ا https://eitaa.com/sandogpostwhj/529 در زمانهای دور یه دوستی داشتم(فرای صمیمی. فکر میکردیم نزدیکی تولدمون معرکهس و خاص و ایناس) که چهار روز ازم بزرگ تر بود و دهنمو باهاش آره. ما تو کلاس رزمی بودیم و ردهمونم یکی بود. بخاطر همون سن و ردهمون نمیدونستیم چطور انتخاب کنیم کی ارشد باشه و گذاشتیم هرکی زودتر رسید به کلاس. و دم در حیاط که همو میدیدیم شروع به دویدن میکردیم که زودتر برسیم و بعدم نوبتیش کردیم و کلا اوضاع بود. اون بزرگتر بود ولی من بزرگوار تر بودم خدایی 😔 بعد دیگه الان وقتی میبینم قبلا مِهری بینمون بوده حس شاسکول بودن بهم دس میده.😀 دور از جون شما البته. هیچی این همه جمله بافتم که بگم یادش افتادم هیر هیر
____
خداروشکر ما صنمی با هم نداریم 🌈
صندوق پستی جغد قهوهای.
ا https://eitaa.com/sandogpostwhj/529 در زمانهای دور یه دوستی داشتم(فرای صمیمی. فکر میکردیم نزدیکی ت
به ولله که اونی که ۴ روز بزرگتره ارشد حقیقیه🗿
صندوق پستی جغد قهوهای.
به ولله که اونی که ۴ روز بزرگتره ارشد حقیقیه🗿
«اون بزرگتر بود ولی من بزرگوار تر بودم»
و اضافه کنم که اگه در ونوس بودیم می شد یک روز کمتر از دو سال (۷۲۹ روز)
__
پین رو بخونید
ا https://eitaa.com/sandogpostwhj/533 زمان یه توهمه و نسبیت میگه اگه سریعتر حرکت کنیم زمانم زودتر میگذره. نتیجه میگیریم پری فقط دوندهی بهتریه
_
ولی پری خوابه
همش خوابه
نقض شد
ستی اگه یکی خیلی جدی بیاد بگو روت کراشه ولی تو نشناسیش ری اکتت چیه
____
وا عزیزم شماره میدم آشنا بشیم دیگه😉
معلومه که ک.ص.مادرش رو به زمین میدوزم