eitaa logo
سنگرشهدا
7.1هزار دنبال‌کننده
17.7هزار عکس
3.6هزار ویدیو
52 فایل
امروز #فضیلت زنده نگہ داشتن یاد #شهدا کمتر از شهادت نیست . "مقام معظم رهبرے❤️ 🚫تبلیغ و تبادل نداریم🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃ ✫⇠ ✍ خاطرات آزاده : حکیمی مزرعه نو ‌● 🔆 نگهبان اردوگاه۱ در چند قسمت آتی قصد داریم مختصری از شخصیت و برخوردهای مسوولین و نگهبانان اردوگاه اطلاعاتی ارائه گردد. بدیهی است اطلاعات ارائه شده نظر شخصی این حقیر بوده و بدور از افراط و تفریط تهیه شده است ، ضمن اعتراف به اینکه اطلاعات بنده کامل نبوده ، نیازمند دیدگاه‌های خوانندگان عزیز (آزادگان) در این زمینه هستیم. در ابتدا لازم است اشاره شود که فرمانده کل اسرا در عراق فردی است بنام سرتیپ نظر که در بعضی از اردوگاه ها حضور یافته و فرمانده اردوگاه ۱۱ نیز سرهنگی است بنام ماضی که چند مورد به اردوگاه رفت و آمد داشته و ما شناخت چندانی نسبت به وی نداریم . ۱ـ گروهبان دوم عبدالکریم ـ یاسین معروف به ابوفوزیه مسوول بند یک و دو ، با قدی متوسط بدنی ورزیده تقریبا خوش تیپ ، رنگ چهره مایل به سیاه گروهبان دوم کریم مدت زیادی در اردوگاه حضور داشت بعدها ظاهرا به درجه گروهبان یکمی ارتقاء یافت . با عدنان آبشان در یک جوی نمی‌رفت و تقریبا کنترل کننده عدنان بود من شخصا دیده‌ام که بارها وسط شکنجه بچه‌ها توسط عدنان به میدان آمده و به شکلی مانع از ادامه کار شده است . بیشتر شکنجه‌های عدنان در زمانی که ایشان در مرخصی بودند یا به عللی حضور نداشتند صورت می‌گرفت. باز کردن در آسایشگاه در شب بدون اجازه مافوق ممنوع بود ولی بعثی‌ها به سر کردگی عدنان در زمان غیبت گروهبان کریم در سکوت نیمه شب در آسایشگاه را باز کرده و با ایجاد رعب و وحشت بچه‌ها را شدیدا مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. گروهبان کریم بیشتر دنبال ایجاد آرامش در اردوگاه است . تا حدودی هوای پیرمردها و کوچکترها را داشت . ولی اگر فردی از دستورات و قوانین اردوگاه نافرمانی می‌کرد بشدت عصبانی می‌شد و از تنبیه دریغ نمی‌کرد. انتظار داشت همه قوانین اردوگاه را رعایت کنند. به همین خاطر بچه‌ها به او لقب کافر کریم هم داده بودند. در موردی بیاد دارم که جهت تنبیه ، فرمان نظامی از جلو نظام دادند و با چوب ، دست افراد را پایین می‌انداخت که یادم است پشت مچ دستم چند سانتی بالا آمده بود. گروهبان کریم ذاتا از بچه‌های مذهبی خوشش می‌آمد ولی بروز نمی داد و فعالیتهای مخفی و علنی بچه‌ها را مخل امنیت و نظم اردوگاه می‌دانست لذا مخالفت می‌کرد. ادامه دارد..✒️ ⛔️کپی ونشر ممنوع..چون این خاطرات هنوز چاپ نشده نویسنده راضی به نشرش نیستند..فقط همینجا بخونید🌹 ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