eitaa logo
انس با صحیفه سجادیه
5هزار دنبال‌کننده
17.2هزار عکس
2.6هزار ویدیو
1.7هزار فایل
من به شما عزیزان توصیه میکنم با صحیفه سجادیه انس بگیرید! کتاب بسیار عظیمی است! پراز نغمه های معنوی است! مقام معظم رهبری Sahifeh Sajjadieh در اینستاگرام https://www.instagram.com/sahife2/ ادمین کانال @yas2463
مشاهده در ایتا
دانلود
✳️ حکایت قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور می آید) بخش 6 🌺 حق فرستاد انبیا را با ورق تا گزید این دانه‌ها را بر طبق پیش ازیشان ما همه یکسان بدیم کس ندانستی که ما نیک و بدیم قلب و نیکو در جهان بودی روان چون همه شب بود و ما چون شب‌روان تا بر آمد آفتاب انبیا گفت ای غش دور شو صافی بیا چشم داند فرق کردن رنگ را چشم داند لعل را و سنگ را چشم داند گوهر و خاشاک را چشم را زان می‌خلد خاشاکها ادامه دارد .... برنامه ی - 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
انس با صحیفه سجادیه
✳️ حکایت #عارف_و_خرش قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور می آید
🔴حق فرستاد انبیا را با ورق 👈خداى تعالى انبیا را فرستاد تا این دانه‏ها را بر گزیده و طبقه بندى نمایند. پیش از آمدن انبیا ما همه یکسان بودیم و کسى نمى‏دانست که ما نیک و بد داریم‏. نقد و قلب با هم و مثل هم رایج بودند و جهان چون شب بود و ما چون شب رو. تا آفتاب انبیا طلوع کرده گفت اى قلب دور شو و اى نقد صافى بیا. رنگها را چشم تمیز مى‏دهد چشم است که لعل و سنگ را مى‏شناسد. چشم مى‏داند که گوهر کدام و خاشاک کدام یکى است از همین جهت است که خاشاک بچشم مى‏خلد. 👈 مولانا در این‌جا کتاب‌های آسمانی را به ورقی تشبیه کرده است که با آن، دانه‌های نیک و بد انسان را از یک‌دیگر می‌توان جدا کرد. با این بیان، اشاره به آیهْ شریفهْ دارد که: «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»:مردم (در آغاز) یک دسته بودند؛ (و تضادى در میان آنها وجود نداشت. بتدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادهایى در میان آنها پیدا شد، در این حال) خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانى، که به سوى حق دعوت مى‏کرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى کند. (افراد باایمان، در آن اختلاف نکردند؛) تنها (گروهى از) کسانى که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه‏هاى روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگرى، در آن اختلاف کردند. خداوند ، آنهایى را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبرى نمود. (امّا افراد بى‏ایمان، همچنان در گمراهى و اختلاف، باقى ماندند.) و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت مى‏کند. وقتی که آفتاب انبیا تابید، فکر و اندیشه آدمیان به تکاپو و حرکت افتاد و به سوی بالندگی و رشد و نوسانات حرکت کرد و قدرت تشخیص و آگاهی انبیا و مردان حق و اولیاءالله، عرصهْ بروز اندیشهْ بشری شد. انبیا را واسطه ز آن کرد حق تا پدید آید حسدها در قلق‏ بخش 6 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
