eitaa logo
سلمان محمدی
2.7هزار دنبال‌کننده
654 عکس
537 ویدیو
45 فایل
کانال تامین محتوا برای جریان انقلابی (و انتشار دیدگاه های برادر عمومهدی)
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام دوستان جمعیت مسمانان در منطقه غرب آسیا(خاورمیانه): ۵۰۰ میلیون نفر جمعیت صهیونیست‌های اسرائیل: ۱۰ میلیون نفر دیگه حرفی ندارم... @salmanmohamadi
امروز روز مباهله است؛ روز تحدی تمام اسلام در مقابل تمام کفر! @salmanmohamadi
جمعه روز مباهله انقلاب اسلامی بود. دشمن غدّار تهدید کرد. ولیّ خدا به میدان آمدند و هل‌من‌مبارز طلبیدند. مردم هم آمدند. دشمن هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. @salmanmohamadi
13.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبیه سازی عملیات قابل انتشار در اینستا و توییتر😂 به کانال بپیوندید. @salmanmohamadi
دوستان عزیزی که اینستاگرام دارند وارد پیجهای رژیم صهیونی شوید و این دو جمله (انگلیسی یا عبری) را کامنت کنید؛ خیلی باحاله! وحشت جونشون را می گیره 😂 ای قوم یهود؛ نتانیاهو را تحویل دهید و بلافاصله فلسطین اشغالی را ترک کنید! 🆘 The people of Israel; hand over Netanyahu, and leave occupied Palestine immediately! 🆘 עם ישראל; למסור את נתניהו, ולעזוב את פלסטין הכבושה מיד! @salmanmohamadi
یه تلنگر هفته گذشته در همین ساعت عده ای در حلب سوریه تو خونه نشسته بودن می گفتن آخه به ما چه ربطی داره به آوارگان لبنانی پناه بدیم؟! مدیونید اگه فکر کنید منظورم وطن دوستای عزیزمون بود. بفرست براشون... @salmanmohamadi
میخواهم فلک را سقف بشکافم و طرحی نو در اندازم انشاالله @salmanmohamadi
3.83M
صحبتهای سردار عمومهدی در مورد ریشه حوادث عجیب منطقه @salmanmohamadi
در زمان اشغال هند توسط بریتانیا، روزی افسر انگلیسی بدون هیچ دلیلی سیلی محکمی به یک شهروند هندی زد. شهروند ساده هندی برگشت و چنان با مشت به روی افسر بریتانیایی زد که او در اثر شدت ضربه وارده به زمین افتاد. 🔸افسر بریتانیایی از این عکس العمل هندی وحشت زده و خشمگین شده بود ولی چون تنها بود چیزی نگفت و بطرف مقر سربازان بریتانیایی رفت تا با گرفتن نیرو برگردد و جواب مرد هندی را بدهد که جرات کرده به افسر امپراطوری سیلی بزند که آفتاب در قلمرو آن غروب نمی کند... 🔹پیش ژنرال انگلیسی رفت و از او خواست تا سرباز به او بدهد تا برگردد و جواب این بی ادبی را به هندی دهد. اما ژنرال انگلیسی بدون این که جواب او را بدهد، او را به اتاقی برد که در آن پول نگهداری میشد و گفت: این 50000 روپیه را بردار و برو به آن هندی بده و در مقابل کاری که انجام دادی از او معذرت بخواه. 🔸افسر با شنیدن این حرف معترضانه گفت: هندی بدبخت به یک افسر ملکه سیلی زده است و این یعنی بی احترامی به امپراطوری انگلیس، ولی شما بجای مجازات به من می گویید به او پول بدهم و عذرخواهی کنم؟ ژنرال با خشم گفت: این یک دستور است باید بدون چون و چرا اجرا کنی. 🔹افسر به ناچار پول را به مرد هندی داد و عذرخواست هندی پذیرفت و با خوشحالی تمام پول را از او گرفت و یادش رفت که او حق داشته اشغالگر وطنش را بزند. پنجاه هزار روپیه آن زمان پول هنگفتی بود و او با آن خانه خرید و با بقیه اش چندین ریکشا (وسیله ی حمل و نقل درون شهری در هندوستان) گرفت و با استخدام چند راننده آن ها را به کرایه داد... 🔸روزگار گذشت و وضع زندگی او بهتر شد تا این که به یکی از تجار در شهر خود تبدیل شد. او فراموش کرده بود که با گرفتن پول از کرامتش گذشته ولی انگلیسی ها آن سیلی او را فراموش نکرده بودند. 🔹روزی ژنرال انگلیسی، افسرِی را که از هندی سیلی خورده بود فراخواند و به او گفت: آیا آن هندی را که به تو سیلی زده بود به یاد داری؟ افسر پاسخ داد: بلی چگونه می توانم او را فراموش کنم. 🔸ژنرال گفت: حال وقتش است که بروی و انتقام آن سیلی را ازش بگیری، ولی او را در حالی با سیلی بزن که مردم در دور و برش جمع باشند. 🔹افسر گفت: آن روز که هیچ کس را نداشت مرا از زدن او بازداشتی حال که صاحب جاه و جلال و خدمه شده میگویی برو او را بزن. می ترسم افرادش مرا بکشند. 🔸ژنرال گفت: خاطرت جمع باشد، نمی کشند، فقط برو و آن چه را که گفتم انجام بده و برگرد. 🔹وقتی افسر انگلیسی داخل خانه هندی شد او را در میان جمع کثیری از مردم یافت در حالی که خادمان و محافظانش او را احاطه کرده بودند، بدون مقدمه بطرف او رفت و با سیلی چنان محکم به رویش کوبید که بر زمین افتاد، افسر ایستاده بود تا عکس العمل او را ببیند ولی هندی بدون هیچ عکس العملی از جایش بلند هم نشد و به طرف انگلیسی حتی چشم بالا نکرد. 🔸افسر از تعجب دهنش باز مانده بود ولی خوشحال از گرفتن انتقام نزد ژنرال خود برگشت ژنرال به افسرش گفت : خیلی خوشحال به نظر می آیی. 🔹افسر پاسخ داد: بلی برای بار اول که او را با سیلی زدم او محکم تر بر رویم کوبید در حالی که فقیر بود ولی امروز که او صاحب جاه و جلال و خدمه است حتی پاسخ سیلی ام را با حرف هم نداد، این مرا به تعجب واداشته است. 🔸ژنرال در پاسخ افسرش گفت: دفعه اول او «کرامت» داشت و آن را بالاترین سرمایه خویش می پنداشت، برای همین از آن دفاع کرد. 🔹ولی دفعه دوم، او کرامت خود را به پول فروخت. برای همین از آن نتوانست دفاع کند «چون می ترسید که مصالح و منافع خود را از دست بدهد» والسلام @salmanmohamadi
یه سوال خیلی ذهنم را درگیر کرده! چرا دولتها چه انقلابی باشند یا غیرانقلابی هر دو تلاش می‌کنن دل کسایی را بدست بیارند که نه در انتخابات شرکت می‌کنند و نه هیچ‌وقت دلشون با نظام و انقلاب صاف میشه؟!!! پس تکلیف بقیه چی میشه؟! @salmanmohamadi
از آتش سوزی در آمریکا خوشحال نیستم ولی یه چیزی یادم اومد دلم سوخت وقتی پلاسکو آتش گرفت ۱۶ نفر آتش نشان برای اینکه مردم نسوزن و آتش به جاهای دیگه تهران نکشه شدند. هیچی نمیدونم چرا یهو دلم سوخت... @salmanmohamadi