ا https://eitaa.com/sandogpostwhj/463 رفیق من میرم همه کار خاکبرسریای انجام میدم و اگه فردا نمردم جوابگو باش
____
اصن هر خاکی میخواید تو سرتون بریزید کی ضرر میکنه؟
صندوق پستی جغد قهوهای.
https://eitaa.com/Book_Magic5/3124 خداروشکر __ شخصیت؟ صفر.
کور بشه چشم حسود خوب شدم
وقتی پوچی و حسای بد توی خودشون غرقت میکنن ولی تو فقط فرار میکنی و نمیخوای با حقایق روبرو بشی چون تلخ و سختن. و حاضر نیستی یکم تلخی حقیقتو تحمل کنی تا آرامش و ثبات درونت برگرده. فرار کن اما حقیقتا تغییر نمیکنن هرچند نادیدهشون بگیری. (قهرمان کتاب هنر رهایی از دغدغه ها، پاندای حقیقتگو. هیچ***دوستشون نداره ولی همه بهش نیاز دارن)
_
این کتاب جدا خوبه و آفرین دختر قشنگم
اگه چشمات رو به روی انفجار ببندی هیروشیما غیب نمیشه
https://eitaa.com/sandogpostwhj/474 ممنون ولی من با خودت بودم. زود خسته میشی ازین وضعیت(حالا هر وضعیتی که من نمیدونمش. ولی احساسش میکنم. از توی پیامات یه اضطرار و ناآرومیای رو حس میکنم ولی نمیدونم حاصل چیه.)
____
سوییتی من خوبم نگران نباش
سم ترین خواب رو دیدم. خواب دیدم تو یه مدرسه ام که همکلاسیم شبیه تهیونگه و نمیدونم چه ماجراهایی برامون پیش اومده بود که محض جواب به یه شوخی بغلش کردم و با اون ژستمون به همهی کادر مدرسه نشونش میدادم و خجالت زدهش میکردم. یکم بعدشم مدیرمون با دلسوزی خاصی انگار که خالهمه، بهم وسایلمو نشون میده که جمع کنم برم از مدرسه و کمکم میکنه بار و بندیلمو ببندم. و منم اخمو و ناراحت دستامو مشت کردم کنارم پیش دیوار ایستادم. وقتی بیدار شدم دستام کنار مشت شده بود. آها و فکر کنم پسر بودم تو خواب!
____
بعد من تو خواب: آرامش رو کشتم/ گمش کردم/ پسرم و دارم بچه پنجمم رو میزام/ بازم یکی رو کشتم/ قرار بوده از یه بچه مراقبت کنم و نتونستم/ گم شدم/ کمک میخوام و نمیتونم جیغ بزنم