eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
به واسطه‌ی سفرهای متنوعی که می‌رم، شغل‌های متعددی که دارم و خصوصیتِ اخلاقیِ اجتماعی‌م، دوست زیاد دارم. برخی‌شون تنها دوست‌شون منم و توقعِ توجهِ بیشتری دارن. اما دوست دقیقا انتخابِ خودِ آدمه و مهم و اثرگذار. مثلِ خانواده نیست که بگیم دیگه مجبوریم بسازیم و رشد کنیم. یکی از گزینه‌هایی که همیشه دوستانم رو برام اعتلا می‌ده یا پَست می‌کنه و روابطِ بعد از اینم باهاشون رو تغییر می‌ده؛ همین انتخاباته. نه رأی‌شون که به کی باشه، نه، «کنشگری‌شون به وقایع» با مثال بگم روشن‌تر شه: مثلا من دوستی دارم که واقعا دختر ماهیه. مذهبی، تحصیل‌کرده، همسری خوب، مادری عاقل. همه‌چی تموم. خیلی هم برای من احترام و علاقه قائله ولی من جز به ضرورت، پیام‌هاش و جواب نمی‌دم، دیدارش نمی‌رم، وَ تا مجبور نشم تماس‌هاشم پاسخگو نیستم. چرا؟ چون در انتخابات سه سالِ پیش با این‌که رأیش شهید رئیسی بود، اما برای انتخابات، مشارکت و رأی به اصلح تلاشی نکرد و بهانه یا مدل زیستش رو به من در جواب می‌گفت. خب من این دینی که تو رو به حرکت نیاره رو از صد تا کفر بدتر می‌دونم! انگار انتخابات نماز فراداست که خودت خوندی، تموم شد و بری سر زندگیت(!) از اون‌طرف دوستی دارم که بنیانِ مذهبیِ فوق‌العاده ضعیفی داره و سرِ ساده‌ترین مسائل شبهه‌دار می‌شه و سبک زندگیِ درستی هم نداره. اما در همون حد که می‌فهمه فوق‌العاده کنشگر هست و تلاش می‌کنه. الآن رأیش جلیلی هست ولی نمی‌تونه تبیین کنه چرا. بابتش مطالعه‌ای نداره و جز اینستاگرام هم منبعی تو عمرش ندیده(!) اما همینی که فهمیده و دو تا مناظره گوش داده رو از اول انتخابات داره کار می‌کنه. پروفایل، دورهمی، محل کار، خونواده، استوری اینستاگرام. چون کارش بی‌مبنا و پراکنده است شاید خیلی هم مؤثر نبوده، اما در حد خودش تلاشش رو کرده! این آدم از دین یه نماز داشته باشه هم زمین تا آسمون با دوست مورد قبلم فرق داره چون اتفاقا مقیده حتما نماز رو به جماعت یا وحدت بخونه. یعنی وقتِ نماز، دغدغه داره همه رو به خط کنه، نه که خودش بخونه و بره پی کارش. یقیمون الصلاةِ سوره‌ی مؤمنون یعنی ایشون. من تا بتونم به دوستیِ این آدم لبّیک می‌گم. چون اینه که من و از رکود منع می‌کنه و رشدم می‌ده. دیشب خوشحال شدم رفقای اصلیم برای انتخاب‌شون دلیل داشتن، دلیلِ محکم داشتن، و به قول خودشون تا صبحم می‌تونستن بنویسن. امروز خوشحالم برخی دوستانم پیام زدن و آخرین رأی و دلایل رو بررسی می‌کردن و تا آخرین دقایق هنوز در تحلیلن. اینا من و خیلی رشد می‌دن. باعث شدن من بازم امروز بخونم و‌ بشنوم و بررسی کنم. خواستم بگم تا انتخاباته، دوستاتونم بررسی کنین. اونا مهم‌ترین انتخاب زندگی ما هستن که تاثیرِ مستقیمی روی عاقبت‌بخیری یا عاقبت‌به‌شری‌مون دارن. @sarbehrah
سربه‌راه
