eitaa logo
سنگر شهدا
2.7هزار دنبال‌کننده
126هزار عکس
11.7هزار ویدیو
151 فایل
یادوخاطره شهدا ورزمندگان دفاع مقدس ارتباط با ما 🚫تبلیغ و تبادل نداریم🚫 https://eitaa.com/Madizadha
مشاهده در ایتا
دانلود
روز جمعه رحمة‌الله به عشاق اباعبدالله در وصیتنامه‌اش نوشته بود: "خدایا من خجالت می‌کشم در روز قیامت سرور شهیدان ؛ بدنش پاره پاره باشد و من سالم باشم" در جریان عملیات رمضان مفقود شد! نه در لیست شهدا بود و نه مجروحان! خبر پیچید، هرکسی برایش حرفی درآورد. حرفها از فرار از جنگ و اسارت شروع شد تا رسید به پناهنده شدن به عراق! معمّای مفقود شدنش ۳۵ روزه شده بود که خبر دادند جنازه‌اش پیدا شده است جنازه‌ای که فقط یک کتف و سر بود! ۳۵ روز گذشته بود اما در آن اوج‌ گرما و رطوبت‌ هوا صورتش سالم مانده بود! او عارفی بود که خجالت زده‌ی امام‌ حسین (ع) نشد ولی با پیکرش خیلی‌ها را خجالت زده کرد... 💠 @bank_aks @sangareshohadababol
رحمة‌الله به عشاق اباعبدالله به یاد فرمانده عاشورایی لشکر عاشورا همرزمش درباره او نقل می‌کند: روزهای آخر با هم در یک سنگر بودیم او همواره با خود زمزمه‌ای می کرد ولی من چیزی از آن متوجه نمی‌شدم یک‌روز از او پرسیدم چه زمزمه میکنی؟ برای من هم بگو ، گفت: شعری در ذهنم حک شده است که آنرا می خوانم: «عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است منم دوست دارم مثل امام حسین(ع) سر خود را به خدا تقدیم کنم » چنین هم شد! هنگام شهادت سرش را در راه دوست تقدیم کرد و‌ پیکرش بدون سر در قبر گذاشته شد! 💠 @bank_aks @sangareshohadababol
می‌خواهم امام‌حسین(ع) شفیع من باشد... فرزند آقاحسینعلی و ربابه‌‌خانم ۲۹ تیرماه ۱۳۴۸ در شهرستان ری به دنیا آمد. او تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. مدتی کارگر و فروشنده دوره‌گرد بود. سپس تعمیرکار خودرو شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. و در ۱۱ مردادماه ۱۳۶۷ با سِمتِ تک تیرانداز در پاسگاه زید عراق براثر اصابت گلوله توپ و سوختگی به شهادت رسید. ✍ فرازی از وصیت‌نامه : یا الله خودت می‌دانی که از بچگی عاشق حسین بودم و زندگی‌ام را وقف حسین کردم و هر موقع که از حسین نامی به میان می‌آید بی‌اختیار به گریه می‌افتم و الان هم که در جبهه هستم صبح را به یادِ اباعبدالله شروع می‌کنم و شب‌ها را در اینجا به یاد اباعبدالله به صبح می‌رسانم. خدایا؛ از همین‌جا آقا اباعبدالله‌الحسین (ع) شفاعت‌ام را بکند و چون بدون شفاعت او نمی‌توانم پیش دوستان شهیدم بروم... 💠 @bank_aks @sangareshohadababol