✳️ حکایت قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور می آید) بخش 7 🌺 دشمن روزند این قلابکان عاشق روزند آن زرهای کان زانک روزست آینهٔ تعریف او تا ببیند اشرفی تشریف او حق قیامت را لقب زان روز کرد روز بنماید جمال سرخ و زرد پس حقیقت روز سر اولیاست روز پیش ماهشان چون سایه‌هاست عکس راز مرد حق دانید روز عکس ستاریش شام چشم‌دوز زان سبب فرمود یزدان والضحی والضحی نور ضمیر مصطفی قول دیگر کین ضحی را خواست دوست هم برای آنک این هم عکس اوست ورنه بر فانی قسم گفتن خطاست خود فنا چه لایق گفت خداست ادامه دارد .... برنامه ی - 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
✳️دشمن روزند این قلابکان 👈صرّافان دغل‌ کار، دشمن روزند، ولی طلا‌های ناب معادن شیفته روزند؛ یعنی انسان‌های ریاکار، دشمن انبیا هستند که وجودشان چون روز پُرفروز است. اما خردمندان نیک سرشت، عاشق و شیفتهْ وجود نورانی انبیایند. حضرت حق تعالی، برای آن به قیامت روز فرمود که روز، زیبایی سرخ و زرد و حقیقت اشیاء را نشان می‌دهد و در قرآن، قیامت به عنوان روز جدایی نیکان از بدان آمده است: «إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ »:همانا خداوند در روز قیامت، میان آنها جدایی افکند که او بر احوال همه موجودات، گواه است پس در حقیقت، روز حقیقی، سرّ اولیاست و روز این جهانی را با آفتاب این روز حقیقی نباید قیاس کرد، اما اگر در برابر مهتاب اولیاء قرار دهیم، تازه چیزی است تاریک، مانند سایه. روشنایی روز این جهان، بازتابی از سرّ اولیاست و شب که چشم‌ها را می‌دوزد و دید انسان‌ها را می‌گیرد، بازتاب صفت ستّاری آنهاست. مولانا همین سخن را به قرآن مستند می‌کند. سوگند پروردگار به روشنایی در آغاز سورهْ والضحی، سوگند به نور باطن پیامبر(ص) است و مفسران می‌گویند که در همهْ روشنایی‌های عالم، نور محمد (ص) است که می‌تابد؛ درخورشید، ماه و ستارگان. مولانا می‌گوید: قول دیگری هم در تفسیر والضحی هست که این سوگند، به روشنی روز است؛ برای آن‌که روشنی روز، بازتاب روشنی محمدی است. سپس مولانا برای تأیید تفسیر خود از والضحی، به آیهْ شریفهْ سوره انعام اشاره می‌کند که ابراهیم خلیل در جست‌وجوی خدای خود بود و ستاره را خدا می‌پنداشت، اما هنگامی که افول آنها را دید، گفت: «فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَى کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِینَ »: من این روشنایی‌های افول کننده را دوست ندارم. هر پیمبر اُمّتان را در جهان همچنین تا مخلصى مى‏خواندشان‏ کز فلک راه برون شو دیده بود در نظر چون مردمک پیچیده بود مردمش چون مردمک دیدند خُرد در بزرگى مردمک کس ره نبرد اگر دعوت اولیاى خدا گسترده گردد، دکان مدعیان دروغین بسته خواهد شد، براى همین است که آنان دشمن مردان خدایند. اگر چراغ خرد بندگان روشن شود، مقام و ارزش اولیاى خدا را خواهند دانست. اولیاى خدا هدایت مردم را خواهند، و پیروان شیطان گمراهى آنان را، چنان که زر سره همیشه خواهان روشنى است و ناسره طالب تاریکى. بخش 7 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
✳️ حکایت قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور می آید) بخش 8 🌺 از خلیلی لا احب افلین پس فنا چون خواست رب العالمین لا احب افلین گفت آن خلیل کی فنا خواهد ازین رب جلیل باز واللیل است ستاری او وان تن خاکی زنگاری او آفتابش چون برآمد زان فلک با شب تن گفت هین ما ودعک وصل پیدا گشت از عین بلا زان حلاوت شد عبارت ما قلی ادامه دارد .... برنامه ی - 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
انس با صحیفه سجادیه