سارا رأیش روحانی بود؛ اون موقعی که زن، زندگی، آزادی شعار نبود، حجابش فاجعه بود؛ یادم نمی‌ره افطار دورهمی داشتیم مزار شهدای دانشگاه. وقتی رسید برخی دوستانِ بسیجی‌مذهبی‌مون دامن برکشیدن آلوده نشن(!) آخه اون موقع کشف حجاب بردن به اردو جهادی برای حکم گرفتن فایده نداشت(!) من و چند نفر دیگه از اومدنش خوشحال شدیم. موهاش و فر داده بود، فرقِ کج ریخته بود بیرون و بنفش کرده بود... لعنتیِ روحانی‌دوستِ کارِفرهنگی‌کنِ اِلِمان‌دار😁 امآآآآآ صد برابر بهتر از بسیجی‌هامون حرف می‌زد، عمل می‌کرد، تلاش می‌کرد، ولایت‌پذیر بود، کار تیمی سرش می‌شد، بنیه‌ی تشکیلاتی داشت، عقده‌ای و حسود نبود و به فکر اعتلای تیمی بود، نه فردی. تو اردو جهادی نیروی بخش خودم بود. شبا تو جلسه‌ی خصوصیم بهم نقد می‌کرد که انتخابِ آیة‌الکرسی برای سنِ الف اشتباهه، اما روزا و سرِ کلاس عینِ کاری که بهش گفته بودم و انجام می‌داد و با جان و دل و با تمامِ توان و خلاقیت فعالیت می‌کرد. در رفت و آمد به کلاس، گزارش کار دادن، وَ تلاش برای بهبودِ شرایط منظم‌ترین پرتلاش‌ترین وَ دقیق‌ترین نیروی من بود. اون نیرو من و رشد داد، من و به چالش کشید، ایرادِ کارم و اون‌قدر خیرخواهانه و مستند و با راهکار بهم گوشزد کرد که هنوز سرِ آیة‌الکرسی برای سن الف در تحقیقم. اون برای من دوستِ عاقبت‌بخیر بود. من هم تلاش کردم ظاهرش مثلِ باطنش زلال و نورانی شه. سعی کردم همون‌طور که اون در حقم دوستی کرد، منم در حقش دوستی کنم و صورتی‌بازی درنیارم که مهم محبتِ بین‌مونه، نه! مهم عقیده‌مونه! محبتی هم اگر هست از سرِ عقیده است. ائمه علیهم‌السلام و بزرگان چون معرفت و عقیده دارن به خدا عاشق‌ترن... امام خمینی چون معتقد و معترف به امیرالمؤمنین هستن ایشون رو با ادب صدا می‌زنن، نه «باباعلی»! معرفت و عقیده است که محبت و احترام میاره. @sarbehrah
از ساعت هشت با داداش کوچیکه روی گروهِ کلاسی‌شون بودیم. نوجوونای کله‌شقی که فقط آزادی می‌خوان😂 داداش و توضیح می‌دادم پزشکیان بیاد جوانی‌تون، سربازی‌تون، تحصیلتون، ازدواج‌تون، قدرت خریدتون، مسکن، ماشین، پس‌انداز، زنِ زندگی پیدا کردن، بچه‌ی سالم داشتن‌تون به فنا می‌ره. اونم همینا رو روی گروه توضیح می‌داد. بعد دیدم رفیق گفت پیامک فرستادم برای مخاطبین، منم پیام نوشتم فرستادم. آخرین تیرم و هم بردم لونه منافقین؛ گروه‌های آموزش و پرورش😂 پیام و گذاشتم روی گروهِ صد نفره‌ی پژوهش... هفتاد نفره‌ی دبیرای ادبیات... وَ گروهِ مدرسه... شاد و بستم و حالا حالاها هم آخرین بازدیدم تازه نمی‌شه😂 تو آموزش و پرورش وقتی فحشت می‌دن و تو حتی آنلاین نباشی که بخونی یه جور می‌سوزن، وقتی کلا به هیچ‌جات نباشه که حتی بری شاد و باز کنی، صد جور می‌سوزن😂😂😂 بعد که برم در بهترین حالت فحش خوردم😄 در بدترین حالت از گروه‌ها بیرونم انداختن که به چرکِ لای انگشتای پام بعد از کوه‌نوردی😂 پس چرا گذاشتم؟ اونجا که نتیجه نمی‌ده؟ نتیجه با خداست. من وظیفه‌م بود. یه نفرم، یه نفره... ۷۲ می‌شد ۷۳ واقعا فرق نمی‌کرد؟! چرا! یک نفر بیشتر با امام حسین علیه السلام عاقبت بخیر می‌شد!
