سربهراه
آفرین بهشون که تا حالا موندن و کنار نکشیدن. من نمیدونم دقت کردین؟ صحبتهای آقایان زاکانی، قاضیزاده
ازت متشکرم کراشِ انتخاباتی؛
ازت متشکرم تمیز و اتوکشیده و شیک و باکلاس؛
ازت متشکرم سِتکنندهی انگشتر و کُت؛
ازت متشکرم سیدِ عیدیبده؛
ازت متشکرم ادب و وقار و شخصیت؛
ازت متشکرم خانوادهدارِ خانوادهدوست؛
ازت متشکرم تبیینگرِ زحماتِ آقای رئیسیِ نازنینم؛
ازت متشکرم آمار و ارقام و استناد و مدرک؛
ازت متشکرم خراسونیِ بامرام؛
ازت متشکرم که اومدی... حرف زدی... تبیین کردی... روشنگری کردی... جوابِ تحریف دادی... دفاع کردی... حق رو یاری کردی... سکوت نکردی... از هوووو شدن و مسخره شدن نترسیدی... از زخمِ زبونها و طعنه و کنایههای بعد از این وحشت نکردی و...
کنار کشیدی❣
خیلی دمت گرم جنتلمن🌿
یه زیارتِ امام رضا علیه السلام فقط به نیابت از شما میرم که خودِ آقا اجرت و بدن❣
سرت سلامت✌️
حالا که کنار نکشیدن، تا میتونین اطرافیانتون و هرکی دستتون بهش میرسه مجاب کنین به آقای جلیلی رأی بده
چند ماه دیگه آمریکا انتخاباته
ما به کسی نیاز داریم که از پس وحشیای مثل ترامپ بربیاد
شما بگو یک نفر، اما تا میتونین رأی رو بکشونین سمتِ جلیلی
این امتحانِ سختِ جلیلی_قالیباف اگه نمرهش بشه پزشکیان،
چی از انقلاب خمینی میمونه؟! نماز؟! محرم؟! اربعین؟!
دیشب به رفقا میگم بیاین یه واکاوی کنیم، هرکی بنویسه دقیقا چرا رأیش جلیلیه که اشتباه نکنیم.
به قول دوستم از دلایل اینقددددددددددر میتونیم بنویسیم که تا صبحِ انتخابات هم تموم نشه.
الحمدلله. این یعنی فکر و تحلیل و بررسی کردیم و زورمون و زدیم و گردنمون نیست.
ولی من علاوهی همهی دلایلم، یه سردلیل یا تیترِ دلیل برای خودم دارم.
من سرِ ازدواجی که تا حالا نکردم، تو این شرایطِ نیاز به جهادِ فرزندآوری، حجت شرعی دارم پیش خدا، یعنی میتونم پاسخگو باشم بگم از بین همهی اینایی که تا الآن دیدم، با هیچکدوم نمیتونستم رو اَدای دو رکعت نماز صبحم حساب کنم، چه برسه به تمدنِ مهدوی و زندگی به سبکِ ظهور(!)
سرِ شاگردام و تو کارم اگه نمرهای اینطرف اونطرف شده باشه یا حقی ناحق، حجت شرعی دارم. میتونم پاسخ بدم همهی تلاشم و کردم و در حد فهمم عمل کردم و بیشتر از این نفهمیدم، متوجه نبودم.
حجت شرعی.
یعنی فردای قیامت بتونم جواب بدم و سرم بلند باشه.
آقای زاکانیِ عزیز هم کنار کشیدن و چقدر برام عزیزتر شدن... چون پزشکیان اینقدر بهش طعنه بزنه که خون به دلش کنه... اما آقای زاکانی فهمید خطر جبههی اصلاحات چیه که همهی فحشای عالم و به جون خرید و کنار کشید...
