بانو هن؛ بانوی اولِ دربار میشه.
آدمِ پاکدست و درستکاری که همه چپاولگرا میدونن دیگه نمیذاره ببرن و بخورن.
پس همه میرن پیش بانو چویی که اول نشده و از خانوادهی دستکجها و مفتخورا و زورگوهاست.
بهش میگن نگران نباشید، زیردستها همه طرفِ شمان!
شما اول شو
ولی زیردستا با شما نباشن...
هیچکاری نمیتونی بکنی...
یادِ آقا میافتم... یادِ شهید رئیسی...
یادِ هر خوبی که کارش سخت پیش رفت...
سربهراه
به واسطهی سفرهای متنوعی که میرم، شغلهای متعددی که دارم و خصوصیتِ اخلاقیِ اجتماعیم، دوست زیاد دارم.
برخیشون تنها دوستشون منم و توقعِ توجهِ بیشتری دارن.
اما دوست دقیقا انتخابِ خودِ آدمه و مهم و اثرگذار. مثلِ خانواده نیست که بگیم دیگه مجبوریم بسازیم و رشد کنیم.
یکی از گزینههایی که همیشه دوستانم رو برام اعتلا میده یا پَست میکنه و روابطِ بعد از اینم باهاشون رو تغییر میده؛ همین انتخاباته.
نه رأیشون که به کی باشه، نه،
«کنشگریشون به وقایع»
با مثال بگم روشنتر شه:
مثلا من دوستی دارم که واقعا دختر ماهیه. مذهبی، تحصیلکرده، همسری خوب، مادری عاقل. همهچی تموم. خیلی هم برای من احترام و علاقه قائله ولی من جز به ضرورت، پیامهاش و جواب نمیدم، دیدارش نمیرم، وَ تا مجبور نشم تماسهاشم پاسخگو نیستم. چرا؟ چون در انتخابات سه سالِ پیش با اینکه رأیش شهید رئیسی بود، اما برای انتخابات، مشارکت و رأی به اصلح تلاشی نکرد و بهانه یا مدل زیستش رو به من در جواب میگفت.
خب من این دینی که تو رو به حرکت نیاره رو از صد تا کفر بدتر میدونم!
انگار انتخابات نماز فراداست که خودت خوندی، تموم شد و بری سر زندگیت(!)
از اونطرف دوستی دارم که بنیانِ مذهبیِ فوقالعاده ضعیفی داره و سرِ سادهترین مسائل شبههدار میشه و سبک زندگیِ درستی هم نداره.
اما در همون حد که میفهمه فوقالعاده کنشگر هست و تلاش میکنه.
الآن رأیش جلیلی هست ولی نمیتونه تبیین کنه چرا. بابتش مطالعهای نداره و جز اینستاگرام هم منبعی تو عمرش ندیده(!) اما همینی که فهمیده و دو تا مناظره گوش داده رو از اول انتخابات داره کار میکنه.
پروفایل، دورهمی، محل کار، خونواده، استوری اینستاگرام.
چون کارش بیمبنا و پراکنده است شاید خیلی هم مؤثر نبوده، اما
در حد خودش
تلاشش رو کرده!
این آدم از دین یه نماز داشته باشه هم زمین تا آسمون با دوست مورد قبلم فرق داره چون اتفاقا مقیده حتما نماز رو به جماعت یا وحدت بخونه. یعنی وقتِ نماز، دغدغه داره همه رو به خط کنه، نه که خودش بخونه و بره پی کارش. یقیمون الصلاةِ سورهی مؤمنون یعنی ایشون.
من تا بتونم به دوستیِ این آدم لبّیک میگم. چون اینه که من و از رکود منع میکنه و رشدم میده.
دیشب خوشحال شدم رفقای اصلیم برای انتخابشون دلیل داشتن، دلیلِ محکم داشتن، و به قول خودشون تا صبحم میتونستن بنویسن.
امروز خوشحالم برخی دوستانم پیام زدن و آخرین رأی و دلایل رو بررسی میکردن و تا آخرین دقایق هنوز در تحلیلن.
اینا من و خیلی رشد میدن. باعث شدن من بازم امروز بخونم و بشنوم و بررسی کنم.
خواستم بگم تا انتخاباته، دوستاتونم بررسی کنین. اونا مهمترین انتخاب زندگی ما هستن که تاثیرِ مستقیمی روی عاقبتبخیری یا عاقبتبهشریمون دارن.
@sarbehrah
سربهراه
سارا رأیش روحانی بود؛
اون موقعی که زن، زندگی، آزادی شعار نبود، حجابش فاجعه بود؛
یادم نمیره افطار دورهمی داشتیم مزار شهدای دانشگاه. وقتی رسید برخی دوستانِ بسیجیمذهبیمون دامن برکشیدن آلوده نشن(!) آخه اون موقع کشف حجاب بردن به اردو جهادی برای حکم گرفتن فایده نداشت(!)
من و چند نفر دیگه از اومدنش خوشحال شدیم. موهاش و فر داده بود، فرقِ کج ریخته بود بیرون و بنفش کرده بود... لعنتیِ روحانیدوستِ کارِفرهنگیکنِ اِلِماندار😁
امآآآآآ
صد برابر بهتر از بسیجیهامون حرف میزد، عمل میکرد، تلاش میکرد، ولایتپذیر بود، کار تیمی سرش میشد، بنیهی تشکیلاتی داشت، عقدهای و حسود نبود و به فکر اعتلای تیمی بود، نه فردی.
