (علیه‌السلام) نیز شهادت دهد.
بخش دوم ☘ به عنوان نمونه، محمدحسن نجفی که به صاحب جواهر شهرت دارد، می‌گوید: «الا انه لا باس بذکر ذلک لا علی سبیل الجزئیة عملاً بالخبر المزبور ولا یقدح مثله فی الموالاة و الترتیب، بل هی کالصلاة علی محمد عند سماع اسمه... بل لو لا تسالم الاصحاب لامکن دعوی الجزئیة بناء علی صلاحیّه العموم لمشروعیة الخصوصیة. و الامر سهل؛ [۱] ولی اشکالی ندارد ذکر شهادت سوم نه به عنوان جزئیت، بلحاظ عمل کردن به روایت احتجاج و این معنی شهادت سوم ضرری به موالات و ترتیب اذان و اقامه نمی‌زند، بلکه همانند صلوات بر محمد است به هنگام شنیدن اسم ایشان در اذان و بلکه اگر اتفاق و تسالم اصحاب و فقهاء بر عدم جزئیت نبود جا داشت ادعای جزئیت آنرا می‌کردیم، بنابراین که عمومات صلاحیت دارند خصوصیت برای عبادت تشریع کنند.» ممکن است این سوال به ذهن آید که چگونه ادعای اجماع بر این مطلب می شود، در حالی که در فتاوای برخی عالمان شیعی، حکم به حرمت شهادت ثالثه در اذان شده است. پاسخ به این پرسش، این است که اگر برخی عالمان شیعه در فتوای خود، حکم به تحریم آن کرده‌اند، متعلق این تحریم، شهادت به نحو جزئیت بوده است؛ یعنی نباید شهادت ثالثه را به قصد جزء اذان گفت. اما اصل گفتن آن بدون این قصد، اشکالی ندارد.
بخش سوم 🍀 در این بخش به ذکر برخی روایات می پردازیم که بر جواز شهادت ثالثه در اذان دلالت دارند. برای این منظور، ابتدا روایتی از منابع شیعی را آورده و در ادامه به ذکر روایت یا روایاتی که موید مضمون روایت شیعی هستند، می پردازیم: ۲.۱ - روایت اول از (علیه‌السّلام) چنین روایت شده است که: به حضرت عرض نمودم: ایشان (اهل سنت) روایتی نقل می‌کنند که وقتی رسول خدا به آسمان برده شد، بر روی عرش نوشته‌ای دید که: لا اله الا الله محمد رسول الله، ابوبکر صدیق. پس حضرت فرمودند: سبحان الله؛ همه چیز را تغییر دادند؛ حتی این را؟ گفتم: آری؛ پس فرمودند: خداوند وقتی عرش را آفرید بر روی آن نوشت: لا اله الا الله محمد رسول الله علی امیرالمومنین؛ و وقتی آب را آفرید در محل حرکت آن نوشت: لا اله الا الله محمد رسو الله علی امیرالمومنین؛ و وقتی خداوند کرسی را آفرید بر پایه‌های آن نوشت: لا اله الا الله محمد رسول الله علی امیرالمومنین؛ و وقتی خداوند لوح را آفرید نیز چنین کرد؛ و وقتی جبریل را آفرید؛ و وقتی زمین‌ها را آفرید؛ و... پس در انتها فرمودند: ووقیت خداوند ماه را آفرید بر روی آن نوشت: لا اله الا الله محمد رسول الله علی امیرالمومنین؛ و این همان سیاهی است که در ماه می‌بینید؛ پس هر زمان که یکی از شما گفت: لا اله الا الله محمد رسول الله، پس باید بگوید: علی ولی الله. همانطور که در بحث بالا گذشت، بنابر دیدگاه شیعی، این روایت مربوط به زمان یا مکان خاصی نیست و شامل اذان نیز می‌گردد.