من از آقای قالیباف توقعِ فهم نداشتم. ببخشید این بیاحترامی بهشون نیست، الآن که دیگه تموم شد و کنار هم نکشیدن و وقتِ قانونی تبلیغاتشونم تموم شده، پس از روی بیاحترامی نمیگم. واقعا توقعم از ایشون فهمِ خطرِ اصلاحات نبود و نیست...
اما خیلی بسته بودم روی فهمِ آقای جلیلی... نمیدونم! شاید چیزیه که من متوجهش نمیشم... اما از دیشب منتظرم جلیلی بکشه کنار... اون بفهمه اصلاحات بیاد هیچی از انقلاب و خون شهدامون نمیمونه...
یادتونه نوشتم اینبار بیذوقم در رأی دادن؟ یادتونه نوشتم اعتقادی ندارم جلیلی، شهید رئیسیه؟ اینجاها دیده میشه این ظرافتها...
دو قطبِ انقلابی موندن و فقط خدا بهمون رحم کنه...
سربهراه
دیشب به رفقا میگم بیاین یه واکاوی کنیم، هرکی بنویسه دقیقا چرا رأیش جلیلیه که اشتباه نکنیم. به قول د
کنارِ همهی دلایلی که برای انتخابِ آقای #جلیلی دارم و تلویحی و پراکنده نوشتم،
بزرگترین دلیلم برای انتخابشون
حجت شرعیه.
یعنی بتونم فردای قیامت جواب بدم.
خدایا تو شاهدی من کسی و انتخاب کردم که نزدیکتر به دینِ پیغمبر و مذهبِ امیرالمؤمنین علیهم السلام باشه. خونِ امام حسین علیه السلام رو پایمال نکنه و بیغیرت به چادرِ حضرت زهرا سلام الله علیها نباشه.
من کسی و انتخاب کردم که تا این لحظه پای انقلاب مونده و عرق ریخته. عزتِ مسلمونا رو میخواد و فکرش از شکم و زیر شکمِ مردم فراتره.
خدایا من #آقای_جلیلی رو انتخاب کردم چون نزدیکترین فکر رو به ولی فقیه داره و امید دارم باری از دوش ایشون برداره و یاورشون باشه.
خدایا من آقای جلیلی رو نه برای خودم و خونوادهم و شهر و کشورم، که برای همهی دنیا دیدم و به خاطرِ فلسطین و مظلومینِ جهان انتخابش کردم.
خدایا تو شاهدی من جلیلی رو انتخاب و تبیین و تبلیغ کردم چون اون و در مسیر ظهور دیدم.
اگه درست انتخاب کردم، ثواب این حرص و جوشها هدیه به آقا امام زمان ارواحنا له الفداء، انشاءالله آقای جلیلی از امتحانِ اعتمادم سربلند بیرون بیان.
اگه غلط انتخاب کردم، از سرِ متوجه نشدنه. خودت تا فرصت هست به رأی حق هدایتم کن. من برای این انتخاب مطالعه کردم، شنیدم، گفتگو کردم، ساعتها مناظره رو دیدم و بررسی کردم. مشورت گرفتم. فکر کردم.
خدایا تو شاهدی من چقدر آقای رئیسی رو دوست دارم... نه مروی تونست تو حرم برای من جای ایشون رو بگیره، نه اژهای تو قوه قضاییه برای ما شهید رئیسی شد... من همهی تلاشم و کردم اونی که نزدیکترین به راه و روشِ آقای رئیسیه رو انتخاب کنم.
حتما در تبیین و تبلیغِ اصلح کوتاهی کردم و خدایا تو ببخش و بگذر
اما تو #انتخاب کوتاهی نکردم و هر راهی رو بلد بودم رفتم...
خدایا!
خودت به ما رحم کن...
ما ملتی هستیم که یه شب تا صبح اسرائیل رو موشکبارون کردیم و هیچکس نتونست چپ نگاهمون کنه...
خودت عزت و اقتدارِ تنها کشورِ شیعهی جهان رو حفظ کن و ما رو قوم ظهور قرار بده...
