eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
خود مدعی که نمرهٔ انصافِ اوست صفر در امتحانِ صبر دهد نمره؛ بیستم @sarbehrah
«مذهبی» بسیااااااااااااار داریم وُ «عبد الله» نادر... گفت آنچه یافت می‌نشود؛ آنم آرزوست... @sarbehrah
برگه‌های تصحیح‌نشده تمام نشد؛ امتحاناتِ مانده طراحی نشد؛ نمراتِ ماهانه محاسبه نشد؛ «ترگل» برای مسابقه خوانده نشد؛ زیپِ خرابِ کوله‌پشتی درست نشد؛ تست‌های کلاس‌خصوصی پیدا نشد؛ هوای ابری، بارانی نشد؛ غنچه‌های کراسولا یشمی، گُل نشد؛ دانش‌آموزی بدونِ ارفاق، بیست نشد؛ چشمانِ خسته‌ام خواب نشد؛ دانشجوی آزاده‌ی آمریکایی آزاد نشد؛ خان‌یونس آباد نشد؛ او که طرف‌دارِ آسترازنکا بود، شرمسار نشد؛ برهنه‌ی توی خیابان محجبه نشد؛ مذهبیِ بی‌بخار، عبد الله نشد... این میانه، تنها چله‌ی زیارتِ عاشورا خوانده شد؛ اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد... که نوشداروی نشدن‌ها شمایید. + لینک @sarbehrah
آهای دختری که ندیدمت اما جمعه‌ها برام صلوات می‌فرستی، اسمم و بارها زیارت نیابتیِ کربلا دادی، تو حرمِ حضرتِ شاهچراغ علیه السلام دعام می‌کنی، پیام‌هات و که می‌خونم و سین می‌خوره اما اغلب جواب نمی‌دم، صبوری می‌کنی! چند ساله نمازای یکشنبه‌های ذیقعده رو مسجدِ گوهرشاد به‌جا میارم، اما امسال یادم نبود... دلم شرحه‌شرحه می‌شد اگه یکشنبه می‌گذشت و نماز رو از دست می‌دادم... تو این عکس و فرستادی و یادم انداختی! تو دوستِ مجازی که عکسای قشنگت از سالادشیرازی‌های غرقِ آبِ نارنجت رو خی‌لی دوست دارم! یه دور تسبیحِ تربت، صلوات هدیه می‌کنم به امام زمان ارواحنا فداه از طرفِ خودت... با چاشنیِ دعای عاقبت‌بخیری... آهای دخترشیرازی؛ دیدار به ظهور😎 @sarbehrah
گفتم هفته‌ی آخرِ کلاس‌هاست، برای دخترام تیپ بزنم. با شلوار جین اومدم و سر تا پا روشن و قرتی، از گزینش اومدن با من صحبت کنن...😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
بازم هدیه گرفتم😊 دکتر شریعتی😍😍😍 @sarbehrah
سربه‌راه
گفتم هفته‌ی آخرِ کلاس‌هاست، برای دخترام تیپ بزنم. با شلوار جین اومدم و سر تا پا روشن و قرتی، از گزین
مدیرم امروز می‌گن دیروز بازرسِ گزینش بهشون گفته این خانم فارسی‌تون رو باید عروس کنین! بعد جدا از پرونده‌م و کارش، نشسته آمارم و درآورده که چند تا بچه‌ایم و مامان و بابا چه‌کاره‌ان و شرایطِ ازدواجیم چیه... قشنگه که آموزش و پرورش با من در تناقض گیر کرده! العزّة لِله✌️ @sarbehrah
هشتما برام کیک پختن😍 خودشون😍 یخمک خریدن😍 کیک چون جلسه آخره، یخمک چون من روزِ دختر بهشون عیدی دادم و خودم دخترم، اونام به من عیدی دادن😍 اینا همونایی‌ان که با شورش کلاس‌شون شروع شد و تازه بعدِ عید اعتراف کردن به صمیمیتم با نهما حسادت داشتن و دوست داشتن با اونا هم صمیمی باشم❣ دخترای من❤️❤️❤️ @sarbehrah
من و نهم دویی‌هام😍 @sarbehrah
فردوس خانم علوم رو آتیش زده! نهمِ دو بهم ریخته... خانم علوم از حرف‌هایی که شنیده، زده زیرِ گریه و رفته دفتر... دفتر ریخته نهمِ دو و داد و فریاده که بلنده... مدیر با بلندترین صدایی که داره فریاد می‌کشه که فردوس بفهمه اشتباه کرده... معاون با تهدید و توبیخ در تلاشه فردوس رو نصیحت کنه... نهم دویی‌ها گُر گرفتن و شدن آتیش‌بیارِ معرکه... کلاس‌های دیگه با نگاه‌های سنگین‌شون فردوس رو له کردن... فردوس با هر بازخوردِ اطرافش بیشتر داد می‌زنه... رکیک‌تر جواب می‌ده... پل‌های بیشتری رو خراب می‌کنه... کدوم گوریه مشاورِ بی‌عرضه‌مون که این بلبشو رو جمع کنه؟! گرچه اگه بود خودش قندش می‌افتاد و همه باید اون رو جمع می‌کردیم(!) چقدر همه‌چیز و همه‌کس نابه‌جاست... فردوس کارِ درستی کرده؟ معلومه که نه! ولی این و کِی می‌شه بهش ثابت کرد؟ وقتی آروم بشه و فکرش برگرده سرِ جاش. چرا نهم دو من و دوست داره؟ چون از جنسِ خودشونم! من عصبانی‌های لجباز رو می‌شناسم، چون خودم بد عصبانی می‌شم و بد لج می‌کنم. بینِ جمعیت جلو می‌رم و می‌رسم روبروی فردوس. فردوس هنوز داره داد می‌زنه و رگباری جواب می‌ده. دو تا دست‌هام و می‌ذارم روی صورتش. ساکت می‌شه و نگاهم می‌کنه. می‌کشمش تو بغلم. یه دستم و می‌ذارم روی سرش و دستِ دیگه‌م و قفل می‌کنم دورِ کمرش. سخت به آغوشش می‌کشم. مدیرمون میاد جمله‌ی بعدی رو با داد بگه که دستم و به نشونه‌ی کافی بودن بلند می‌کنم و روبروی صورتش نگه می‌دارم. ساکت می‌شه. با دست اشاره می‌کنم بقیه‌ی کلاسا پراکنده شن. مدیر می‌ره. معاون می‌ره. همکارا می‌رن. بچه‌ها می‌رن. من می‌مونم و نهم دویی‌ها و فردوسی که تو بغلم نفس‌نفس می‌زنه و محکم بازوهام و گرفته. تا به این سن که رسیدم هیچ‌کس نفهمید وقتی عصبانی می‌شم اول باید آرومم کنه، بعد توجیهم! اول آرومم کنه، بعد توبیخم! اول آرومم کنه، بعد نصیحتم! اول آرومم کنه، بعد طردم! بعد تحقیرم! بعد توهین! بعد ارشاد و اصلاح و تربیت! اول آرومم کنه، بعد حرف بزنه! بعد بزنه! بعد! بعد! بعد! آخ که اگه امام خمینی نبود من این سمت دوام نمی‌آوردم... امام خمینی برای این سمت خیلی زیاده... امام خمینی از سرِ مذهبیا و انقلابیا خیلی زیاده... چه برسه به ضدّ و مقابلاش(!) امام خمینی تو چهل حدیثش شیواتر از هر مشاور و مراقب و معاونی گفته تو خشم، عقل از آدم زایل می‌شه... خدای امام خمینی همه‌ی قسم‌ها و نذرهای در حالِ خشم رو بخشیده و حساب نکرده... اون‌وقت نه مذهبیِ قرآن‌خونده‌ش، نه غیرمذهبیِ غرب‌زده‌ش می‌فهمه که وقتِ خشم نباید همه‌ی ارشاد و اصلاح‌های دنیا رو انجام داد! لعنتی یا آرومش کن، یا صبر کن تا آروم شه! من آدم‌هایی که بعد از خشم هم پای من موندن رو یه طورِ دیگه دوست دارم، اما کسی که موقعِ خشم بلد باشه آرومم کنه یا صبر کنه آروم شم رو زیاد ندیدم...! اون‌قدر زیرِ لب برای آروم شدنِ فردوس صلوات می‌فرستم تا خودش از آغوشم جدا شه. تا لبخندش... وَ برگشتنِ عقلش... وَ اونجا که خودش بهم گفت کارِ اشتباهی کرده... @sarbehrah
تازه یخمک رو این‌قدر حرفه‌ای از وسط نصف کردم، مشتری پیدا شد یخمکاشون و دادن من نصف کنم😂😂😂 از استاد پناهیان که خدا عاقبت‌بخیرشون کنه یاد گرفتم: وقتی با بچه‌ها خوشم و می‌خندم با دلیل باشه، وقتی هم با بچه‌ها اخم و تنبیه دارم باز با دلیل باشه. دلیل هم همیشه شفاف و تبیین‌شده باشه. به زبونِ ساده و با مثال: پدری که وقتی از سرِ کار میاد خسته است، یهو بچه‌ش می‌پره بغلش کنه، دستش می‌خوره خریدِ بابا می‌ریزه ماست پخش می‌شه کفِ فرش. باباهه چون خسته است، شروع می‌کنه به داد و فریاد و تنبیهِ بچه. یه‌ شبِ دیگه باباهه میاد اما خسته نیست، اتفاقا روزِ کاری و پرپولی داشته و سرمست و خوش‌اخلاقه. وقتی از سرِ کار میاد، یهو بچه‌ش می‌پره بغلش کنه، دستش می‌خوره خریدِ بابا می‌ریزه ماست پخش می‌شه کفِ فرش. باباهه چون سرحاله، می‌گه فدای سرت بابا! خودشم می‌شینه فرش و تمیز می‌کنه. بچه اینجا دچارِ سردرگمی می‌شه. خطا کردن یا نکردن رو متوجه نمی‌شه. در عینِ حال می‌فهمه بحث «خطا» نیست، «حالِ بابا»ست. پس محورِ رفتار و کردار می‌شه «حالِ بابا». این بچه تو این خانواده ولایت‌پذیری و تعهد و اخلاقیات یاد نمی‌گیره. به‌وقت خندیدن و به‌وقت مراقبِ رفتار بودن و یاد نمی‌گیره. اون پدر هم به‌مرور خنده‌ش بی‌طرفدار می‌شه و اخمش بی‌اثر. @sarbehrah