9.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویری کمتر دیده شده
از چند مصاحبه ی کوتاه #شهید_حاج_حسین_خرازی در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس
و کلام امام خمینی (ره)
#تلنگر
می گفت:
ما به اینجا نیامده ایم تا روی هر تپه ای سنگری بکنیم و خودمان را با زدن چهار تا گلوله مشغول کنیم!
آمده ایم تا نَفَس دشمن را ببریم؛
قیمتش را هم با خون مان می دهیم...
#شهید_حاج_حسین_خرازی
حالا باید گفت:
ما اینجا جمع نشده ایم که #تعداد اعضای کانال و یا بازدید از مطالب به هر نحوی برای مان مهم شود!
ما آمده ایم خود را بسازیم؛
تا نفس را از نَفَس در بیاوریم...
#اندکی_تامل
#تلنگر
می گفت:
ما به اینجا نیامده ایم تا روی هر تپه ای سنگری بکنیم و خودمان را با زدن چهار تا گلوله مشغول کنیم!
آمده ایم تا نَفَس دشمن را ببریم؛
قیمتش را هم با خون مان می دهیم...
#شهید_حاج_حسین_خرازی
حالا باید گفت:
ما اینجا جمع نشده ایم که #تعداد اعضای کانال و یا بازدید از مطالب به هر نحوی برای مان مهم شود!
ما آمده ایم خود را بسازیم؛
تا نفس را از نَفَس در بیاوریم...
#اندکی_تامل
یافاطمةالزهرا(س)
❤️شهید حاج حسین خرازی❤️
شنیده ایم حسین از بیمارستان مرخص شده. برگشته. ازسنگر فرماندهی سراغش را می گیریم.
می گویند. « رفته سنگر دیده بانی. » - اومده طرف ما ؟ توی سنگر دیده بانی هم نیست. چشمم میافتد به دکل دیده بانی. رفته آن بالا ؛ روی نردبان دکل.
« حسین آقا ! اون بالا چی کار می کنی شما؟ » می گوید « کریم! ببین. با یه دست تونستم چهار متر بیام بالا. دو روزه دارم تمرین می کنم. خوبه. نه ؟»می گویم « چی بگم والا؟»
📚 یادگاران، جلد هفت، کتاب شهید خرازی،
#شهید_حاج_حسین_خرازی
می گفت:
ما به اینجا نیامده ایم تا روی هر تپه ای سنگری بکنیم و خودمان را با زدن چهار تا گلوله مشغول کنیم!
آمده ایم تا نَفَس دشمن را ببریم
قیمتش را هم با خون مان می دهیم...
#شهید_حاج_حسین_خرازی
#اندکے_تامل
🍃می گفت:
ما به اینجا نیامده ایم تا روی هر تپه ای سنگری بکنیم و خودمان را با زدن چهار تا گلوله مشغول کنیم!
.
آمده ایم تا نَفَس دشمن را ببریم؛
قیمتش را هم با خون مان می دهیم...
#شهید_حاج_حسین_خرازی
.
حالا باید گفت:
ما اینجا جمع نشده ایم که #تعداد اعضای کانال و یا بازدید از مطالب به هر نحوی برای مان مهم شود اما
آمده ایم خود را بسازیم؛
تا نفس را از نَفَس در بیاوریم...
🍃 @SALAMbarEbrahimm 🍃
داییش تلفن کرد گفت :
حسین تیکه پاره رو تخت بیمارستان افتاده
شما همین طور نشستین؟
گفتم : نه
خودش تلفن کرد
گفت دستش یه خراش کوچیک برداشته پانسمان می کنه میاد
گفت شما نمیخواد بیاین
خیلی هم سرحال بود
گفت :
چی رو پانسمان می کنه؟ دستش قطع شده
شب رفتیم یزد بیمارستان
به دستش نگاه می کردم
گفتم : خراش کوچیک !
خندید
گفت : دستم قطع شده
سرم که قطع نشده
#شهید_حاج_حسین_خرازی
اگر برای خدا جنگ می کنید، احتیاج ندارد که به من و دیگری گزارش کنید،
گزارش را نگه دارید برای قیامت
#شهید_حاج_حسین_خرازی
کانال کمیل 🇮🇷
ایشان لباس پاسداری کمتر به تنش میکرد در زمان جبهه ما دونوع اورکت داشتیم یک نوع اورکت خوب و شیک بود
مرخصی داشتیم ...
قرار شد با حاج حسین بریم اصفهان حاجی گفت: بیا با اتوبوس بریم!
بهش گفتم: با اتوبوس؟!
تویِ این گرما؟!
حاج حسین تا این حرفم رو شنید گفت:
گرما؟!
پس بسیجی ها توی گرما چیکار می کنن؟!
من یکدفعه باهاشون از فاو اومدم شهرک هلاک شدم ، اونا چی بگن؟!
با همون اتوبوس می بَرمت تا حالت جا بیاد ...
📚 یادگاران ۷
#شهید_حاج_حسین_خرازی🕊🌹
می گفت:
ما به اینجا نیامده ایم تا روی هر تپه ای سنگری بکَنیم و خودمان را با زدن چهار تا گلوله مشغول کنیم!
آمده ایم تا نَفَس دشمن را ببریم ؛
قیمتش را هم با خون مان می دهیم...
#شهید_حاج_حسین_خرازی🌷
حالا باید گفت:
ما آمده ایم خود را بسازیم؛
تا #نفس را از نَفَس در بیاوریم...
🕊 @salambarEbrahimm 🕊
8.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاج حسین را ببین، او را از «آستین خالی» دست راستش بشناس!
#شهید_حاج_حسین_خرازی
#شهید_آوینی
🤬 به شدت عصبانی شد . لب هم به غذا نزد
گفت : دلیلی نداره برای ما که فرمانده ایم چلو کباب بیارند و برای نیرو ها غذای دیگه❗️
بعد هم دستور داد غذاهارو برگردونند عقب...!
خیلی به فکر نیروهاش بود ❤️
اگه هم بعضی وقتا دو نوع غذا درست می کردن بهترینشو می داد برای اونهایی که توی خط اند
بین بچه ها هم معروف بود ( چلو کباب تو خط ، ساچمه پلو تو شهرک ) ☺️
فرمانده بی ادعا ❤️
#شهید_حاج_حسین_خرازی
🌷یادش با ذکر #صلوات
🌱 @salambarebrahimm 🕊