ما ناشکر... اما با ما صبوری کن و نعمتِ جمهوری اسلامی و عزت و اقتدارش و ازمون نگیر...
خدایا ما رو به شرورها و شیاطین واگذار مکن...
خدایا به مردانِ سیاستِ ما، فهم، به مردمِ ما در انتخاب، بصیرت عطا بفرما.
خدایا به حق آقا امام زمان
ما رو از شرِ بیناموسها حفظ بفرما...
به هرکی گفت به پزشکیان رأی میده، محترمانه تبیین کردم که فضای سالم از انتخابات سلب نشه.
ولی تکتکشون و به خاطر سپردم برای بعد از انتخابات😎
بانو هن؛ بانوی اولِ دربار میشه.
آدمِ پاکدست و درستکاری که همه چپاولگرا میدونن دیگه نمیذاره ببرن و بخورن.
پس همه میرن پیش بانو چویی که اول نشده و از خانوادهی دستکجها و مفتخورا و زورگوهاست.
بهش میگن نگران نباشید، زیردستها همه طرفِ شمان!
شما اول شو
ولی زیردستا با شما نباشن...
هیچکاری نمیتونی بکنی...
یادِ آقا میافتم... یادِ شهید رئیسی...
یادِ هر خوبی که کارش سخت پیش رفت...
سربهراه
به واسطهی سفرهای متنوعی که میرم، شغلهای متعددی که دارم و خصوصیتِ اخلاقیِ اجتماعیم، دوست زیاد دارم.
برخیشون تنها دوستشون منم و توقعِ توجهِ بیشتری دارن.
اما دوست دقیقا انتخابِ خودِ آدمه و مهم و اثرگذار. مثلِ خانواده نیست که بگیم دیگه مجبوریم بسازیم و رشد کنیم.
یکی از گزینههایی که همیشه دوستانم رو برام اعتلا میده یا پَست میکنه و روابطِ بعد از اینم باهاشون رو تغییر میده؛ همین انتخاباته.
نه رأیشون که به کی باشه، نه،
«کنشگریشون به وقایع»
با مثال بگم روشنتر شه:
مثلا من دوستی دارم که واقعا دختر ماهیه. مذهبی، تحصیلکرده، همسری خوب، مادری عاقل. همهچی تموم. خیلی هم برای من احترام و علاقه قائله ولی من جز به ضرورت، پیامهاش و جواب نمیدم، دیدارش نمیرم، وَ تا مجبور نشم تماسهاشم پاسخگو نیستم. چرا؟ چون در انتخابات سه سالِ پیش با اینکه رأیش شهید رئیسی بود، اما برای انتخابات، مشارکت و رأی به اصلح تلاشی نکرد و بهانه یا مدل زیستش رو به من در جواب میگفت.
خب من این دینی که تو رو به حرکت نیاره رو از صد تا کفر بدتر میدونم!
انگار انتخابات نماز فراداست که خودت خوندی، تموم شد و بری سر زندگیت(!)
از اونطرف دوستی دارم که بنیانِ مذهبیِ فوقالعاده ضعیفی داره و سرِ سادهترین مسائل شبههدار میشه و سبک زندگیِ درستی هم نداره.
اما در همون حد که میفهمه فوقالعاده کنشگر هست و تلاش میکنه.
الآن رأیش جلیلی هست ولی نمیتونه تبیین کنه چرا. بابتش مطالعهای نداره و جز اینستاگرام هم منبعی تو عمرش ندیده(!) اما همینی که فهمیده و دو تا مناظره گوش داده رو از اول انتخابات داره کار میکنه.
پروفایل، دورهمی، محل کار، خونواده، استوری اینستاگرام.
چون کارش بیمبنا و پراکنده است شاید خیلی هم مؤثر نبوده، اما
در حد خودش
تلاشش رو کرده!
