السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ...
آقا جان قطعاً زمانی که کودک بودم وبه حرمت می آمدم را یادت هست.
فارغ از هر چیز مستانه و با غرور کودکی در حیاط حرمت راه می رفتم و با چشمانی خیره از ذوق به گنبد طلایت می نگریستم.
من همان کودکم...!
اما اینبار بزرگ شده ام. غصه ها و گناهانم
نیز با من بزرگ شده اند. دیگر نمی توانم
سرمستانه و با چشمانی ذوق زده و فارغ
به گنبدت خیره شوم.
این بار با مشک پرآب چشمانم به لطف وکرمت خیره می شوم. ملتمسانه از تو میخواهم بارگناهانم را سبک سازی
و غم هایم را بزدایی.
اینک اما...!
من درمانده ترین و محتاج ترین
به درگاهت هستم.
پس دور مران از در و راهم بده...
#شهادت_امام_رضا
#ویژه_شهادت_امام_رضا
#دلنوشته_امام_رضایی
@samensaadatmand342