بخش چهارم ☘ در منابع اهل سنت، روایاتی را وجود دارد که مضمون روایت بالا را تایید می‌نماید: ۲.۱.۱.۱ - شاهد اول عن ابی الحمراء عن رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قال: «لمّا اسری بی الی السماء اذا علی العرش مکتوب لا اله الاّ الله، محمد رسول الله ایّدته بعلی؛[۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] از ابی حمراء از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده است که فرمودند: وقتی که من به آسمان برده شدم بر عرش نوشته شده بود که خدایی جز خدای یگانه نیست؛ محمد فرستاده اوست؛ او را با علی پشتیبانی نمودم.» ۲.۱.۱.۲ - شاهد دوم «عن ابن مسعود عن رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قال: اتانی ملک فقال: یا محمّد واسال من ارسلنا من قبلک من رسلنا علی ما بعثوا. قلت: علی ما بعثوا؟ قال: علی ولایتک وولایة علی بن ابی طالب؛ [۹] از ابن مسعود (در ذیل آیه ۴۵ سوره زخرف) از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده است که فرمود: ‌ای محمد از فرستادگان قبل از خودت بپرس که به چه شرطی فرستاده شده‌اند؟ پرسیدم به چه شرطی فرستاده شده‌اند؟ پاسخ داد: بر ولایت تو و ولایت علی بن ابی طالب.»
بخش پنجم☘ شاهد سوم «عن حذیفة عن رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قال: لو علم الناس متی سمّی علی امیرالمؤمنین ما انکروا فضله، سمّی امیرالمؤمنین وآدم بین الروح والجسد، قال الله تعالی: واذ اخذ ربّک من بنی آدم من ظهورهم ذریّتهم واشهدهم علی انفسهم الست بربّکمقالت الملائکةبلی فقال: انا ربّکم محمد نبیّکم علی امیرکم؛ [۱۰] از حذیفه از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده است که فرمودند: اگر مردم می‌دانستند چه زمانی علی را به امیری مومنان انتخاب شد، برتری او را انکار نمی‌کردند؛ او زمانی امیر مومنان شد که آدم بین روح و جسد بود (هنوز روح در بدن او وارد نشده بود) خداوند می‌فرماید: «و هنگامی که پروردگارت از فرزندان آدم از پشت‌های ایشان نسل ایشان را بیرون آورد و ایشان را شاهد بر خویش گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا؛ پس فرمود: من پروردگار شمایم؛ محمد پیامبر شما و علی امیر شما.»
۲.۱.۱ - شواهد از منابع سنی در منابع اهل سنت، روایاتی را وجود دارد که مضمون روایت بالا را تایید می‌نماید: بخش ششم ☘ ۲.۱.۱.۱ - شاهد اول از جمله شواهد این روایت، روایتی است که اهل سنت در مورد علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) نقل می‌کنند که رسول خدا به او فرمودند: «ما سئلت ربّی شیئا فی صلاتی الاّ اعطانی و ما سالت لنفسی شیئا الاّ سالت لک؛ [۱۱] [۱۲] از پروردگار خویش در نمازم هیچ چیز نخواستم، مگر آنکه آن را به من داد؛ و برای خویش چیزی نخواستم مگر آنکه آن را برای تو نیز خواستم.» در اینجا به همین مقدار اکتفا می نماییم، اما یقینا در این زمینه روایات دیگری نیز موجود بوده که به دست ما نرسیده است. از این رو، محمدباقر مجلسی در بحارالانوار می‌گوید: «واقول: لا یبعد کون الشهادة بالولایة من الاجزاء المستحبة للاذان، لشهادة الشیخ و العلامة و الشهید و غیرهم بورود الاخبار بها؛ [۱۳] و می‌گویم: بعید نیست که شهادت به ولایت از اجزای مستحب اذان باشد؛ زیرا شیخ (طوسی) و علامه (حلی) و شهید و غیر ایشان، شهادت داده‌اند که روایاتی در این زمینه آمده است.» بنابراین، شهادت ثالثه نزد بیشتر علمای ما مکمل شهادت به رسالت رسول گرامی اسلام و ذکر ـن، مستحب است؛ اگر چه جزو اجزای اذان به شمار نمی‌رود. آیت‌الله سیستانی نیز در کتاب منهاج الصالحین به این مطلب اشاره کرده‌است:«...والشهادة لعلي (عليه السلام) بالولاية وإمرة المؤمنين مكملة للشهادة بالرسالة ومستحبة في نفسها وإن لم تكن جزء من الأذان ولا الإقامة، وكذا الصلاة على محمد وآل محمد عند ذكر اسمه الشريف؛ [۱۴]