eitaa logo
کانال کمیل 🇮🇷
6.4هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
3.6هزار ویدیو
123 فایل
#سلام_برابراهیم❤ ✍️سیره شهدا،مروربندگی،ارتباط با خدا.‌.. 💬خادمان‌کانال؛ @Ashena_bineshan @komeil_channel_95 ✅ موردتائیدمون👇 💢 @BASIRAT_CYBERI 👤نظرات شما👇 @nazarat_shoma کپی باذکر‌14 #صلوات برای هرپست✅ اومدنت اتفاقی نبود...😉
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از شهادت داداش مصطفی از مادر شهید پرسیدن: حالا كه ‌بچه ات‌ شهید شده میخوای چیكار کنی؟! ایشونم دست گذاشتن روی شونه ی نوه شون و گفتن: یه مصطفی دیگه تربیت می کنم... 🕊🌹
کانال کمیل 🇮🇷
ان شاءالله تاسوعا پیش عباسم...
همیشه عادت داشت زیارت عاشورا را آرام بخواند، اما روز های آخر زیارت عاشورا را با صدای بلند می‌خواند... انگار که میدانست روز های آخرش است دو روز قبل از شهادتش با هم داخل ماشین نشسته بودیم. محرم بود و یک مداحی از گذاشته بود... روضه رسید به اینجا که ان شاءالله تاسوعا پیش عباسم سیدابراهیم هم سرش را تکان داد و با لبخند ، نرم روی سینه اش زد و گفت: ان شاءالله تاسوعا پیش عباسم 🕊🌹
به قول آقا مصطفی صدرزاده: کسی که توی هیئت فقط سینه می زنه خیلی کار بزرگی نمیکنه... کسی که سینه می زنه فقط یه سینه زنه، شیعه ی مرتضی علی باید با رفتارش عشقش رو ثابت کنه...!!♥️🕊
💕 همسر شهید می‌گفت؛ صحبت‌های ما خیلی کوتاه بود اما در همان فرصت کوتاه روی یک چیز خیلی تاکید کرد، او بارها گفت که یک می‌خواهد. شاید کسی که به خواستگاری می رود بگوید همسر و همدم می‌خواهد اما مصطفی گفت که همسنگر می‌خواهد. بعد از چند سال به او گفتم ما که الان در زمان جنگ نیستیم، علت اینکه همسنگر خواسته چه بوده ؟ او گفت: « جنگ ما در حال حاضر جنگ نظامی نیست؛ جنگ الان ما . اگر همسنگر خواستم به خاطر کارهای فرهنگیه تا وقتی من انجام می‌دهم، همسرم هم در کنار من کار فرهنگی کند ». 🍃 🌷 یادش با ذکر 🕊 @salambarEbrahimm 🕊
میگفت: از در انداختنت بیرون از پنجره بیا تو واسه خواسته هات ناامید نشو! خدا ببینه سفت و سخت چسبیدی به خواسته ات، بهت میده خواستت رو...
آقا مصطفی همیشه سر به زیر بود که مبادا چشمش به نامحرم بیافتد. 🔻همسر شهید: یک روز مادرم اومد پیش من گفت این آقا مصطفی تو خیابون از بغلش که رد میشم حتی سلام هم نمیکنه ولی تو خونه دست و پای منو می بوسه! وقتی آقا مصطفی اومد خونه ازش پرسیدم چرا این کارو میکنی؟! گفت: تو که می دونی من تو خیابون به کسی نگاه نمیکنم... 🕊🌹 یادش با ذکر
کانال کمیل 🇮🇷
ان شاءالله تاسوعا پیش عباسم...
همیشه عادت داشت زیارت عاشورا را آرام بخواند، اما روز های آخر زیارت عاشورا را با صدای بلند می‌خواند... انگار که میدانست روز های آخرش است دو روز قبل از شهادتش با هم داخل ماشین نشسته بودیم. محرم بود و یک مداحی از گذاشته بود... روضه رسید به اینجا که ان شاءالله تاسوعا پیش عباسم سیدابراهیم هم سرش را تکان داد و با لبخند ، نرم روی سینه اش زد و گفت: ان شاءالله تاسوعا پیش عباسم 🍃 🕊🌹
گفتم : به نظرت کیا‌ شهید‌ میشن؟! گفت : اونایی که اسراف میکنن گفتم : اسراف! تو چی؟! گفت : تو دوست داشتن خدا 🕊🌹
وقتی کار فرهنگی رو شروع میکنیم اولین چیزی که با آن میجنگیم خودمان هستیم 🕊🌹
یک روز برای مسابقات کشتی بسیج با مجموعه ما اومده بود بهش گفتم مصطفی این رفيقت که تهرانیه... دلم ميخواد روش رو کم کنی! یک جوابی داد که صد تا پهلوان باید فکر می کرد تا اون جواب رو بده...! گفت دایی جمال! شاید خدا ظرفیت بردن او را بیشتر داده باشه خدا کنه ظرفیت باخت و برد را داشته باشیم اگر نداشتیم و بردیم خطر داره... مصطفی از همان نوجوانی روش و منش جوانمردانه داشت. 🕊🌹 راوی دایی شهید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
خیلی به بحث حجاب اهمیت میداد. وقتی چهارشنبه ها از حوزه بیرون میزدیم تا برویم خانه ، مصطفی سرش را پایین مینداخت و اخم هایش را در هم می‌کرد.... میپرسیدم :چی شده باز؟! با دلخوری میگفت: این همه شهید ندادیم که ناموس مملکت با این سر و وضع بیرون بیاد...💔 ⁩🕊🌹