چون امروز حرف از نهم دوییهام شد، کلی یادشونم و دلتنگشون❤️
بعد داشتم فکر میکردم اگه قرار بود با نهم دوییهام برم تبلیغ برای آقای جلیلی، اینجوری بود که فاطمه یه قابلمه دستش بود و روش ضرب میگرفت، بقیه دورش به دست زدن و قِر دادن، سردستهشونم جلوی گروه در حالِ خوندن که
آقامون جنتلمنه جنتلمنه
جلیلی عشق منه عشق منه
سلطان سلطان
جون بله قربان
😂😂😂😂😂😂😂
سربهراه
بعد به مردکِ بیادب نگاه کردن و گفتن حق با دبیره. ایشون کارشون دقیقه و تخصصشون عالیه. مشکل از ولیِ
درسم نشد
کارم شد
زندگی همینه؛ یه بار میشه، یه بار نمیشه
پس شدن_نشدن مهم نیست
باید کارِ درست و انجام داد.