انتهای راهرو سمت چپ؛
--
ای مــوی پریشانِ تـو دریای خروشـان
بگذار مــرا غــرق کنـد این شــبِ مــواج!
انتهای راهرو سمت چپ؛
این جهان بی من مباش و آن جهان بی من نرو.
زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو، بار دیگر تو.
انتهای راهرو سمت چپ؛
چشم چرخاندم، نگاهمدرنگاهش گیر کرد؛
من تقلا کردم اما او مرا تَسخیر کرد.
انتهای راهرو سمت چپ؛
زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو، بار دیگر تو.
از وصفِ روی و مویت، ما را بدار معذور.
انتهای راهرو سمت چپ؛
-به خاطر من هر کاری بکن
دیگه بمون!خب؟
حرف راست سنگینه ،بهم دروغ بگو
فرهاد|ناگهان درخت
انتهای راهرو سمت چپ؛
از وصفِ روی و مویت، ما را بدار معذور.
دل نهادم به صبوری،که جز این چاره ندارم.
انتهای راهرو سمت چپ؛
دل نهادم به صبوری،که جز این چاره ندارم.
از دل رَودم یادِ تو بیرون؟ نه و هرگز.