eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
من سی و سه سال کم دارمت یا بوسجّاد
ما از تو به غیر از تو نداریم تمنّا
حلوا به کسی ده که محبت نچشیده
درب العشک.mp3
زمان: حجم: 22.7M
به گریه‌های بلند یا بوسجّاد.......
هفتمِ محرم: آب بسته شد.
کانالای دیگه مجالس شهرشون و معرفی کردن، چرا من از مشهد چیزی نمی‌گم؟ چون اغلب‌شون شب هستن و نمی‌تونم برم، تنهام و آخرِ شب برگشتن سخته برام. مجبورم همین مجالس نزدیک خونه رو برم. چون نرفتم هم نمی‌شناسم که براتون بگم. آدمی هم نیستم که به شنیده‌ها اعتماد کنم. فقط نرفته، مجلسی که آقای راجی سخنرانش هستن رو تبلیغ می‌کنم. فقط هم به خاطر آقای راجی. یعنی مداحی و بقیه چیزاش و نمی‌دونم اما سخنرانش بیدارت می‌کنه، دغدغه‌مندت می‌کنه، ظهوری فکر می‌کنه و بار میاره. تونستید برید استفاده کنید منم دعا کنید. اما روضه برید. داره تموم میشه و اگه روضه نرفتید، شک نکنید خسران‌زده‌اید. شک نکنید.
مراسم هنوز شروع نشده. شروع شد گوشی و می‌ذارم کنار. این خیلی مهمه. خیلی مهمه که شما تو هیئت گوشی‌به‌دست نباشید. خیلی مهمه این رفتار زشت رو باب نکنید. اگه مادر بودم تو هیئت دستِ بچه‌م گوشی نمی‌دادم. یه ساکِ بزرگ برمی‌داشتم با کلی گزینه: طرح نقاشی عاشورایی براش پرینت می‌گرفتم. کتاب قصه‌ی عاشورایی. بازی‌ عاشورایی براش طراحی می‌کردم. اگه ایده‌ش و نداشتم کلی اسباب‌بازی براش برمی‌داشتم. کلی خوراکی خوشمزه که همه رو یک‌جا نشونش نمی‌دادم. هر بار بی‌طاقتی می‌کرد یکی و می‌دادم دستش و می‌گفتم این و امام علی علیه السلام رسوندن به شما بدم که اومدی هیئتِ پسرش. همه‌ی رزق عالم هم که از آقا و اهل بیتشه. سعی می‌کردم با همین گرفتاری‌های بچه از مراسم بهره ببرم، اما حواسم و می‌دادم به این‌که به اون بد نگذره. من و که بزنن، بکشن از هیئت جدا نمی‌شم، نسلِ بعد رو باید بهتر بار بیارم. همه کار می‌کردم بچه‌م تو هیئت باشه، نه تو گوشی. اعتقادی به حسینیه کودک ندارم. بچه‌م باید چادر کشیدنِ من تو صورتم و ببینه. گریه کردنم پا اسم اهل بیت رو ببینه. گریه کرد از تاریکی ترسید بغلش می‌کنم و کنار گوشش یا رقیه ذکر می‌گیرم. مادر بودم برای این‌که خودم از روضه استفاده کنم، بچه‌م و نمی‌نداختم خونه، یا تو هیئت گوشی دستش نمی‌دادم.
سربه‌راه
مراسم هنوز شروع نشده. شروع شد گوشی و می‌ذارم کنار. این خیلی مهمه. خیلی مهمه که شما تو هیئت گوشی‌به‌د
اگه بچه‌م کمی بزرگ بود و می‌شد بهش مسؤولیت بدم، یه پلاستیک می‌دادم زباله‌ها رو از هیئت جمع کنه. دستمال‌کاغذی، لیوان یه‌بارمصرف. می‌بردمش دمِ در، خودم می‌نشستم با هم کفشا رو جفت می‌کردیم. می‌گفتم بچه‌های دیگه رو دورِ خودش جمع کنه نقاشی عاشورایی بکشن.
سربه‌راه
مراسم هنوز شروع نشده. شروع شد گوشی و می‌ذارم کنار. این خیلی مهمه. خیلی مهمه که شما تو هیئت گوشی‌به‌د
اگه دختر داشتم، یادش می‌دادم امر به معروف و‌ نهی از منکر حجاب کنه. یادش می‌دادم با همون بچگی و نازش کاشت ناخن و به خانوما بگه. یادش می‌دادم زینبی عزاداری کنه. باهاش می‌نشستم تو خونه و کارت امر به معروف و نهی از منکر درست می‌کردم و شب می‌دادم بره بده به خانومایی که نیاز به خیرخواهی دارن.
سربه‌راه
اگه دختر داشتم، یادش می‌دادم امر به معروف و‌ نهی از منکر حجاب کنه. یادش می‌دادم با همون بچگی و نازش
مثلا رفیق این کارتا رو درست کرده بود، شب دومِ هیئت رفت داد به کاشت ناخنیا و شل‌حجابا.
اگه بچه‌م گریو بود و یه‌سره به زاری همون‌که تو خونه می‌خواستم بغلش کنم راهش ببرم و می‌رفتم هیئت می‌کردم همون‌که رو پام می‌خواستم هی تکونش بدم و می‌بردم هیئت می‌کردم بقیه درک می‌کنن زینبی باشن، حسینی باشن درک می‌کنن و کمک هم می‌کنن مادر بودم بچه‌م و از هیئت محروم نمی‌کردم گوشی دستش نمی‌دادم حسینیه کودک نمی‌بردم اونی که تو روضه و هیئت قد می‌کشه فرق داره با اونی که بهترین پدر و مادرِ دنیا هم تمام‌وقت تربیتش کردن! فرق داره!