برای فردا هم صبح می‌‌ریم دوردور😍 همچین که ساعتِ تردد شد کار و شروع می‌کنیم؛ هر یک نفر رو با یال و کوپال و تیمی می‌بریم حوزه‌ای از شهر رأی بده که سیس‌شون رأی ندادنه و حوزه‌ها خلوت😁 موقع شهید رئیسی هم همین کار و کردیم، آی مردمِ اطرافش ما رو می‌دیدن آتیشی می‌شدن😂😂😂 یارو با دوچرخه اومده بود دم مسجد می‌گفت کسی رأی نمی‌ده که، شما چرا اومدی؟ منم می‌گفتم پس چرا با دیدن ما سوختی؟!😂 کار بالا گرفت مرده نزدیک بود من و بزنه که دوستام رسیدن😂 گفته بود رئیسی رأی نمیاره، گفتم پلاک خونه‌ت کدومه برات شیرینیِ پیروزی آقای رئیسی رو بیارم😂 نداد خنگول وگرنه براش ناپلئونی می‌بردم، من خوش‌خرجم، از دستش رفت😂😁 با ذکر دعای فرج بریم برای فردایی تعیین‌کننده بخوابیم و پرانرژی راه بیفتیم. اگه برنامه‌ی این‌طوری ندارید، حتما اولِ وقت برید؛ مثلِ آقا. السابقون السابقون اولئک ال... مقربون❣ التماس دعای ظهور حینِ ادای تکلیفِ انتخابات🙏 @sarbehrah
غسلِ شهادت‌کرده، وضوگرفته، صبحانه رو مزار شهدا خورده، تانک‌مون (ماشین) و پر از پوستر و پرچم کرده، راه افتادیم تو خیابونا😍 اولین حوزه به نام حضرت زهرا سلام الله علیها بود❣ سنگ کاغذ قیچی کردیم که کی اول رأی بده، من بُردم😁 یه پیرزنِ چروکِ خرفت دمِ حوزه رژه می‌رفت که مشکوکه خودش. پرسید به کی رأی می‌دین؟ با ذوق گفتم جلیلی❣گفت فامیل‌شین؟ گفتم نه عاقلیم😂👍 گفت من پزشکیان رأی دادم. گفتم پیر شدین خدا عقلتون نداده😂 برگشتیم بود هنوز. انگشتِ آبی‌شده‌ی اشاره‌م و نشونش دادم و گفتم جلیلی😂😍
احمدآباد سجاد خیام هاشمیه هفت تیر پیروزی کوهسنگی آشنا ندارین که؟ دارن از دستِ ما زمین گاز می‌زنن😂😂😂😂😂
نفسی تازه کردم و باید مطالبی رو بنویسم: صبح مزار شهدا، دورِ سفره‌ی صبحانه یک بارِ دیگه با هم مرور کردیم. برای من و رفقام یه رأی هم وااااااااااقعا یه رأیه، خیییییییلی سخت‌مون بود اشتباه انتخاب کرده باشیم. دیشب یه سری اتفاقا تو فضای مجازی بود؛ حتما بهتون رسیده. پیام‌های انصراف جلیلی، ورودِ نظامی‌ها به تبلیغاتِ از وقت‌گذشته‌ی غیر قانونی، حمایتِ یکی_دو مُهره‌ی ضد انقلابیِ اون‌ورِ آبی از جلیلی، یهو القای شدییییییید ناامیدی. حتی روی گروهِ دوستانه‌مون یکی‌مون ویسی از جایی فرستاد و گفت نگرانه که نکنه اشتباه مسیر و اومدیم. شفاف بگم بهتون: شاخص‌های تریبون‌دارِ کله‌گنده همه رفتن سمتِ قالیباف... وَ هر کی این سمته، ناشناسه... ما به واسطه‌ی هیئت و جهادی و راهیان و کربلا، با چند خانواده‌ی شهید در ارتباطیم و پروفایلِ همه‌شون قالیباف بود... شبِ وحشتناکی بود... تاریک... مه‌آلود... پیدانشدنی... انگار با آقای رئیسی، رعیتش هم سقوط کرد و تا پیدامون کنن دیر شده... حرم شلوغه و فرصتِ فکر و خلوت