✳️ حکایت #عارف_و_خرش قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور می آید
🔴از خلیلی لا احب افلین 👈 مولانا می‌گوید: جایی‌که بنده‌ای چون ابراهیم "لا احب ال آفلین" می‌گوید، چگونه ممکن است که پروردگار جهانیان، روشنی ناپایدار این جهانی را بخواهد و به آن سوگند بخورد؟ مولانا می‌گوید: سوگند به شب، در آیهْ دوم سورهْ والضحی؛ باز سوگند به شب این جهانی نیست. پروردگار به ستّاری پیامبر سوگند می‌خورد و ستاری او در این است که اسرار غیب را می‌داند، اما در درون تن خاکی و جنبهْ دنیاییِ زندگی‌اش پنهان است. اگر این ستاری نباشد، پیامبر نمی‌تواند مردم را به راه راست هدایت کند. تن را به این جهت زنگاری می‌گوید که تن، به خلاف جان، پاک و روشن نیست و همانند صفحهْ فلزی است که روی آن زنگاری باشد. آلودگی به زندگی مادی، زنگار تن است. در بیت بعد، باز تن را به شب تشبیه کرده است و می‌گوید: تابش نور پیامبر با پرداختن به جنبه‌های این جهانی زندگی منافات ندارد و آفتاب نور محمدی، هنگامی که از فلک نبوّت طلوع کرد، به جنبهْ دنیایی وجود او گفت: «مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى » پروردگارت تو را وانگذاشته و بر تو خشم نگرفته است منظور مولانا این است که همین جنبهْ مادی زندگی تن هم می‌تواند به عنوان وسیله، در خدمت جنبهْ روحانی و خدایی باشد. بنابراین تفسیر از سوره والضحی، پروردگار به هر دو جنبهْ غیبی و این جهانی پیامبر سوگند خورد که او را وانگذاشته است. مولانا می‌گوید: در حقیقت وصال حق از درون بلا آشکار می‌شود و آیهْ « مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ »گویای شیرنی وصل است پس از وقفهْ کوتاه در نزول وحی. بخش 8 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
✳️ حکایت قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور می آید) بخش 9 🌺 هر عبارت خود نشان حالتیست حال چون دست و عبارت آلتیست آلت زرگر به دست کفشگر همچو دانهٔ کشت کرده ریگ در و آلت اسکاف پیش برزگر پیش سگ که استخوان در پیش خر بود انا الحق در لب منصور نور بود انا الله در لب فرعون زور شد عصا اندر کف موسی گوا شد عصا اندر کف ساحر هبا زین سبب عیسی بدان همراه خود در نیاموزید آن اسم صمد کو نداند نقص بر آلت نهد سنگ بر گل زن تو آتش کی جهد دست و آلت همچو سنگ و آهنست جفت باید جفت شرط زادنست ادامه دارد .... برنامه ی - 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
انس با صحیفه سجادیه
✳️ حکایت #عارف_و_خرش قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور می آید
🔴هر عبارت خود نشان حالتیست 👈مولانا می‏گوید: احوال ما و آن‌چه به ارادهْ حق بر دل‌ها می‏گذرد، مانند دستی است که امور زندگی را می‏گرداند و عبارت نیز مانند ابزاری است که دست با کمک آن کاری را پیش می‏برد. هر ابزاری را باید به دست اهلش داد که می‏تواند به کار ببرد؛ مثلاً اگر ابزار زرگر در دست کفّاش قرار گیرد، مانند این است که دانه‏ای در ریگ‌زار کاشته شود. هم‌چنین اگر ابزار کفاش را در اختیار کشاورز قرار دهی مثل این است که کاه را پیش سگ و استخوان را پیش الاغ بگذاری. منظور این است که عبارت قرآن و سخن اهل معنا در صورتی مؤثر و موجب هدایت است که در دست اهلش قرار گیرد و از او صادر گردد. برای مثال، انا الحق گفتن منصور حلاج به نور تبدیل شد، ولی انا الله گفتن فرعون، دروغ و یاوره بود، زیرا منصور از سرای