رحمة‌الله به عشاق اباعبدالله در وصیتنامه‌اش نوشته بود: "خدایا من خجالت می‌کشم در روز قیامت سرور شهیدان ؛ بدنش پاره پاره باشد و من سالم باشم" در جریان عملیات رمضان مفقود شد! نه در لیست شهدا بود و نه مجروحان! خبر پیچید، هرکسی برایش حرفی درآورد. حرفها از فرار از جنگ و اسارت شروع شد تا رسید به پناهنده شدن به عراق! معمّای مفقود شدنش ۳۵ روزه شده بود که خبر دادند جنازه‌اش پیدا شده است جنازه‌ای که فقط یک کتف و سر بود! ۳۵ روز گذشته بود اما در آن اوج‌ گرما و رطوبت‌ هوا صورتش سالم مانده بود! او عارفی بود که خجالت زده‌ی امام‌ حسین (ع) نشد ولی با پیکرش خیلی‌ها را خجالت زده کرد... 💠 @bank_aks @sangareshohadababol
شب جمعه ؛ رحمت‌الله به عشاق اباعبدالله در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: ای مردم، منِ حقیر که مدت‌های زیادی در جبهه‌ها بوده‌ام به عشق امام‌حسین آمده‌ ام و امام حسین است که به من این شور و شعف را داده است که اگر به شهادت برسم سعادت و اگر پیروز شوم باز هم سعادت است... 💠 @bank_aks @sangareshohadababol
به یاد فرمانده عاشورایی لشکر عاشورا همرزمش درباره او نقل می‌کند: روزهای آخر با هم در یک سنگر بودیم او همواره با خود زمزمه‌ای می کرد ولی من چیزی از آن متوجه نمی‌شدم یک‌روز از او پرسیدم چه زمزمه میکنی؟ برای من هم بگو ، گفت: شعری در ذهنم حک شده است که آنرا می خوانم: «عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است منم دوست دارم مثل امام حسین(ع) سر خود را به خدا تقدیم کنم » چنین هم شد! هنگام شهادت سرش را در راه دوست تقدیم کرد و‌ پیکرش بدون سر در قبر گذاشته شد! @sangareshohadababol
عشـق یعنی به حسین (ع) رسیدن... تا نشستیم روی موتور، گفت: روضه بخوان!! هرچه بهانه آوردم قبول نکرد! قسمم داد...!! می‌گفت: من چند شب دیگه مهمان امام حسین (ع) هستم. می خواهم به آقا بگویم که همه جا برایت گریه کرده‌ام پشت ماشین، سنگر، حسینیه. فقط مانده پشت موتور..! با سلام به امام حسین (ع) روضه کوتاهی را شروع کردم؛ اما او گریه‌اش طولانی شد. رسیدیم اردوگاه شهدای تخریب، هنوز گـریه می کرد..!! چند شب بعد عازم مهمانی شد... راوی: حاج حسین کاجی کتاب خط عاشقی 💠 @bank_aks @sangareshohadababol
شهید حسین نیکوصحبت خوانساری قم.عشـق یعنی به حسین (ع) رسیدن... تا نشستیم روی موتور، گفت: روضه بخوان!! هرچه بهانه آوردم قبول نکرد! قسمم داد...!! می‌گفت: من چند شب دیگه مهمان امام حسین (ع) هستم. می خواهم به آقا بگویم که همه جا برایت گریه کرده‌ام پشت ماشین، سنگر، حسینیه. فقط مانده پشت موتور..! با سلام به امام حسین (ع) روضه کوتاهی را شروع کردم؛ اما او گریه‌اش طولانی شد. رسیدیم اردوگاه شهدای تخریب، هنوز گـریه می کرد..!! چند شب بعد عازم مهمانی شد... راوی: حاج حسین کاجی کتاب خط عاشقی 💠 @bank_aks @sangareshohadababol
رحمة‌الله به عشاق اباعبدالله به یاد بسیجی دلاور، قهرمانی از استان البرز که در ۲۹ خرداد ۱۳۶۵ در آخرین لحظات شهادت در حالیکه رمقی برایش نمانده بود بر تکه کاغذ روزنامه‌ای که در کنارش بود، با خون قلب خود با دست نوشت: «السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)» 💠 @bank_aks @sangareshohadababol