🇮🇷سـَڵآمٌـ عَڵْے آݪِ یـٰاسـین
.𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷 «رمــان جــان شیعــه،اهـل سـنـت» #پارت_سیصد_و_سیزدهم تاکسی گرفتیم و مجید آدر
.𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷𖧷
«رمــان جــان شیعــه،اهـل سـنـت»
#پارت_سیصد_و_چهاردهم
طول دیوارهای سیمانی و در بزرگ سفیدش روی هم بیش از بیست متر بود و در تمام این طول بلند، لب در و دیوارها از شاخههای درختان سبز بندری شده و شاخههای چند نخل تزئینی از آن سوی دیوار سرک میکشید.
یک چراغ بزرگ بر سر درِ ِ ورودیِ خانه نصب شده و همین نورافشانی، زیبایی چندانی میکرد تا من و مجید برای چند لحظه فقط محو تماشای این منظره رؤیایی شویم.
از شدت کمردرد دست به کمر گرفته و قدمی عقبتر از مجید ایستاده بودم.
مجید سا ک را کنار دیوار روی زمین گذاشت، با همان دستش زنگ زد و انگار صاحبخانه منتظر آمدن ما، در حیاط ایستاده بود که بلافاصله در را باز کرد.
روحانی قد بلند و درشت اندامی که عمامه سیاهش، نشانی از سید بودنش بود و به حرمت شهادت امام کاظم عبا و پیراهن مشکی به تن داشت.
با رویی خوش با مجید سلام و احوالپرسی کرد و همانطور که سرش را پایین انداخته بود تا
مستقیم نگاهم نکند، به من هم خوش آمد گفت و با نهایت مهربانی تعارفمان کرد تا داخل شویم. مجید خم شد تا سا ک را از روی زمین بردارد، ولی میدید برداشتن همین سا ک کوچک هم برای مجید مشکل است که خودش پیشدستی کرد،
سا ک را از روی زمین برداشت و بیتوجه به اصرارهای مجید، با گفتن
یا الله!
وارد حیاط شد و اهالی خانه را از آمدن میهمانان باخبر کرد. با احساس ناخوشایندی از خجالت و غریبی، پشت سرِ مجید قدم به حیاط گذاشتم که پیش چشمان نگرانم، بهشتی رؤیایی جان گرفت.
حیاط زیبا و بزرگی که باغچه سرسبزی در
میانش به ناز نشسته و دور تا دورش، نخلهای تزئینی و کوتاهی صف کشیده بودند و با رقص ملیح شاخههایشان برایم دست تکان میدادند.
انگار در این حیاط خبری از گرمای این شبهای بندر نبود که صاحبخانه خوش سلیقه، سنگ فرش حیاط را آب و جارو زده بود تا بوی خوش آب و خا ک در فضا پیچیده و خنکای لطیفی صورت پژمردهام را نوازش دهد.
روبرویم در صدر حیاط، ایوان بزرگ و دلبازی بود که حیاط را به ساختمان متصل میکرد و تنها سه پله کوتاه از ً سطح حیاط ارتفاع میگرفت که آن هم با ردیفی از گلدانهای کوچک تزئین شده
بود.
ساختمان در تمام طول ایوان امتداد داشت و به نظرم دو ساختمان کاملا مشابه بودند که در یک طبقه و در کنار هم ساخته شده بودند.
به قلم فاطمه ولی نژاد
•|🕊🌱 سـَڵآمٌـ عَڵْےآݪِیـٰاسـین |•
🌤@salamalaaleyasiin🌤