من مردی را میشناسم
که خار در چشم و استخوان در گلو
هر شب خاطرات کوچه های مدینه را تکرار کرد
و با دیدن یار با وفایش در سجده ی آخر
به خدای کعبه رستگار شد🖤
˹ @rahianfahmideh2
#سخن_بزرگان ✨🍃
اگر گناه نکنیم، ایمان بالا میرود.
ایمان که بالا رفت، عقربهی دل،
خود به خود به سمت خدا میرود
و ارزش خدا و عظمت خدا
در نظر انسان زیاد میشود.
انسان عاقل اگر چیز به درد بخور
داشته باشد، هیچ وقت به دنبال آشغال نمیرود.
ترک گناه راه رسیدن به این نقطه است.
#آیتالله_خوشوقت ✨
@rahianfahmideh2
[ - بابا؟
+ بله؟
- شما بابایِ من نيستيد،
بابایِ من یک رَدایِ سبز دارد،
هميشه برایِ ما غذا میآورد،
کوله روی پشتش دارد؛
بابای من كه نبود،
بابا صدايش میزدم...
+ اسمش چه بود؟
- نمیدانم، پرسيدم، نگفت.
+ چه كارش داری؟
- میخواهم خبرِ خوش به او بدهم؛
خبر كشته شدنِ «علی»..
+ از اين خبر خوشحال میشود؟
- اری مطمئنم، او از
خوشحالیِ من خوشحال میشد.
+ مرگِ علی را
جلویِ او آرزو میکردی؟
- آری هميشه غذا كه میآورد؛
جلويش علی را نفرين میکردم،
او هم دستهایش را
بالا میبُرد و میگفت:
«خدایا مرگِ علی را برسان...»!✨(: ]
#مولایغریبمن...
@rahianfahmideh2
Mansor ArziArzi _KAFAN KONID MARA ;).mp3
زمان:
حجم:
4.9M
رو به قبلهی حرمش . . .
ما دلمان غم دارد باباحیدر . . . !
کمِکم
آستین به دهان ،
در سوگت به هِقهِق میاُفتیم . .
@rahianfahmideh2
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•| #حیرانی |•
قسم به وعده شيرين من يَمُت يَرَنى
كه ايستاده بميرم به احترام على....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ❤️🕊ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
@rahianfahmideh2
جزیره مجنون🕊
•| #حیرانی |• قسم به وعده شيرين من يَمُت يَرَنى كه ايستاده بميرم به احترام على.... ـــــــــــــــ
•| #از_روایتها |•
حارث همدانی عاشق بود!
روز و شب دق الباب میکرد که
« یاعلی دوستت دارم!
واللّٰه محبتِ تومرا به اینجا میکِشانَد...»
حضرتابوتراب هم بعدها گفت:
يَاحَارِ هَمْدَانَ! مَنْ يَمُتْ يَرَنِی...
-ای حارث همدانی!
هرکس بمیرد مرا میبیند🌱...
#ابوتراب
ـــــــــــــــــــــــــ✨🌙ـــــــــــــــــــــــــ
@rahianfahmideh2
📸 دعای روز بیستودوم ماه رمضان
خدایا کمکم کن رضایتتو جلب کنم
@rahianfahmideh2
حسین جان
از همین فاصلهی دور سلامم بپذیر
که خراب تو شدم خانهات آباد حسین.
((السلام علیک یا اباعبدالله.ع.))
🌹راز یک بوسه ماندگار🌹
💥 همسر شهید صیاد شیرازی نقل میکنند:
«شهید صیاد چند روزی قبل از شهادت مفتخر به اخذ درجه سرلشکری به دست مقام معظم رهبری شدند، آنروز که برای نصب درجه خدمت حضرت آقا رفته بود، وقتی اومدن منزل خیلی عجیب خوشحال بودن و شیرینی خریده بودن و... اصلا هرگز ایشان را اینقدر خوشحال ندیده بودیم و من سالها با او زندگی کرده ام و میدانستم این خوشحالی عجیب مال این درجه نیست!
درخلوت از او پرسیدم علی آقا قصه این همه خوشحالی چیه؟!
اولش طفره رفت و کمی هم شوخی کرد و گفت:
خوب شوهرت سرلشکر شده دیگه... !
گفتم:
نه من تورا میشناسم و تو برای ارتقاء درجه اینطور خوشحالی نمی کنید
اشک شوقش جاری شد و گفت:
راستش امروز به بهانه نصب درجه خدمت آقا رسیده بودم فهمیدم آقا بحمدالله از من راضی است، لذا هیچی برایم مهمتر و خوشحال کننده تراز رضایت ولایت نیست!
قصه بوسه آقا برتابوت صیاد👇
آقا وقتی بالای تابوت صیاد آمدن خم شدن و تابوت را بوسیدند، از آنجا که آقا تا اونوقت تقریبا برای هیچ شهیدی این کار را نکرده بود بعدها وقتی حضرت آقا منزل صیاد تشریف بردن، یکی از فرزندان صیاد از راز این بوسه سئوال کرد،
آقا فرمودن: «من جایی را بوسیدم که قبلا مولایم امام زمان(س) بوسیده بود»
«راوی امیر دربندی همرزم صیاد دلها»
ای عمّار!
اگر دیدی علی علیهالسلام
به راهی میرود و همه مردم
به راهی دیگر، تو با علی علیهالسلام
حرکت کن، و همه مردم را رها کن ...
-پیامبراکرم(ص)-
˹ @rahianfahmideh2