eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
من هیچ‌وقت به آقای رئیسی غُر نزدم؛ حتی سر وضعیت اقتصادی و حجاب. چون کارِ اجرایی کردم. اگه دستم باز ب
پس یکی از راه‌های دیگه‌ی تقویتِ شد کارِ اجرایی! برید اردو جهادیِ درست و حسابی. با مسجدِ محله فعالیت کنید. تو فامیل یه کارِ تیمی راه بندازید. واردِ بشید یا تشکیلات راه بندازید. گروهِ دوستی‌تون رو از حالتِ بیهودگی و دلی و سرخوشی خارج کنید و دورِ هم یه کارایی بکنید. تا تو غارِ خودتون باشید خیال می‌کنید همه‌فن‌حریفید و بقیه گاو! راست می‌گی بیا وسطِ میدون و تو لنگش کن! @sarbehrah
یه بار تو یه شب‌نشینی بودیم که یکی از آقایون داشت ضدّ رهبری صحبت می‌کرد و تحقیر و تمسخر داشت. صحبتاش تموم شد گفتم باز رهبر نزدیکِ هشتاد میلیون نفر رو دارن اداره می‌کنن و این چند مورد طبیعیه، شما دورِ هم شش تا برادرید و هر کدوم درگیر و گرفتار و با هم قهر! فکر کن شما چقدر بی‌عرضه‌ای که نتونستی شش نفر رو دورِ هم جمع کنی! به نظرم بیا درباره‌ی چطور زندگیِ شما را چرخاندن صحبت کنیم مشکلات‌تون حل شه، دیگه برای کمبودِ نقدینگی هم النگوهای زنت رو نفروشی، موافقین؟ جدا از این‌که سااااااااال‌هاست یاد گرفته در جمعی که منم ساکت شه و جز درباره‌ی آب‌وهوا و مزه‌ی غذا صحبت نکنه، یادِ همه‌شون اومد که کمترین صلاحیت رو درباره‌ی نظر دادن برای مشکلات کلان ندارن! این بادهای انباشته‌شده در دماغ‌ها، از نازپروری و تن‌پروری و کارِ اجرایی نکردنه! خودتون باد دماغتون رو بخوابونید، قبل از این‌که زمانه باد دماغ‌تون رو بخوابونه ؛) @sarbehrah
سربه‌راه
تحلیل‌هاتون رو کامل خوندم، کلی هم زیارت امین‌الله روزیم شد؛ به این می‌گن یه کارِ دو سر بُرد! هم برای
تحلیل‌های دسته‌جمعیِ قبلی رو کمی سامون بدیم و بریم برای تمرینِ جدید که تصورم اینه راحت‌تر باشه. این یادداشت قطعی نیست و قطعا با گذرِ زمان لایه‌های عمیق‌تری از این حادثه روشن می‌شه. هم‌چنین این یادداشت حاصلِ جستجو و مطالعه‌ی پراکنده و غیر قابلِ ذکرِ منبع و در نهایت استنباط و جمع‌بندی هست. تأیید و تکذیب برای این تحلیل بازه. ۱. شهادتِ حاج‌قاسم چون ایشون نظامی بودن و در دفاع و معرکه، دور از ذهن نبود و از نظر احساسی همه رو درگیر کرد، اما شوک وارد نکرد و عجیب نبود. یعنی با شهادتِ ایشون ما مفهومِ جدیدی از فرمانده یا اسطوره نداشتیم، برای ما ایشون از قبل از شهادت هم در همین جایگاه بودن. ولی شهادت در جایگاهِ ریاست‌جمهوری سااااااااااااال‌هاست برای ما خارج از باوره! اصلا صفِ اولی‌ها برای ما مردم نزدیک به ترور هم نبودن، چه برسه به شهادت! آقای رئیسی مفهومی تازه از رئیس‌جمهور آوردن و این‌بار احساس خدشه‌دار نشد، عقولِ ما بهش شوک وارد شد! ۲. یادتونه بعد از شهادتِ حاج‌قاسم یه جمله‌ای راه افتاد که منم حاج‌قاسمم؟ سردار سلیمانی هویتِ فردیِ ما بودن، اما آقای رئیسی هویتِ جمعیِ ما هستن. سردار نظامیِ ما بودن، اما آقای رئیسی خودِ نظامِ ما هستن، دولتِ ما هستن. درواقع رأی خودِ ما هستن. انتخابِ مستقیمِ مردم. یه مبحثِ سیاسیِ عمومی. ۳. سردار در تقابل با بیگانه‌های خارجی به ما هویت دادن، اما آقای رئیسی هویت‌سازِ درونی بودن. ۴. سردار محافظ و بادیگاردِ نظام بودن، نشون دادن شهادت برای نظام مقدسه، اما آقای رئیسی خودِ نظام بود... شهادتِ ایشون ثابت کرد خودِ نظام مقدسه و در رأس پاک‌دست هم وجود داره. ۵. با شهادتِ سردار کسی از خودش نپرسید خب حالا من کجا برم دفاع کنم و جای ایشون رو پُر کنم؟ چون جبهه‌ی مقاومت سال‌هاست فراتر از شخصه و اگه قرار بود آتشش خاموش شه، از بعد از رحلتِ امام خمینی رحمت‌الله علیه خاموش می‌شد. اما کاسه‌ی چه کنم،چه کنم‌ها رو دارید دستِ خودمون و مردم می‌بینید! با رفتنِ آقای رئیسی همه نگرانن که نقش‌شون چیه؟ باید چه کار کنن؟ اصلاحات سااااااال‌هاست مردم رو جدا از دولت کرده و اصلا بخشی از خوی تن‌پروری که در همه‌ی ما رخنه کرده، تأثیرِ گفتمانِ اصلاحاته که مردم به‌جای همراهی با دولت، همیشه باید طلبکارِ دولت باشن. ولی اسمِ دولتِ آقای رئیسی چی بود؟ دولتِ مردمی! یعنی مردم هستن که باید سرنوشت‌شون رو تغییر بدن... حرفِ قرآن و ائمه علیهم‌السلام و چشم‌اندازِ انقلاب. ۶. مسلّمه که هر دو شهید برای امام خامنه‌ای عزیز هستن. لفظِ «عزیز» رو جستجو کنید آقا به اسم کدوم شهدا چسبوندن. رفتنِ سردار همون‌طور که نوشتم احساساتِ ما رو خدشه‌دار کرد. آقا انگار رفیق‌شون رو از دست دادن. گریه‌ی ایشون تو دلِ جبهه‌ی مقاومت رو خالی نمی‌کرد. اما شهادتِ آقای رئیسی یعنی خالی شدن دومین جایگاهِ کشور. تصور کنید آقا گریه می‌کردن... چه دلی از مردم خالی می‌شد! نه فقط گریه نکردن، که شما فیلم‌های نماز سردار و آقای رئیسی رو مجدد ببینید، آقا در مراسم آقای رئیسی استوار، با صورتی فوق‌العاده جدی، و بی‌صحبت وارد شدن، نماز خوندن و رفتن. تنها جایی که ایشون لطیف شدن و اخم‌های مبارک‌شون باز شد، دیدنِ نوه‌های آقای رئیسی بود که عصاشون و روی ساعد گذاشتن و بچه‌ها رو بغل کردن و بوسیدن. پس حواستون باشه مقایسه‌ی رفتارِ آقا در این دو نماز، مقایسه‌ی شخص سردار و آقای رئیسی نیست، بلکه مقایسه‌ی دو جایگاه و دو شرایط هست. @sarbehrah
ای گل نه همین معرکه ٔ من به تو گرم است هنگامه ٔ صد سوخته‌خرمن به تو گرم است گرم است به هم پشتِ رقیبان پی قتلم ای عشقِ دل‌افروز دلِ من به تو گرم است سرحلقه ٔ ماتم‌زدگانی تو فصیحی بخروش که هنگامه ٔ شیون به تو گرم است @sarbehrah
