eitaa logo
انس با صحیفه سجادیه
5هزار دنبال‌کننده
17.2هزار عکس
2.6هزار ویدیو
1.7هزار فایل
من به شما عزیزان توصیه میکنم با صحیفه سجادیه انس بگیرید! کتاب بسیار عظیمی است! پراز نغمه های معنوی است! مقام معظم رهبری Sahifeh Sajjadieh در اینستاگرام https://www.instagram.com/sahife2/ ادمین کانال @yas2463
مشاهده در ایتا
دانلود
⏪برنامه ی روزنامه ی ✅ کریم 👈 روزی یک صفحه 🌸 هدیه میکنیم تلاوت این صفحه را به پدران و مادران و پدر بزرگ ها و مادر بزرگها یمان که منتظر ما هستند و مرحوم آیت الله محمد جواد ره 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
🔹در کوی بی نشانها 🔹 🔹 شمه ای از احوالات مرحوم آیت حق و عارف بالله حضرت آیت الله حاج شیخ جواد (قدس سره) 🔹 👇 📜 اینجا 🔹 (زندگی نامه تصویریی 4 ساعت ) 👇 🎥 اینجا ✔️ و تاثیر گزار - انشاالله از کنار قبر نورانی این عالم بزرگ دعا گوی همه خواهیم بود - قبرستان علی ابن جعفر قم ) ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2
انس با صحیفه سجادیه
✳️لاتی که با عشق به امام حسین علیه السلام عارف شد !!!! 🔴 #رسول_ترک یکه ‌بزن محله بود؛ از آن آدم‌ها
🔴این غزل تقریبا نشان میدهد که حافظ ابتدا یک شخصیت رسمی ومصلحت اندیش داشته وغم دل راباتبدیرمعمولی رفع میکرده وباعث پشتگرمی صاحبدلان نیز بوده است وکاردان وکامل حساب میشده وبعد اینچنین دل مصلحت اندیش را به قول خودش در کوی جانان ازدست داده واز تعلیم عشق بهر ه مند گردیده وبیت آخر ظاهرا تلمیحی است برگذشته اش که خود را محکم جاهلی دانسته است بدنیست احوال را به یاد بیاوریم که ابتدا یک دیندار رسمی وسجاده نشین با وقاری بوده وبعد در ملاقات با شمس احوالش دگرگون گردیده است در مورد هم گفته شده که مرگ ارادی یک درویش باعث انقلاب روحی او شده ودر مورد هم گفته شده که از شنیدن سخن خاصی ناگهان متحول گردیده است و نیز مرحوم محمد جواد ره ....به هر حال همه اهل معرفت دستخوش انقلاب روحی شده اند منتها بعضی ناگهانی بوده وکسانیکه که خبر خاصی ازتحول آنها نرسیده مسلما تحول تدریجی داشته اند در مورد حافظ خبرخاصی در این مورد نداریم ولی به نظر میرسد که او در غزل فوق به تحول روحی خود اشاره کرده است آیا تحول مزبور چه تعریف و توجیهی میتواند داشته باشد؟باتوجه به احوال این بزرگان میتوان گفت که آن عدول از کیش ومرام میراثی ورسمی و رسیدن به کیش فطری و نوعی بیداری است (گویا به نسبت در بعضی کسان ازهمه اقوام وملل این حالت پیش میآید) ◀️ کانال انس با 🆔 @sahife2
آیت‌الله هادی رحمت الله علیه از شاگردان مرحوم محمد جواد و آیت الله قدس الله نفسه الزکیه ◀️ کانال انس با 🆔 @sahife2
