#حتما_بخونید_و_از_دستش_ندید
#لاف_عشق
در حدود دویست سال پیش جمعی از صالحین در نجف جمع بودند، روزی با خودشان نشستند و گفتند: چرا امام نمی آید؟ در صورتی که ما بیش از ٣١٣ نفر که او لازم دارد هستیم.
تصمیم گرفتند از بین خودشان یک نفر را که به تایید همه، خوبترین شان هست، انتخاب کنند تا با اعتکاف در مسجد کوفه یا سهله، از خود امام بخواهد که راز تاخیر در ظهور را بیان بفرمایند.
او هم رفت و بعد دو سه روز برگشت و ماجرا را اینگونه تعریف کرد: وقتی از نجف بیرون رفتم با کمال تعجب دیدم شهری بسیار آباد در مقابل من ظاهر شد. جلو رفتم و پرسیدم اینجا کجاست؟ گفتند این شهر صاحب الزمان(عج) است. بسیار خوشحال شدم و تقاضای ملاقات کردم، گفتند حضرت فرموده اند: شما فعلا خسته ای، برو فلان خانه، آنجا مرد بزرگی هست، ما دختر او را برای شما تزویج کردیم، آنجا باش و هر وقت احضار کردیم بیا.
به آن خانه رفتم، از من خیلی پذیرایی کردند و آن دختر را به اتاق من آوردند، هنوز ننشسته بودم که ماموری آمد و گفت: امام میفرمایند بیا! میخواهیم قیام کنیم و شما را به جایی بفرستیم.
گفتم به امام بگو امشب را صبر کنید، من امشب نمی آیم! تا این را گفتم، دیدم هیچ خبری نیست، نه شهری هست، نه خانه ای و نه عروسی.! من هستم و صحرای نجف...
📚 میر مهر، صفحه ٣١١
#حکایات_و_تشرفات
@sarafrazan406
#حتما_بخونید_و_از_دستش_ندید
#سنگسار (رجم)
در زمان خلافت امیرالمومنین علی(ع) زنی به پیشگاه حضرت علی(ع) می آید و درحضور جمع یاران و اصحاب که در مسجد جمع بودند اظهار میدارد و اعتراف میکند که زنا کرده!
امام علی(ع) اصلا توجهی به زن نمی کند!
زن بار دوم حرف خود را تکرار کرده و طلب مجازات برای خودش میکند
باز امام توجهی نمی کند!
بار سوم باز زن حرف خود را تکرار میکند و می گوید مجازات این جهان مرا از این گناه پاک خواهد کرد لطفا مجازات کنید، امام با مکثی طولانی به او میگوید برو خانه ات و فردا بیا!
زن میرود و فردایش دوباره همان سخنان را می گوید!
امام دوباره او را حواله به فردا میدهد تا بلکه از این اعتراف منصرف شده و نیاید!
زن برای روز سوم باز همین سخنان را در حضور همه اعتراف میکند، اصحاب متعجب و منتظر حکم امام هستند...
امام از زن می پرسد آیا بارداری؟
زن جواب میدهد: بله
امام میفرماید برو و کودکت را به دنیا بیاور!
زن میرود و بعداز ماهها دوباره برمیگردد و همان سخنان را عرض میکند که مراز گناهم پاک گردان!
امام میفرماید برو و دوسال به کودکت شیر بده!
زن میرود و بعد از دوسال دوباره برمیگردد و مصرّ به اجرای حکم است!
اعتراض مردم حاضر که خواهان اجرای حکم سنگسار بودند امام را بر آن داشت تا حکم را اجرا کند!
امام علی(ع) حسنین(علیهمالسلام) را با خود میبرد و رو به جمعیت کرده و میگوید فقط کسانی میتوانند به این زن سنگ بزنند که خود دچار گناه کبیره نباشند...
جمعیت یک به یک سنگها را بر زمین میریزند!
امام علی دو سنگ ریزه برداشته و به دست امام حسن(ع) و امام حسین(ع) میدهد و این دو سنگ ریزه به سمت زن توبه کار پرتاب میشود !
و زن به خانه نزد کودکش برمیگردد!
🌹این چهره ی واقعی اسلام و احکام پاک الهیست
🔴مبتلا به تبلیغات کثیف و اسلام هراسی دشمنان اسلام نشوید!
📚منبع: داستان راستان نوشته مرحوم مرتضی مطهری
#با_فروارد_کردن_پستها
#ما_را_حمایت_کنید😍
@sarafrazan406
#حتما_بخونید_و_از_دستش_ندید
#تسلی_ارواح_به_آیةالله_بهاء_الدّینی
آیة الله بهاء الدینی درباره فوت فرزند برومند خود و تحمل این بار مصیبت می فرمود :
" در آن هنگام که فرزندم حمید از دنیا رفت ، تحمل مصیبت مرگ او برایم سخت بود . او مردی متدّین بود که در عین اشتغال جزئی به درس حوزه ، در بازار قم مشغول فعالیت بود. مغازه ای داشت که اغلب مشتریانش ، زن بودند ولی از چشم ، دست و زبان پاکی برخوردار بود.
او به اندازه گذران زندگی کاسبی می کرد و علاقه به پول و جمع آوری آن نداشت . چون از دنیا رفت ، ارواح زیادی سراغ ما آمدند و ما را تسلی می دادند . کار آنها موجب شد که ما آرام شدیم و تسلیم امر الهی گشتیم "
#با_فروارد_کردن_پستها
#ما_را_حمایت_کنید😍
@sarafrazan406