eitaa logo
سَمتِ بِهِشت
2.5هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
7.2هزار ویدیو
217 فایل
‌ فعالیتها سایت www.samtebehesht.ir ویسگون http://www.wisgoon.com/samte_behesht پیام ناشناس http://harfeto.timefriend.net/16074218476816 ارتباط @Amirmehrab56
مشاهده در ایتا
دانلود
سَلامٌ عليٰ آلِ يٰس ... ... سلام بر دستان کوچک زخم شده... سلام بر پاهای نحیف تاول زده... سلام بر عشق بی مانند رقیه خاتون سلام الله علیها... سلام بر انتظار دلتنگ دلش... و سلام بر منتظران ... .
سلام اربابم هرکجا ملک خدا هست حسینیه توست هرکه را می‌نگرم شور محرم دارد... 😭💔
نماهنگ گفتم میاد بابا.mp3
4.24M
نماهنگ گفتم میاد بابا 🎙حاج سید مجید بنی فاطمه فوق العاده زیبا
﷽ تلاوت روزانه قرآن کریم به نیت سلامتی وتعجیل در فرج مولایمان صفحه ۲۵۵
03.mp3
2.72M
🏴🏴🏴 روز سوم محرم 💠عمربن سعد بین بهشت و جهنم کدام را انتخاب کرد ؟ 💠۴ هزار نفری که تحت فرمان عمربن سعد بودند از کجا آمده بودند و مقصدشان کجا بود؟ 💠حبیب بن مظاهر و مسلم بن عقیل در سپاه امام حسین چه نقشی داشتند و چرا مخفی شدند؟ ...............
teshne-o-khaste-boodam-dele3.mp3
3.89M
🎤 «میخوام تشنه باشم مثل بابام عمه ..» 📜 📻
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سَمتِ بِهِشت
#قسمت_پنجم #سادات_بانو🧕🏻 روز یکشنبه حوالی عصر تصمیم گرفتم به دیدار مادربزرگم بروم چادر مشکی قاج
🧕🏻 شهر در تاریکی فرو رفته بود ، کوچه های تاریک امکان بازگشت مرا به خانه نمی دادند وجود ارازل و آژان خطری مرا خطری بزرگ تهدید می کرد ، از روی ناراحتی گوشه ای نشستم فکر می کردم که مرد روحانی دخترم می خواهی تو را به خانه آن برسانم اگر دوست داری می توانی شب را اینجا بمانی. ! با صدایی لرزان آقا ممکن هست مرا به خانه برسانید پدر و مادرم نگران هستند , مرد در حالی که عبای خود را می پوشید ی باند شو دخترم ممکن هست آژان در کوچه نباشد ؛هر دو از خانه خارج شدیم ، در حالی که با احتیاط زیاد قدم هایم را بر می داشتم ، از این که کوچکترین صدا فردی را متوجه حضور ما کند می ترسیدم . بعد از گذشت زمان طولانی به خانه رسیدم پدر و مادر با چهره ی نگران مرا در آغوش گرفتند پدر در حالی که گلایه می کرد کجا بودی دختر مگر قرار نبود به خانه مادربزرگ بروی اشک صورتم را پوشاند ، بغض گلویم را می فشرد ، با همان حالت آژان دنبالم کرد در این مدت در خانه این آقا ی روحانی بودم همسرش مرا آرام کرد پدر و مادر از مرد روحانی تشکر کردند ، ( امروز بعد ظهر خیلی سختی بود زمانی که از خانه بیرون آمدم هنوز به میدان نرسیده بودم که آژان مرا با چادر دید با خشونت به سمت من آمد در حالی که دستانم می لرزید پاهایم توان راه رفتن نداشتند به سمت کوچه کناری دویدم ، آژان به دنبال من دوید چاره ای پیدا نکردم، داخل خانه ای که درش نیمه باز بود خودم را انداختم . بی اختیار در را پشت سرم بستم و اشک هایم جاری شد . پدر در حالی که با دقت به حرف های من گوش می داد ، مادر زمزمه کرد درست می شود دخترم چند روزی در خانه سپری کردن کردم که یک روز پدر سراسیمه به خانه آمد در حالی عرق سردی به پیشانی اش نشسته بود پدر ... ادامه دارد... نویسنده :تمنا 💔☔️
🌷🌷 سال درآغوش_هم_بودند دوپلاک معروف ۵۵۵و ۵۵۶ 🔹️ طی یک عملیات تفحص در منطقه چیلات،پیکر دو شهید پیدا شد.یکی از آنها در حالت نشسته با لباس و تجهیزات کامل به جایگاهی تکیه داده بود و شهید دیگر در پتو پیچیده شده بود. ◇معلوم بود شهیدی که درازکش است مجروح شده و شهید نشسته سرِ وی را به دامن گرفته است.پلاک‌هایشان را بررسی کردیم، شماره‌ها پشت سر هم بود:555 و 556 ◇ متوجه شدیم آنها با هم پلاک گرفته‌اند. معمولاً رزمنده‌هایی که خیلی رفیق بودند، با هم می‌رفتند پلاک می‌گرفتند.با مراجعه به سیستم کامپیوتر متوجه شدیم. ◇ شهیدی که نشسته،پدر و شهیدی که درازکشیده،پسر است.پدر سر پسر را به دامن گرفته بود. ◇ اینها شهید سیدابراهیم اسماعیل‌زاده پدر و سیدحسین اسماعیل‌زاده، اهل روستای باقرتنگه بابلسر بودند. ◇ پسر آرپی‌جی زن و پدر کمک آرپی‌جی زن پسر بود. پسر برای دید بهتر و انهدام تانک‌های دشمن به سمت دامنه قله حرکت می‌کند. ◇ پدر وقتی افتادن فرزندش را می‌بیند، خودش را به دامنه کوه می‌رساند و بالای سر فرزندش می‌رود.چون توان بالا بردن پیکرحسین را نداشت،پتویی می‌آورد و پسرش را در آن می‌پیچد.او را در آغوش می‌گیرد و سر پسرش را روی زانوهایش می‌گذارد،لحظاتی بعد خودش هم به شهادت می‌رسد و هر دو برای سال‌های طولانی در همان حالت می‌مانند. ❤️ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 😔 اللهم_عجل_لولیک_الفرج ꧁꧂🏴꧁꧂🏴꧁꧂
28.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 سرود آه غزه 🔖 اجرای پرجمعیت‌ترین سرود با موضوع غزه توسط دختران تهرانی و لاهیجانی در حسینیه معلی 🔖«حسینیه معلی» هر شب ساعت ۲۲:۲۰ از شبکه سه سیما پخش می شود. ꧁꧂🏴꧁꧂🏴꧁꧂