تو اردو جهادی نیروی بخش خودم بود. شبا تو جلسهی خصوصیم بهم نقد میکرد که انتخابِ آیةالکرسی برای سنِ الف اشتباهه، اما روزا و سرِ کلاس عینِ کاری که بهش گفته بودم و انجام میداد و با جان و دل و با تمامِ توان و خلاقیت فعالیت میکرد.
در رفت و آمد به کلاس، گزارش کار دادن، وَ تلاش برای بهبودِ شرایط
منظمترین
پرتلاشترین
وَ دقیقترین نیروی من بود.
اون نیرو من و رشد داد، من و به چالش کشید، ایرادِ کارم و اونقدر خیرخواهانه و مستند و با راهکار بهم گوشزد کرد که هنوز سرِ آیةالکرسی برای سن الف در تحقیقم.
اون برای من دوستِ عاقبتبخیر بود. من هم تلاش کردم ظاهرش مثلِ باطنش زلال و نورانی شه. سعی کردم همونطور که اون در حقم دوستی کرد، منم در حقش دوستی کنم و صورتیبازی درنیارم که مهم محبتِ بینمونه، نه!
مهم عقیدهمونه!
محبتی هم اگر هست از سرِ عقیده است.
ائمه علیهمالسلام و بزرگان چون معرفت و عقیده دارن به خدا عاشقترن...
امام خمینی چون معتقد و معترف به امیرالمؤمنین هستن ایشون رو با ادب صدا میزنن، نه «باباعلی»!
معرفت و عقیده است که محبت و احترام میاره.
@sarbehrah
از ساعت هشت با داداش کوچیکه روی گروهِ کلاسیشون بودیم. نوجوونای کلهشقی که فقط آزادی میخوان😂
داداش و توضیح میدادم پزشکیان بیاد جوانیتون، سربازیتون، تحصیلتون، ازدواجتون، قدرت خریدتون، مسکن، ماشین، پسانداز، زنِ زندگی پیدا کردن، بچهی سالم داشتنتون به فنا میره.
اونم همینا رو روی گروه توضیح میداد.
بعد دیدم رفیق گفت پیامک فرستادم برای مخاطبین، منم پیام نوشتم فرستادم.
آخرین تیرم و هم بردم لونه منافقین؛
گروههای آموزش و پرورش😂
پیام و گذاشتم روی گروهِ صد نفرهی پژوهش... هفتاد نفرهی دبیرای ادبیات... وَ گروهِ مدرسه...
شاد و بستم و حالا حالاها هم آخرین بازدیدم تازه نمیشه😂
تو آموزش و پرورش وقتی فحشت میدن و تو حتی آنلاین نباشی که بخونی یه جور میسوزن، وقتی کلا به هیچجات نباشه که حتی بری شاد و باز کنی، صد جور میسوزن😂😂😂
بعد که برم در بهترین حالت فحش خوردم😄 در بدترین حالت از گروهها بیرونم انداختن که به چرکِ لای انگشتای پام بعد از کوهنوردی😂
پس چرا گذاشتم؟ اونجا که نتیجه نمیده؟
نتیجه با خداست.
من وظیفهم بود.
یه نفرم، یه نفره... ۷۲ میشد ۷۳ واقعا فرق نمیکرد؟!
چرا! یک نفر بیشتر با امام حسین علیه السلام عاقبت بخیر میشد!
برای فردا هم صبح میریم دوردور😍 همچین که ساعتِ تردد شد کار و شروع میکنیم؛
هر یک نفر رو با یال و کوپال و تیمی میبریم حوزهای از شهر رأی بده که سیسشون رأی ندادنه و حوزهها خلوت😁
موقع شهید رئیسی هم همین کار و کردیم، آی مردمِ اطرافش ما رو میدیدن آتیشی میشدن😂😂😂
یارو با دوچرخه اومده بود دم مسجد میگفت کسی رأی نمیده که، شما چرا اومدی؟
منم میگفتم پس چرا با دیدن ما سوختی؟!😂
کار بالا گرفت مرده نزدیک بود من و بزنه که دوستام رسیدن😂 گفته بود رئیسی رأی نمیاره، گفتم پلاک خونهت کدومه برات شیرینیِ پیروزی آقای رئیسی رو بیارم😂 نداد خنگول وگرنه براش ناپلئونی میبردم، من خوشخرجم، از دستش رفت😂😁
با ذکر دعای فرج
بریم برای فردایی تعیینکننده
بخوابیم و پرانرژی راه بیفتیم.
اگه برنامهی اینطوری ندارید، حتما اولِ وقت برید؛ مثلِ آقا.
السابقون السابقون
اولئک ال... مقربون❣
التماس دعای ظهور حینِ ادای تکلیفِ انتخابات🙏
@sarbehrah
غسلِ شهادتکرده،
وضوگرفته،
صبحانه رو مزار شهدا خورده،
تانکمون (ماشین) و پر از پوستر و پرچم کرده،
راه افتادیم تو خیابونا😍
اولین حوزه به نام حضرت زهرا سلام الله علیها بود❣
سنگ کاغذ قیچی کردیم که کی اول رأی بده، من بُردم😁
یه پیرزنِ چروکِ خرفت دمِ حوزه رژه میرفت که مشکوکه خودش. پرسید به کی رأی میدین؟ با ذوق گفتم جلیلی❣گفت فامیلشین؟ گفتم نه عاقلیم😂👍 گفت من پزشکیان رأی دادم. گفتم پیر شدین خدا عقلتون نداده😂
برگشتیم بود هنوز. انگشتِ آبیشدهی اشارهم و نشونش دادم و گفتم جلیلی😂😍
احمدآباد
سجاد
خیام
هاشمیه
هفت تیر
پیروزی
کوهسنگی آشنا ندارین که؟
دارن از دستِ ما زمین گاز میزنن😂😂😂😂😂