📚 «سوخته» ✍️ پیرامون زندگی و و عارف توحیدی مرحوم آیت حق و عارف بالله حضرت آیت الله حاج شیخ جواد (قدس سره) (۱۳۳۹-۱۲۸۱) است . 👌شما میتوانید آنرا قانونی از دریافت کنید https://taaghche.com/book/18074 🎥 ضمنا زیبای را هم "اینجا" ببینید) ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2و
✳️ سالك الي الله حاج محمد حسن بیاتی (ره) از شاگردان مرحوم آیت حق و عارف بالله حضرت آیت الله حاج شیخ جواد (قدس سره) http://tariqe11elallah.blogfa.com/post/131 حضرت علامه (ره) از قول حضرت آقای (ره) در توصیف ایشان چنین فرموده اند : خیلی از رفقا در معنی توحید گیر دارند , ولی آقای بیاتی خیلی روشن است و خداوند به ایشان عنایت بسیاری فرمود و ایشان در ردیف رفقای درجه اولی هستند که ما شب و روز با هم هستیم . او همیشه با من است . عرض کردم (علامه) کلمه ای بفرمایید که برای ایشان بنویسم . فرمودند : " فاستقم کما امرت " آرامگاه: قبرستان علی ابن جعفر قم در کنار قبر نورانی استاد 🆔 @sahife2
✳️ سالك الي الله مرحوم حاج هادی ابهری (ره) از شاگردان مرحوم آیت حق و عارف بالله حضرت آیت الله حاج شیخ جواد (قدس سره) http://tariqe11elallah.blogfa.com/post/140 مرحوم ابهری، کسی بود که چشم بصیرتش باز شده بود عمده شهودش را از گریه بر حضرت سید الشهداء علیه السلام گرفته بود. چند چیز انسان را به بصیرت می رساند و یکی از آنها گریه است آرامگاه: قبرستان علی ابن جعفر قم در کنار قبر نورانی استاد 🆔 @sahife2
حاج احمد انصاری، فرزند مرحوم آیت الله علیه الرحمه می‌گوید: ایشان وقتی اسم حضرت ولی عصر علیه‌السلام برده می‌شد یک مرتبه تغییر رنگ می‌داد، قیافه‌اش عوض می‌شد، می‌فرمودند: « نزدیک است ولی اگر دعا کنید نزدیک تر می شود، چون دعا خیلی مؤثر است. هر چه می توانید برای ظهور حضرت دعا کنید.» ضمن این که را زیاد تأکید می کردند که دوستان بخوانند به صورت مستمر، می‌فرمودند: « هم حتماً بخوانید و پیدا کنید به حضرت و از  ایشان بخواهید مشکلات دنیا و آخرت و سیر و شما را بر طرف کند، چون الان اختیارات با حضرت است» 📚 امام زمان در کلام اولیای ربانی ص15 🆔 @sahife2
مكاشفه قرآن از صداى سگ‏ «يكى از اساتيد بزرگ ما در علم عرفان الهى مرحوم رضوان مقام عرفان الحقّ و اليقين آية الله آقاى حاج شيخ محمّد جواد رحمة الله عليه ميفرمودند: يك نفر از سالكين كه شب براى برخاسته بود شنيده بود كه سگ همسايه سوره و الشّمس را ميخواند. اين جانب چنين گمان دارم كه اين قضيّه براى خود ايشان بوده است؛ و ليكن چون بزرگان غالبا در مقام بيان، اين گونه امور را نسبت به خود نميدهند فلهذا به عنوان يك نفر سالك بيان كرده‏اند. و باز در نزد حقير، خواندن سگ سوره و الشّمس را مكاشفه بوده است كه براى ايشان از صداى سگ حاصل شده است، چون ايشان در آن وقت به مجاهدات نفسانيّه براى تزكيه نفس اشتغال داشته ‏اند اين سوره كه داراى سوگندهاى بسيار براى اثبات نجاح و رستگارى نسبت به تزكيه كنندگان نفس است براى ايشان تحقّق پذيرفته است‏. » 📚 مرحوم علامه محمد حسین ره - آيت نور، ص: 207 - معاد شناسى، ج‏9، ص: 56 🆔 @sahife2