نمی‌ده، رفتیم بهشت رضا علیه السلام، کنارِ شهدای گمنام... اونایی که برای این پرچم... این جمهوری... این اسلامی... خون دادن و گم شدن که ما تو تاریخِ ظهورِ وارثِ علی علیه السلام گم نشیم... همه‌چیز و دوباره واکاوی کردیم. ویسی که دیشب می‌گفت باید به قالیباف رأی بدیم وگرنه انقلاب از بین می‌ره... ورودِ نظامی‌ها به عرصه‌ی تبلیغات وقتی همه می‌دونیم نظامی‌ها حقِ ورود به سیاست و موضع‌گیری ندارن... تبلیغاتِ خارج از موعدِ قانونی... حمایتِ شاخص‌ها از قالیباف... پناهیان، رفیعی، قاآنی، حاجی‌زاده... اینا کم کسایی نیستن! استاد پناهیان یه سیرِ مطالعاتیِ خفن داره که تهش تربیت شی نباید اسیرِ حزب‌ها شی... اون‌وقت خودش الآن حزبی‌کاری کرده..‌. سردارهای ما طبقِ فرمایشِ صریحِ امام، حقِ ورود به سیاست رو ندارن... می‌دونین؟ خیلی همه‌چیز ترسناکه... خیلی غیرقابلِ تحلیله... من تو عمرم تو چنین موقعیتِ سختی نبودم... دوستم رأی دادنِ آقا رو پخش کرد ببینیم و با دقت نگاه کرد ببینه حرکتِ دست‌شون کدوم اسمه😂 ولی آقا کاغذشون و از جیب درآوردن و انداختن صندوق. سردرگم بودیم که نکنه اصلحِ آقا قالیباف باشه و ما داریم خطا می‌کنیم... شما رو نمی‌دونم، اما من و دوستام جَوونی باختیم با روحانی... شاید فکر کنین اغراق می‌کنم اما ما برای این انتخابات خون دل خوردیم چون پاش زندگی باختیم... نگاه به سالی که گذشت نکنین؛ من دو سالِ مداوم تو دولتِ روحانی بیکار بودم... من همون دو‌ کلمه‌ای که راحت می‌تونستم با خانواده‌م حرف بزنم و تو دولتِ روحانی از دست دادم... پدرم زیرِ فشارِ اقتصادی پیر شد و روحانی رو در عبا و عمامه دید و دیگه نشد باهاش از رهبرم حرف بزنم... ارشدی که جون کندم و اول شدم به باد رفت... یه رأی برای ما واقعا یه رأیه! به تک‌تکِ قدم‌های اربعین‌هام قسم اگه صبح به نتیجه می‌رسیدم باید به قالیباف رأی بدم بی‌ فوتِ وقت، اینجا و هرجا کار کردم و دستم می‌رسید پیام عذرخواهی می‌فرستادم و تبیین می‌کردم اشتباهم چی بوده و حالا چرا رأیم چرخیده. این‌بار اشتباه کنیم، هشت سال نیست؛ یه عقب‌گردِ بی‌بازگشته... کنارِ شهدا از قومِ موسی علیه السلام برای دوستام گفتم... که این‌قدر اشتباه کردن که خدا نگاه ازشون برداشت و قومی که بیشترین معجزه و نعمت رو از خدا داشت، تا قیامت نسل‌شون منفور شد... خطا انتخاب می‌کردیم، دیگه مسؤول خواهرانِ امام زمان شدن رو نمی‌تونستم به زبون بیارم... حتی بهش فکر کنم... سخت‌ترین قسمتِ بررسی همین احزاب و شاخص‌ها بودن... خب لعنتی اونا که از ما داناترن... نمازشب‌خون‌تر.