این آدم از دین یه نماز داشته باشه هم زمین تا آسمون با دوست مورد قبلم فرق داره چون اتفاقا مقیده حتما نماز رو به جماعت یا وحدت بخونه. یعنی وقتِ نماز، دغدغه داره همه رو به خط کنه، نه که خودش بخونه و بره پی کارش. یقیمون الصلاةِ سورهی مؤمنون یعنی ایشون.
من تا بتونم به دوستیِ این آدم لبّیک میگم. چون اینه که من و از رکود منع میکنه و رشدم میده.
دیشب خوشحال شدم رفقای اصلیم برای انتخابشون دلیل داشتن، دلیلِ محکم داشتن، و به قول خودشون تا صبحم میتونستن بنویسن.
امروز خوشحالم برخی دوستانم پیام زدن و آخرین رأی و دلایل رو بررسی میکردن و تا آخرین دقایق هنوز در تحلیلن.
اینا من و خیلی رشد میدن. باعث شدن من بازم امروز بخونم و بشنوم و بررسی کنم.
خواستم بگم تا انتخاباته، دوستاتونم بررسی کنین. اونا مهمترین انتخاب زندگی ما هستن که تاثیرِ مستقیمی روی عاقبتبخیری یا عاقبتبهشریمون دارن.
@sarbehrah
سربهراه
سارا رأیش روحانی بود؛
اون موقعی که زن، زندگی، آزادی شعار نبود، حجابش فاجعه بود؛
یادم نمیره افطار دورهمی داشتیم مزار شهدای دانشگاه. وقتی رسید برخی دوستانِ بسیجیمذهبیمون دامن برکشیدن آلوده نشن(!) آخه اون موقع کشف حجاب بردن به اردو جهادی برای حکم گرفتن فایده نداشت(!)
من و چند نفر دیگه از اومدنش خوشحال شدیم. موهاش و فر داده بود، فرقِ کج ریخته بود بیرون و بنفش کرده بود... لعنتیِ روحانیدوستِ کارِفرهنگیکنِ اِلِماندار😁
امآآآآآ
صد برابر بهتر از بسیجیهامون حرف میزد، عمل میکرد، تلاش میکرد، ولایتپذیر بود، کار تیمی سرش میشد، بنیهی تشکیلاتی داشت، عقدهای و حسود نبود و به فکر اعتلای تیمی بود، نه فردی.
تو اردو جهادی نیروی بخش خودم بود. شبا تو جلسهی خصوصیم بهم نقد میکرد که انتخابِ آیةالکرسی برای سنِ الف اشتباهه، اما روزا و سرِ کلاس عینِ کاری که بهش گفته بودم و انجام میداد و با جان و دل و با تمامِ توان و خلاقیت فعالیت میکرد.
در رفت و آمد به کلاس، گزارش کار دادن، وَ تلاش برای بهبودِ شرایط
منظمترین
پرتلاشترین
وَ دقیقترین نیروی من بود.
اون نیرو من و رشد داد، من و به چالش کشید، ایرادِ کارم و اونقدر خیرخواهانه و مستند و با راهکار بهم گوشزد کرد که هنوز سرِ آیةالکرسی برای سن الف در تحقیقم.
اون برای من دوستِ عاقبتبخیر بود. من هم تلاش کردم ظاهرش مثلِ باطنش زلال و نورانی شه. سعی کردم همونطور که اون در حقم دوستی کرد، منم در حقش دوستی کنم و صورتیبازی درنیارم که مهم محبتِ بینمونه، نه!
مهم عقیدهمونه!
محبتی هم اگر هست از سرِ عقیده است.
ائمه علیهمالسلام و بزرگان چون معرفت و عقیده دارن به خدا عاشقترن...
امام خمینی چون معتقد و معترف به امیرالمؤمنین هستن ایشون رو با ادب صدا میزنن، نه «باباعلی»!
معرفت و عقیده است که محبت و احترام میاره.
@sarbehrah