نتونستم این دوتا اکتو کنار هم نذارم🦦😂
#نظرات_مخاطبین
SAHELEROMAN | ساحل رمان
ولی رفقا به دور از شوخی ادمینها و تیم گرافیک مثل شما نفری حق یه رأی داشتن؛)🚶🏻♀
ولی من جای شما بودم آستین بالا میزدم برای بالا بردن کانال که زودتر رمان جدید رو شروع کنیم!
نمیدونید چیه این #بگذارید_خودم_باشم
نگم براتون از ماجراش👀💔
#نظرات_مخاطبین
SAHELEROMAN | ساحل رمان
ساحل رمان
حالا که حرف ازش شد این رو هم بگم: میتونید با جستوجوی #راز_تنهایی، نظرات مخاطبین و ادیتهای جذاب
ما هیچ ما نگاه... :)
نَقلِ ما نیست؛ خودتون دلدادهی #راز_تنهایی شدید!🎐
#نظرات_مخاطبین
SAHELEROMAN | ساحل رمان
با تشکر از تمـــــــــامـــــــــــی دوستانِ کثیری که اینجا رو از خودشون دونستن و باهامون به گپ و گفت نشستن،🤛🏻🤜🏻
و معذرت از تمــــــــامــــــــــــی عزیزانِ کثیری که وقت نشد جوابشون رو بدیم🥲
در اسرع وقت به بقیهی پرسشها میپردازیم.
#گفتمانجات
SAHELEROMAN | ساحل رمان
روز روشن به خود از عشق تو کردم چو شبِ تار
به امیدی که تو هم شمعِ شبِ تار من آیی... :)
☕️#شعریجات
◆ #شبتون_مهتاب
SAHELEROMAN | ساحل رمان
نباید .. ❌
نباید .. ❌
نباید .. ❌
•
•
یه سری کارها رو نباید انجام داد!
هوم؟!
#ادامه_دارد...
SAHELEROMAN | ساحل رمان
11.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثلا
هیچجوره نباید این ویدئو رو ببینی!
نباید!❌
#استوری
SAHELEROMAN | ساحل رمان
ساحل رمان
مثلا هیچجوره نباید این ویدئو رو ببینی! نباید!❌ #استوری SAHELEROMAN | ساحل رمان
یکی به ایشون بگه اشتباه به عرضشون رسوندن😐😂
SAHELEROMAN | ساحل رمان
°•|🪞|•°
#قسمت_..._ام!
دختر شادی بودم که نه زمان میفهمیدم، نه مکان، نه خانواده!
تمام آینهی اتاقم پر است از نوشتههایم که با رژلبها چپ و راستش حک شده است!
این آخری، دیگر با مداد جای جای کاغذ دیواری طرحهای کج و ماوج من حک شده بود.
کودکی دیوار را دوست نداشتم، من را محصور میکرد، آزادی میخواستم،
اما مزه نوجوانی که آمد زیر زبانم، چهاردیواری اتاقم پناهگاهم شد.
حریم داشتن خوب است، خیلی خوب است، میتوانی خودت باشی و افکارت!
همهی آدابدانیها با بستن در اتاقت هیچ میشود و من از این راحتی لذت میبردم. مینشستم پای همهی کارهایی که انجامشان نمیدادم.
اتاقم نقطهنقطه بود.
درس برای میزم بود، کف اتاق، کف بیابانی وسیع بود انگار!
هر وسیلهای هرجا، و من دوست داشتم پخش بودن را!
شاید همین حسوحالها شد پایهی اولین اعتراضها!
اشک بیخود، خودش را به گوشهی چشمانم میرساند.
چرا من در زمان و مکان خودم درگیری داشتم؟
.
.
.
#بگذارید_خودم_باشم
#نرجس_شکوریان_فرد
SAHELEROMAN | ساحل رمان