📖 : حکایت دو همدانی؛ لات و عارف و محمد جواد 👈همدان ، دیاری است که کوه‌هایش زمستان سرد دارد، اما قلب‌های مردمانش کوره‌ی عشق خداست. در این سرزمین دو مرد زیستند؛ یکی علی گندابی، نامش با عربده و بگیروببند و مستی عجین بود؛ و دیگری، حاج‌محمدجواد انصاری، که از کودکی‌اش دست در دامان دعا و اشک کشیده بود… اما این‌دو، هرچند ظاهرشان فرق داشت، در باطن‌شان یک درد مشترک موج می‌زد: دوری از یار و عطش وصل. شبی از آن شب‌های بارانی، علی مست و بی‌رمق، به پای روضه امام حسین می‌رسد. شنیدی که چگونه یک منبر و یک اشک، زندگی او را دگرگون می‌کند و توبه، چراغ راهش می‌شود… https://eitaa.com/sahife2/8240 از آن سو، حاج‌محمدجواد انصاری، همان سال‌ها نوجوانی‌ست در یکی از محله‌های قدیمی همدان؛ کودکی ساده و پاک، اما تشنه‌ی حقیقت. از پنج سالگی در مسجد و روضه، صدای گریه بلند می‌کند؛ دست در دستِ خادمان اهل‌بیت، خاک‌روبی می‌کند و هر شب صحیفه سجادیه و مفاتیح الجنان به بغل می‌گیرد و گوشه‌ی اتاق دعا می‌خواند. اما دلش هیچگاه از شنیدن خبر توبه‌ی علی گندابی آرام نشد می‌گفت: "اگر خدا دست علیِ دیروزی را گرفت، یعنی امید برای همه هست… یعنی هرکس بیاید کنار سفره حسین، حتی اگر سی سال دور مانده باشد، باز با یک ‘یا حسین’ برگشتنی‌ست!" سال‌ها بعد، حاج‌محمدجواد انصاری در محراب امام جماعت می‌رسید، قبل از اذان می‌نشست و با دقت به چهره‌های مردم نگاه می‌کرد: می‌گفت شاید میان این جمع، جوانی نشسته که ‘گندابیِ بعدی’ باشد؛ اهل بداخلاقی، یا شکسته‌دل، یا حتی آلوده… مثل خودش، وقتی جوان بود، زود گریان می‌شد برای کسی که اشکش، گرچه پشت چهره‌ی خشن پنهان شده باشد، عاقبت به درگاه خدا مقبول است. یک شب تابستانی، مرد میانسالی پای منبر حاج‌محمدجواد نشسته بود. همه از او فاصله می‌گرفتند؛ کسی حرفش را باور نداشت. اما حاج‌آقا، بی‌تکلف رفت کنارش نشست. خودش بعدها تعریف کرد: "حاج‌آقا دستم را گرفت، آرام کنار گوشم گفت: ‘خودت را گم نکن، علی گندابی هم این راه را رفت، تو هم می‌توانی…’ آن شب، فقط با یک جمله برگشتم… سال‌هاست زندگی‌ام عوض شده." و این رازِ عاشقی همدانی‌هاست: هم علی گندابی و هم حاج‌محمدجواد، می‌دانستند هیچ‌کس را، حتی اگر هزاربار شکسته و آلوده باشد، نباید ناامید کرد. در آخرین سال‌های عمر، حاج‌محمدجواد انصاری ؛شاگردهایش را جمع کرد و جمله‌ای گفت که شده وصیت‌نامه‌اش در دل اهل سلوک: "چشم به راه گندابی‌های خمیده‌ام؛ هرکس دلش شکست و آمد، قرار است نور شود… مثل علی، مثل خود ما." 🆔 @sahife2
📖 داستان : حکایت دو همدانی؛ لات و عارف و محمد جواد 👇 https://eitaa.com/sahife2/67873 کانال 🆔 @sahife2