‌.. مقرب‌تر... با تحلیل‌تر... آقای پناهیان... دکتر رفیعی... سردار قاآنی که بیشتر از همه باید به فکرِ غزه باشه... من هنوزم نمی‌تونم حرکتِ بزرگان‌مون و تحلیل کنم... بعد از کلی فکر و واکاویِ نهایی چند تا گزینه‌ برای جمع‌بندی داشتیم: ۱. چرا سمتِ جلیلی مردمی‌تره و سمتِ قالیباف حزبی و حکومتی؟ یکی از کلیدواژه‌های انتخاباتیِ آقا؛ مردمی بودن... انتخابِ مردمی بود. پس سمتِ قالیباف مشکوکه... اون‌جوری که می‌شه انتخابِ حکومت، نه مردم! فشار از سمتِ شاخص‌هاست، نه مردم. پس جلیلی به خاطرِ پشتوانه‌ی مردمی اومد بالا. ۲. چرا با نقضِ قواعد؟ ورودِ نظامی‌ها... تبلیغ خارج از‌ وقت... اینا تخلف نیست؟ نمی‌دونیم! صادقانه گیجیم! اما سمتِ جلیلی روشنه برامون. نقض قواعد نشده. ۳. آقای جلیلی کلی برنامه داشت، تلاش برای اقناع نکرد، سطح شهر پوستر آن‌چنانی و بنرهای روغنی و خفن نداشت، یه تیکه پارچه مردمی، حتی خانواده‌ش و برای مصاحبه نفرستاد جلوی دوربین و جای پسرش ثابتی رفت درباره‌ش حرف بزنه، تو کانالا و وبلاگا براش سر و صدا و دعوا نشد، فحش‌خورِ اول تا آخرم بود، خب همه‌ی اینا یعنی سعه‌ی صدر و بینش و بصیرت. پس چرا کنار نکشید؟ اون‌که می‌تونست تحلیل کنه این می‌شه، چرا نکشید کنار؟
الف) حبّ قدرت داره؟ اما فقط دو نفر تو مناظرات کلیدواژه‌ی قدرت داشتن؛ پزشکیان و قالیباف. ب) قالیباف براش مساوی با پزشکیانه و نباید کنار کشید... برای من و دوستام گزینه‌ی ب مستندتر بود... ۴. من این‌همه رودررو و چهره به چهره صحبت کردم. طرفدارای آقای قالیباف عموما پاسخ‌های کانالی به من می‌دادن... یعنی می‌گفتم مدرکت کو؟ یه کلیپ از فلان کانال می‌فرستاد... وقتی با سندِ دقیقِ غیرِ کانالی جواب می‌دادم، سردرگم می‌شد... طفره می‌رفت... یعنی غالبا تحت تأثیر رسانه بودن... رسانه یکی از ابزار قدرته... اگه جلیلی تو رسانه ضعف داشته، یعنی قدرتش و نداشته! رسانه یعنی بستر، نیرو، محتوا. هر سه‌ی اینها ثروت و قدرت می‌خواد، شهرت اگر باشه هم غوغا می‌کنه. پس یعنی قالیباف اینا رو داشته و جلیلی نه. پس یعنی جلیلی یا نداشته و واقعا مردم پشت‌شن، یا داشته و استفاده نکرده که بازم اون و می‌بره بالا. یک بار دیگه واژه‌ی رو در توصیه‌های آقا بررسی کردیم. معیارها با جلیلی می‌خونه. یه دور تسبیح به شهید رئیسی هدیه کردیم. دلمون از جلیلی نچرخید. از این تشابهِ کدهای آقای رئیسی و جلیلی (۴۴) هم با این‌که من به مسائلِ بی‌منطق بی‌اعتنام اما نشد بگذریم. دعای فرج خوندیم و از شهدا مدد گرفتیم و جمع‌بندی نهایی‌مون با قاطعیت و بدونِ تردید شد آقای . کنار شهدا ماشین و پوستربارون کردیم و پرچم و جلیلی و آقای رئیسی و... تانکی شد برای خودش که حتی لاینِ خلافِ جهتِ رانندگی هم توجه‌شون به ما جلب می‌شد و از اون‌سرِ اتوبان زل می‌زدن به ما و به لطفِ خدا دشمن رو خووووووووب حرص دادیم و دوست رو حسابی دل‌شاد کردیم.