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کمترین کیفیت رو برمی‌دارم که ازتون نت نبره و بتونین کاااااااامل ببینید. نکته: آقا چون منظومه‌ی فکری دارن، پراکنده‌گویی ندارن، صحبت‌هاشون در خطِ سیرِ صحبت‌های گذشته‌شونه و رو به تکامل و تشریح. اشتراکِ این سخنرانی رو با صفحه‌ای که لینک براتون گذاشتم پیدا کنید. کمتر کسی منسجم حرف می‌زنه! انسجامِ فکری از داشتنِ افق و چشم‌انداز میاد❣ @sarbehrah
سربه‌راه
آخرین روزِ بیکاری، از فشارِ بی‌خوابی، پناه بردم به کتابخونه. کتاب‌های مدّ نظرم رو نداشت و جلد اولِ کلیدر هم نبود که شروع کنم و با ده جلدش روزهای سبکی رو بگذرونم و بالِ طایرِ خیالم رو ببندم. دستم کشید به پله پله تا ملاقاتِ خدا که در عارفانه‌های مولوی غرق بشم، اما طبعِ خودم و اجبارِ زمانه، جورج اورول رو انتخاب کرد و قراره باز در نمادها و سیاست و اجتماع آب بشم! دوستای شب‌کارم می‌گفتن لاغرتر شدی و من دوست ندارم فردا که مشکی‌پوش می‌رم مدرسه، این جمله رو از دخترام هم بشنوم اما چاره چیه؟ تو خونه بیش از پنج روزِ حرفِ آقا سیاه تنم نبود، اما فردا اولین‌باره دخترام بعد از این اتفاق من و می‌بینن، برام مهمه بی هیچ حرفی ببینن عزادارِ رئیس‌جمهورِ خادم کشورِ امام زمانم. پس دلخواهِ اونا باشه برای درسای هفته‌ی بعدم. بعد از کتابخونه می‌رم خرید، نه چون خرید حالِ خانوما رو خوب می‌کنه که من یا خانوم نیستم یا گونه‌ای متفاوتم که خرید کردن رو دوست ندارم، بلکه هر چیزِ فایده‌دار رو دوست دارم. خرید باید فایده داشته باشه و حتما وسایل کاربردی باشه. درس خوندن باید فایده داشته باشه. کار کردن باید فایده داشته باشه. کار ثواب کردن حتما باید فایده داشته باشه، نه فقط یه خرج و نذرِ الکیِ حال‌خوب‌کُن باشه! تدریس باید فایده داشته باشه! کانال باید فایده داشته باشه! ازدواج باید فایده داشته باشه! دوست و رفیق باااااااااید فایده داشته باشه! آرزو و هدف باید فایده داشته باشه! حتی تفریح و خوش‌گذرونی باید فایده داشته باشه! چت کردن باید فایده داشته باشه! مگه خدا من و شما و این عالَم و قیامت رو بی‌فایده آفریده؟! خریدِ یه مسواک چون مسواکم کهنه شده و باید بره تو وسایلِ اربعین که کهنه‌های قابلِ دورریز به دردِ این سفر می‌خوره که بشه بعد از استفاده دور ریخت و سبک‌تر شد، وَ کمپوت برای دخترم که دستش اون‌طور شد و دیگه نتونستم برم دیدنش و وقتی می‌خواستم بخندونمش که دردش یادش بره، پرسیدم کمپوتِ چی برات بگیرم بلا؟ گفت آلبالو دوست دارم و چشماش از درد خیس شد... فردا با برگه برمی‌گردم اما چون محدودیتِ زمانی برای ثبت نمره دارم، می‌دونم باز تا امتحانِ بعدی بیکار می‌شم. مامان حتما نمی‌ذاره دیگه آشپزی کنم چون خونه‌ی ما این چند روز مملو از بوی سیر شده و خیال کنم فقط توی چاییه که سیر نمی‌ریزم! پس پیام زدم به دوستم که دو هفته‌ی پیش پیام زد یا بیا یا بگو کی ده دقه هستی که بیام، دوقلوها دیوانه‌م کردن که دلمون برای خاله تنگ شده. فردا پُر شد. پس‌فردا پُر شد. پنج‌شنبه پُر شد. جمعه پُر شد. با جورج اورول شب‌های بی‌خوابی هم پُر شد. اما... می‌گن جای رئیسی رو کی پُر کنه؟! ما که انتخابات نمیایم! همون‌هایی که تو تشییعش بودن و گریه کردن و... توّابین رو از سریالِ مختار یادتونه؟ رُفاعه چقدر مردّد شد... چقدر دیر جُنبید... چقدر دیر می‌فهمید... با شمر هم‌نماز شد... آخرش شهید شد اما نه در زمره‌ی ۷۲ تن... حتی نه در زمره‌ی توّابین... من نمی‌دونم شما هم عمقِ ماجرای رُفاعه رو متوجه می‌شید یا نه؟ می‌تونست ۷۳مین نفر باشه... شهیدِ در رکابِ امام... اما نشد! چون مطیعِ رهبرش نبود... مطیعِ خودش بود! همه‌ی دلایلِ عالَم به کنار، چطور می‌شه مذهبی و انقلابی و حاج قاسمی و رئیسی و شهدایی بود، ولی حرفِ رهبر رو چون و چرا کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چطور می‌شه جای خالیِ ولایت فقیه رو تو مغزهای پوکِ مذهبی و انقلابی‌های لب و دهن پُر کرد؟! چقدر دلم براشون یا براتون می‌سوزه... آدم تا مذهب و انقلاب خودش و بکشه... شونه به شونه‌ی عاقبت‌بخیری بره... اما سرِ بزنگاه‌ها چون و چرا کنه و مطیعِ خودش باشه... چه بدبخت و چه بیچاره! خدایا! بین این‌همه طلحه و زبیر، مِقدادم کن! به جبر هم که شده به جبر هم که شده مِقدادم کن! کَزُبَرِ الْحَدِید لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِف وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَب وَ لَا یَجْبُنُون وَ عَلَی اللَّهِ یَتَوَکَّلُون وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین... یا صاحب‌الزمان! از شما مدد... @sarbehrah
سربه‌راه
آخرین روزِ بیکاری، از فشارِ بی‌خوابی، پناه بردم به کتابخونه. کتاب‌های مدّ نظرم رو نداشت و جلد اولِ ک
به نیّتِ عاقبت‌بخیری؛ هدیه به حارِسِ رسول‌الله مجاهدِ تبیین مبارزِ فتنه مطیعِ بی‌چون‌وچرای ولایت جناب مِقداد بن اَسوَد اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم @sarbehrah
سربه‌راه
سلام مجدد🌿 من سه گزینه همیشه تو ذهنمه و سعی می‌کنم تو اردوهای جهادی یا فعالیت‌های فرهنگیم و حتی مدر
خدا رو شکر که چنین پاسخی دادم. خدا رو هزار مرتبه شکر که جوابم یکی از دو رکنِ ثابتِ وصیت‌نامه‌ی شهداست.
یک دست جامِ باده (اتو) و یک دست جَعدِ یار (شاد)، هم به لباسای فردام می‌رسم و هم سؤالای دخترام و جواب می‌دم. نهما فردا فارسیِ کشوری دارن و امتحانِ علوم حسابی ترسونده‌شون. حواسم هست که حتی همین فرصت هم، آخرین ثانیه‌های طلاییِ تعلیمِ منه. آتش می‌پراکَنَم و از نسلِ بعد، ناامید نمی‌شم. با مددِ جنابِ مقداد، یاری‌گرِ آقام هستم که فرمودن: تا قلّه راهی نیست، خستگی ممنوع! @sarbehrah