eitaa logo
البَلاءُلِلْوِلاء🇵🇸
564 دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
828 ویدیو
136 فایل
اگرچه تو طبیبیُ دَوا درست می کنی کمی برای خیر ما بلا درست می کنی سبک زندگی اسلامی✓ 👨‍👩‍👦💍 برای حرفاتون🌿 #ناشناس👇 https://daigo.ir/secret/6621506753
مشاهده در ایتا
دانلود
✉️ سلام علیکم ان شاءالله که متوجه اشتباهشون شدن و توبه کردن🤲🏻 شما براشون دعا کنید... ورود به این موارد از دو جهت سخته ۱_آیا من اطمینان کامل دارم که طرف این گناه رو مرتکب شده؟ یا نه حدس و گمانه! این اشتباه در خفا بوده یا آشکار؟! ۲_من چقدر بهش نزدیکم؟ چقدر حرفشو می فهمم و درکش می کنم؟ میخوام برم نصیحتش کنم یا کمکش کنم؟ وقتی بهش بگم چه واکنشی داره؟ حاشا می کنه یا می پذیره؟ اونقدی قوی هست که بعد از این منو که دید خجالت زده نشه؟ نکنه من بگم و اوضاع بدتر شه و....
✉️ سلام علیکم راهکاری که به ذهن بنده میرسه اینه که اگر با ماشین شخصی خــــــودتون نمیرید با یکی از بستگان که تو شهرستان هستن هماهنگ کنید سوئیچ ماشینشون رو بگیرید. داخل ماشین بشینید تا رقص و آوازشون تموم بشه... در هر صورت مجالس عروسی که با رقص و آواز باشه بدون گناه نیست... من بشخصه برام فرق نمی کنه فامیل باشه یا غریبه دوست باشه یا آشنا ناراحت میشه یا نمیشه در هرصورت اگه متوجه بشم مطرب دعوت کردن نمیرم... اگر هم برم تو ماشین می شینم تا وقت شام... حتی به چندتا از بستگان هم پیشنهاد دادم که مطرب نیارن من کمک می کنم یه گروه خوب مذهبی دعوت کنن
✉️ همه ی اینا برمیگرده به وسعت روح آدم هرچــــــه کوچیکتر باشی بیشتر غر میزنی خوبی هارو کمتر می بینی، از کاه کوه میسازی وقتی بزرگ شی زندگیت خیلی شیرین میشه خیلی زیاد، حتی با ایرادات طرفت زندگیت قشنگه و مدام در حال رشد کردنی... چقدر حرف دارم در این مورد برا گفتن...
البَلاءُلِلْوِلاء🇵🇸
این عکس رو یکی از آشناها گذاشتـــه بود عکس پروفایلش تو گروهی هم عضو بودن که مرد نامـــحرم بود و ایشــــــون رو کاملا میشناختن... به غیرت من برخورد... واقعا چ لزومی داره دیگران بدونن من باردارم! یا با خواهرشوهرم جروبحث کردم یا با همسرم دعوام شده و قهریم... حالا این یه نمونه از هزاران نمونه ا بود که شما خانم ها از بنده بیشتر دیدین... احساسات زندگیتونو نریزید کف مجازی🙏
می بینید آدما چطور مارو حتی از عکس پروفایلمون قضاوت می کنن!!! و این قضاوت ها چقدر میتونه روحیات مارو بهم بریزه...
✉️ سلام علیکم قسمت اول سوالتون رو درک نمی کنم تعجبتون از چی بود... بله خب همسر دومشون بودن... شهید چمران سال ۱۳۴۰ با یک زن مسلمان آمریکایی به نام تامسن هیمن ازدواج کردن از ایشون ۴ تا بچه هم داشتن یک دختر و سه تا پسر... وقتی آقا مصطفی رفتن لبنان همسرشون نتونست با شرایط سخت اونجا کنار بیاد در نتیجه از هم جدا شدن و برگشتن آمریکا و همونجاهم از دنیا رفتن...
نکته قابل تاملی که این سوال داشت اینه که: هر کسی تو سختیا زود جا بزنه و کم بیاره اسمی هم ازش نمیمونه... 💪 مثل همسر اول شهید چمران...
✉️ خب من برای ازدواجم به حضرت زهرا سلام الله علیها توسل کردم و چله گرفتم... بعدش مادرم بهم گفت یه دختر خوب بهم معرفی شده ولی گمون نکنم به تو بدنش 😄 من گفتم سنگ مفت گنجیشک مفت بریم یه چیزی میشه دیگه... خلاصه رفتیم و همسرم تا منو دید زد زیر گریه و غش کرد ما تعجب کردیم که داستان از چ قراره! گریه چرا؟؟؟ کار کشید به آب قند و آب طلا و اینا... بعد یک ساعت که به هوش اومد تا منو دید دوباره غش کرد مجدد کلی وایسادیم تا به هوش بیاد... این سری که به هوش اومد من جلو چشماش نبودم که دوباره غش کنه... خلاصه مادرم پرسید دخترم چی شد؟ همسرم با گریه گفت من چند شب پیش شهید هادی رو تو خواب دیدم، عکس پسر شمارو بهم نشون داد گفت این رفیق ما میاد خواستگاری شما هواشو داشته باش، یه کمی درب و داغون هست ولی بچه ی خوبیه.... 😂😂😂
✉️ من غلط بکنم بخوام مدعی باشم و قصد نصیحت کسی رو داشته باشم... بارها گفتم اولین مخاطب این حرفا خودمم، اینجا مینویسمشون که یادآوری بشه برای خودم اینکه شما اینجایید قطعا از لطف و بزرگواریتون بوده و الّا اینجا حرف بدرد بخوری زده نمیشه... دوست نزدیک من امیرآقا هستن که ما هفته ای یکی دو مرتبه میریم خدمتشون از مواعظشون بهره‌مند میشیم @mosafer27 دقیقا درست دیدین از من بعیده بتونم رو دوستان و نزدیکانم تاثیر بذارم...