#مسابقه_حب_الحسین_علیه_السلام
#بریر_قاری_قرآن
#محرم
#امام_حسین
#عاشورا
#تعلیم_و_تربیت
#دارالقرآن_بسیج
#دوم_محرم
⚫️⚫️
#شفا_یافتن_به_برکت_سوره_حمد
✳️علامه مجلسى مى نویسد: از امیرمومنان علیه السلام نقل شده كه فرمود: وقتى امام حسین علیه السلام بیمار شد
مادرش فاطمه(س) او را نزد پیامبر(ص) برد و عرض كرد: یا رسول الله! دعا كن خداوند به پسرت شفا عنایت فرماید
.✳️رسول خدا(ص) فرمود: دخترم! خداوند متعال همان كسى است كه او را به تو هبه كرد و او قادر است كه پسرت را شفا دهد
✳️. در همان وقت جبرئیل نازل شد و عرض كرد: یا محمد! به درستى كه خداوند متعال سوره اى را بر شما نازل نكرده، مگر این كه در آن، حرف"فا" مى باشد. و هر فایى از آفت است
⚫️؛ جز سوره حمد كه در آن، حرف فاء نیامده است. پس ظرف آبى طلب كن و بر آن چهل مرتبه سوره حمد را بخوان. سپس آن آب را بر حسین بپاش كه خداوند در اثر چنین كارى، به حسین شفا خواهد داد. پیامبر(ص) چنین كرد و امام حسین علیهالسلام عافیت یافت.
💠بحارالانوار،ج92,ص261
⚫️برير و تجديد عهد با امام حسين
🚩دومين روز محرم الحرام بود، امام و ياران وارد كربلا شدند. آن حضرت خطبهاي خواند. پس از آن، ياران يكي پس از ديگري با امام تجديد ميثاق كردند
. ⚫️اما «برير» پس از «زهير» از جاي برخاست و گفت: «يابن رسول الله! لقد منّ الله بك علينا ان نقاتل بين يديك، تقطع فيك اعضائنا، ثم يكون جدك شفيعا يوم القيامة؛ اي پسر رسول خدا! خداي تعالي وجود مباركت را بر ما منت نهاده. در ركاب شما نبرد ميكنيم، در راه شما اعضاي بدنمان تكهتكه ميشود. سپس در روز قيامت جد شما شفيع ما ميشود».
⚫️مباهله و شهادت برير
🚩... در روز عاشورا «رضي بن منقذ عبدي» به برير حمله كرد. هر دو دست به گريبان يكديگر داشتند كه برير او را بر زمين افكند و بر سينه او نشست. رضي ياران خود را فراخواند و از آنان كمك طلبيد. «كعب بن جابر عمرو اسدي» از پشت سر به برير حمله كرد. در اين هنگام «عفيف بن زهير» (كه خود از سپاهيان ابنسعد بود) فرياد زد:
✳️«اين برير بن خضير قاري بزرگي است كه بر ما در مسجد كوفه قرآن تلاوت ميكرد»!
✳️كعب به گفتار منادي اعتنايي نكرد و نيزه خود را به كمر برير كوبيد. در اين حال بود كه برير بر روي سينه رضي افتاد و در حالي كه صورت رضي را به دندان گرفته بود از روي او به زمين افتاد و كعب با شمشير، ضربهاي به يار وفادار حسين عليهالسلام زد و او را به شهادت رساند. پس از آن كه كعب به سوي اهل و اعيال خود بازگشت، «نوار» - همسر او - برخورد تندي با شوهرش كرد و گفت: «آيا تو بر فرزند فاطمه حملهور شدي و سيد قراء را كشتي؟ عجب كار بزرگي را به انجام رساندي! سوگند به خدا ديگر با تو كلامي سخن نخواهم گفت».
سوالات مسابقه👇👇👇👇
╲\╭┓
╭🌺🍂🍃•✾• صالحین دامغان ••✾
@salehin_damghan
┗╯\╲