امروز روز دختره، بین افرادی که اسمشون فاطمه یا معصومه است به قید قرعه هدیه ی ناقابلی میدیم.
نَصرٌ مِنَ الله وَفَتحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ!
“یاری خداوند و پیروزی نزدیک است؛
و مؤمنان را بشارت ده”
- آیه ١٣ سوره صف
سرباز.
-
۴ - اینجا خانه پدر و مادر آقای رئیسجمهور است -
آقا و خانم -پدر و مادرم- تا آخر عمر در همین خانه -در بازارچه سرشور- بودند. در دورهی ریاست جمهوری من هم زندگیشان متعارف و معمولی بود. بنده رئیس جمهور بودم و امکانات این کشور تا حدودى که در اختیار رئیس جمهور بود، در اختیار بنده بود؛ اما این پیر مرد و پیر زن کوچکترین توقعى نداشتند که چون پسرشان رئیس جمهور شده، این خانه را تبدیل به احسن کنند یا دستى به سر و صورتش بکشند. پدرم تا سال ۶۵ و مادرم تا انتهاى دوران ریاست جمهورى در همین خانه زندگى مىکردند؛ اما این خانه کمترین تغییرى در جهت کامل شدن پیدا نکرد. مثلاً هیچ وقت نه به ذهن آنها و نه به ذهن ما خطور نمیکرد که این خانه را تعمیر کنیم و یا دستی به سر و روی آن بکشیم. اگر آنها میخواستند که خانه را عوض کنیم، شاید میتوانستم یک جوری وسیلهاش را فراهم کنم، لکن به هیچ وجه آنها نه میخواستند، نه اظهار میکردند، نه اصلاً به ذهنشان خطور میکرد. یا مثلاً نمیشد بحث خطر را با آنها مطرح کرد و به این عنوان برایشان محافظ گذاشت. هرگز رغبت نداشتند و حاضر نبودند که قبول کنند. در واقع اصلاً اهلِ اینکه بشود با آنها راجع به حفاظت صحبت کرد، نبودند. نه آقا، نه خانم؛ هیچ کدام.
حتّی در همان زمان یکی از همسایههای آقا ساختمان بلندی درست کرده بود که به این خانه مشرف بود و مادرم نمیتوانست بدون چادر به حیاط برود. به ما گفتند خوب است شما بگویید این کار را نکنند؛ ما هم پیغام دادیم، ولی گوش نکردند! کار آنها خلاف بود، امّا بالاخره ما راه قانونی نداشتیم و آنقدر داعی و انگیزه پیدا نشد که به این همسایه فشار بیاورند تا ساختمانش را یک متر کوتاهتر درست کند.
مدّتی بعد از فوت والده، آقای شمقدری و رفقای قدیمی مشهدی گفتند ما این خانه را میخریم که نگه داریم و آن را تبدیل به حسینیّه کنیم. برای همین منظور برادر بزرگ آقای شمقدری از طرف ورّاث وکیل شد و هر دو حیاط را از ورثه خریدند و سهم هر کسی را دادند و خانه شد مالِ آنها. بعد، خانه را به عنوان حسینیّه و به اسم مرحوم پدر ما، «حسینیّهی مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای» وقف کردند. بعد از مدّتی خانهی همسایه را هم خریدند و به حسینیّه متّصل کردند که سالن بزرگی شده و الان در آن روضهخوانی میکنند.
"به روایت خود سید علی"
#زندگینامه_حضرت_آقا
خداوندا ظاهرم را به طاعتت، باطنم را به محبتت، قلبم را به شناختت، روحم را به دیدارت نورببخش.
- امام علی علیه السلام