گاهی وقتا دلم میخواد خودمو از میلاد بندازم پایین، ولی یادم میافته که من اصفهانی ام و همینطور بلیط میلاد گرونه پس منصرف میشم.
هدایت شده از 𝗂𝗇𝖾𝖿𝖿𝖺𝖻𝗅𝖾
جین آمورتاژ خیلی احساساتش رو بروز میده، گاهی باهاش کشتی میگیرم
مخفیگاهِزمینیهایمطرود
جین آمورتاژ خیلی احساساتش رو بروز میده، گاهی باهاش کشتی میگیرم
جین آمورتاژ انقد مظلومه که میخوام یه بار یقشو بگیرم.
هدایت شده از اِتحــــٰادیـهٔ اَبـلَهـــــٰانْ؛¹²
گاهیوقتا فکر میکنم مشکل از این نیست که زندگی سخت شده، مشکل اینه که من دیگه اون آدمی نیستم
که میتونست سختیهاشو جدی بگیره.
قبلاً اگه یه چیزی خراب میشد، ساعتها بهش فکر میکردم، عصبانی میشدم، گریه میکردم، دنبال یه راه واسه درست کردنش میگشتم.
الان بعضی چیزا همینطوری دارن خراب میشن و من فقط دارم نگاه میکنم.
نه اینکه ازشون گذشته باشم یا اونارو پذیرفته باشم، صرفا دیگه حوصله جنگیدن با زندگی رو ندارم. پیش اومد؟ خب باشه. چیکار کنم؟
شاید اگه واکنشم دربرابر مشکلات صرفا "پیش اومد" نبود الان همه چیز فرق میکرد.
مخفیگاهِزمینیهایمطرود
گاهیوقتا فکر میکنم مشکل از این نیست که زندگی سخت شده، مشکل اینه که من دیگه اون آدمی نیستم که میتو
نه همه چیز. اما لااقل کمی خوشحال تر بودم.