خودبینی بیرون آمد و خود را در ذات حق فانی کرد و دیگر چیزی جز حق نمی‏‏دید و وجود او نایی بود که نوازنده‌اش حضرت حق بود. این انا الحق را در واقع خدا می‏گفت، نه منصور. فرعون هم گفت من خدایم. ولی این سخن, از پریشانی و بیماری دل وی بود. در‌حالی‌که هر دو به ظاهر یک سخن می‏گویند. مثال دیگر، عصایی است که موسی در دست داشت و بر صدق و راستی او گواهی می‌داد. ولی عصایی که در دست جادوگران بود به هیچ دردی نمی‌خورد. به همین دلیل حضرت عیسی اسم اعظم را به همراه نادان خود نیاموخت. آن‌که نادان است عیب و نقص را به ابزار نسبت می‏دهد؛ مثلاً اگر تو سنگ را بر گل بکوبی آتشی تولید نمی‌شود. نا اهلان نیز ممکن است کلمات حق‌تعالی و اولیاالله را حفظ کنند و دائم ورد زبان سازند، اما از این رهگذر چیزی جز گمراهی نصیبشان نگردد. بخش 9 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
✳️ حکایت قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور می آید) بخش 10 🌺 آنک بی جفتست و بی آلت یکیست در عدد شکست و آن یک بی‌شکیست آنک دو گفت و سه گفت و بیش ازین متفق باشند در واحد یقین احولی چون دفع شد یکسان شوند دو سه گویان هم یکی گویان شوند گر یکی گویی تو در میدان او گرد بر می‌گرد از چوگان او گوی آنگه راست و بی نقصان شود کو ز زخم دست شه رقصان شود گوش دار ای احول اینها را بهوش داروی دیده بکش از راه گوش پس کلام پاک در دلهای کور می‌نپاید می‌رود تا اصل نور وان فسون دیو در دلهای کژ می‌رود چون کفش کژ در پای کژ ادامه دارد .... برنامه ی - 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
انس با صحیفه سجادیه
✳️ حکایت #عارف_و_خرش قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور می آید
🔴آنک بی جفتست و بی آلت یکیست 👈آن که بى‏جفت است و بى‏آلت فقط یکى است و آن ذات خداوندى است عدد ممکن است مشکوک باشد ولى بهر حال در یکى شکى نیست‏. بگویند یا سه یا بیشتر بهر حال در یکى شکى نیست و هر سه درو شود یکى متفقند. وقتى احولى رفع شد همه یکسان مى‏شوند آنهایى که دو یا سه مى‏گفتند همه خواهند گفت یکى‏. اگر گوى میدان او هستى در جلو چوگان او چون گرد بهوا بلند شو و چوگان خورده از میدان بر گرد. گوى وقتى بى‏نقص و درست است که از چوگان دست شاه برقص در آید . اى احول اینها که گفتم بدقت گوش کن و بچشمان خود از راه گوش دارو بکش‏ . بس کلام پاک که بدلهاى کور وارد نشده و بسراغ اصل روشن خود مى‏رود . ولى فسون دیو در دلهاى کج بسهولت وارد مى‏شود همان طور که کفش کج بپاى کج مى‏رود . 👈 هستی یکی بیش نیست و آن‌‌چه هست خداست. جلوه‏های گوناگون این هستیِ مطلق در عالم ماده و تعین متعدد است و ما این نمود‏ها را به چشم ظاهر می‏بینیم. در این‌جا مولانا از مذاهب دیگر رفع اتهام می‏کند و می‏گوید: معتقدان به اهورامزدا و اهریمن، یا آنها که در مذهب مسیح سه نیروی معنوی و خدایی (اب، ابن، روح القدس) قائل شده‌اند، یا آنها که چون یونانیان باستان برای هر چیز، خدایی قائل بودند، باز در وجود خدای یگانه متفق‏اند. به‌هر‌حال به یک نیروی غیر مادی و نادیدنی اعتقاد دارند. مولانا این دو خدایی یا چند خدایی را به نقص چشم احول و دو بین تشبیه می‏کند؛ همان‌طور که احول یک چیز را دو چیز می‏بیند، انسان ناآگاه نیز نمودهای هستی مطلق را جداگانه می‏پندارد. پس در یک خدایى همگان متحدند و آنان که خدا را دو و سه دانند یا