امروز بعد از شش ماه، بالاخره تونستم درباره صدف با تراپیستم صحبت کنم.
سختترین کار امسالم بود...
و خوشحالم که تراپیستم هم مثل خودم، عاشق حیواناته و کلی عروس هلندی داشته.
بهم گفت هیچ جوره تقصیر تو نبود.
عروس هلندیها وقتی موقع رفتنشونه، قلبشون میایسته. بخاطر همین گردنشون شل میشه و سرشونو میاندازن پایین، بعد خودشونو پرت میکنن اینور اونور و میمیرن.
هیچ ربطی به خفه شدن یا آب نداشته...
و من بعد شش ماه، بالاخره تونستم ته مونده های اون حس «تقصیر من بود» رو از وجودم پاک کنم.
اومدن از دولینگو کپی ایرانی ساختن.
اینکه تقریبا همه بخشهاش کپی پیسته به درک؛ نکردن حداقل حیوونش رو عوض کنن و جغد نذارن!
اونوقت میگن چرا ایران پیشرفت نمیکنه. 😐