گویند «اَللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ» ، با دیده کج و ناقص به جهان مى‏نگرند. اگر با فهمى درست به نظام عالم مى‏نگریستند وحدت را در همه چیز مى‏دیدند و همه چیز را در حیطه قدرت او مى‏دانستند که: وَ فِى کُلِّ شَى‏ءٍ لَهُ آیَةٌ تَدُلُّ عَلى أنَّهُ وَاحِدٌ در ادامه تاکید می کند که: قائل به توحید باش وبه ضربهْ چوگانِ مشیت به سویی برو. ، اگر تو به راستی معتقد به یگانگی پروردگاری، به راستی کسی در راه حق، حق گوی و راست و بی‌نقصان است که ضربهْ دست حق، او را در میدان معرفت به حرکت درآورد. اگر چشم حقیقت‌بین نداری، با شنیدن سخن مردانِ حق، چشم دوبین خود را درمان کن و یگانگی حق را ببین. کلام حق در دلی که به عنایت حق روشن نباشد، نمی‏ماند و به اصل نور باز می‏گردد. بخش 10 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
✳️ حکایت قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور آمد) بخش 11 🌺 گرچه را به تکرار آوری چون تو نااهلی شود از تو بری ورچه بنویسی نشانش می‌کنی ورچه می‌لافی بیانش می‌کنی او ز تو رو در کشد ای پر ستیز بندها را بگسلد وز تو گریز ور نخوانی و ببیند سوز تو علم باشد مرغ دست‌آموز تو او نپاید پیش هر نااوستا همچو طاووسی به خانهٔ روستا برنامه ی - 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2
انس با صحیفه سجادیه
✳️ حکایت #عارف_و_خرش قسمت چهارم (این قسمت به علت طولانی بودن در 11 بخش تنظیم گردیده و بمرور آمد) ب
🔴گرچه را به تکرار آوری 👈حکمت را اگر چه تو تکرار کنى چون نااهل هستى از تو رو گردان مى‏شود و مى‏رود . مى‏رود اگر چه مکرر بنویسى و نشان کنى و اگر چه بیان و تقریر نموده بذهن بسپارى‏. او از تو با ستیزه روى در مى‏کشد و براى گریختن بندها را پاره مى‏کند. و اگر تو هیچ نخوانى و او طلب و سوز تو را ببیند علم مرغ دست آموز تو خواهد شد. همان طور که مرغ دست آموز شاه بخانه روستا نمى‏رود علم هم پیش نااستاد نخواهد رفت‏. 👈مولانا از کسانی سخن می‏گوید که در ظاهر، حکمت الهی نمی‏‏خوانند اما پروردگار سوز درون آنها را می‏بیند و معرفت خود را به آنها می‏دهد و علم الهی در دست آنها مانند مرغ دست‌آموز می‏شود. اما علم الهی و سخن حق در نزد ناآگاهان مانند طاووسی که در خانه محقر یک روستایی است و می‏گریزد. مشابه این مضمون در کلام امام علی(ع) نیز آمده است: «فانّ الحکمة تکون فی صدرالمنافق فتلجلج فی صدره حتی تخرج فتسکن الی صواحبها فی صدر المومن؛ حکمت را هر جا که هست بیاموز، زیرا حکمت در سینه منافق آن‌قدر می‏جنبد که سرانجام در سینه مؤمن جای گیرد.» علم چندان که بیشتر خوانى چون عمل در تو نیست نادانى‏ (سعدى) علم کآن نبود ز هو بى‏واسطه آن نپاید همچو رنگ ماشطه‏ علمهاى اهلِ دل حمّالشان علمهاى اهلِ تن احمالشان‏ علم چون بر دل زند یارى شود علم چون بر تن زند بارى شود حکمت پژوهان واقعی علم ظاهرى را بارى بر دوش متعلّم دانند و گویند علمى که حقیقت را بیان مى‏دارد علم باطن است و این علم را از کتاب و دفتر طلب نباید کرد، بلکه درون صافى مى‏خواهد تا آن علم در آن متجلّى شود. اگر چنین روشنایى در دل پدید شد، این همان حکمت است. همچو آهن ز آهنى بى‏رنگ شو در ریاضت آینه بى‏زنگ شو خویش را صافى کن از اوصافِ خود تا ببینى ذاتِ پاک صافِ خود بینى اندر دل علوم أنبیا بى‏ کتاب و بى‏ مُعید و اوستا بخش 11 🙏کانال انس با 🆔 @sahife2