eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
چروکِ جنگ از تنت می‌ره؛ آزاد می‌شی «پاره‌ی تنِ اسلام»❣
ظهور می‌شه؛ زیارتِ بعد از اربعینِ اربعینی‌ها می‌شی؛ بعد از دو رکعت نماز تو مسجدالأقصی، بازارهات شلوغ می‌شه از زوّاری که تطریز اندازه می‌گیرن و زیتون می‌چشن و کوفیه سر می‌کنن برای سوغاتی بردن❣ خوب می‌شن زخم‌هات... آباد می‌شن شهرهات... جَوونه می‌زنه خاکت... می‌خندن بچه‌هات... عروس می‌شن دخترات... آزاد می‌شی کلیدِ رمزآلودِ فرج🌿
به آقای گل‌فروش می‌گم می‌خوام خیلی بلند نباشه، می‌شکنه تو کوله‌پشتی. می‌گه مگه کجا می‌خواین ببرین؟ می‌گم کربلا، برای امام حسین علیه السلام❣ باید کمی شاخه‌ش و بچینم و دورِ گل‌‌ها چند لایه کاغذ بپیچم که تا کربلا خراب نشه. از عطرم می‌زنم به گل‌ها که خوشبو شن. یه ربانِ نارنجی هم دورِ شاخه‌ها پاپیون می‌کنم. تقدیم به آقا اباعبدالله علیه السلام❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
یکی از دوستام که هنوز براش جور نشده بیاد و سیلِ صلوات راه بندازید که جور شه و بیاد، شبی که سرِ کار بودیم مقداری پول داد که خرجِ کار فرهنگی کنم. این دفترچه‌های زیبا رو خریدم از طرفِ دوستم هدیه کنم به پسربچه‌های موکب‌دار یا دخترهایی که می‌ریم موکب‌شون استراحت😍 امیدوارم قدّ خودم از لوازم تحریر ذووووووق کنن❣
میان‌ستاره‌ای رو باز دیدم. فکر کنم قبلا نوشتم کریستوفر نولان چقدر من رو به حسادت وادار می‌کنه! بعد از فیلم «چه بر سر دوشنبه آمده؟» هرچی فیلم دیدم نشد اون، برگشتم به نولان. لعنتی مسحورت می‌کنه با نبوغش! ادبیات خونده‌ ها! ولی کارِ علمی و فیزیکی تولید کرده به چه کیفیت! از شعرا به سعدی حسودیم می‌شه، از کارگردان به نولانِ لعنتی! * لعنتی واحد اندازه‌گیری ذوق و علاقه‌ی بیش از اندازه است.
اگه تا رفتن سرم و گرم نکنم می‌شینم و غصه می‌خورم برای اون لحظه‌ای که مشّایه تموم می‌شه و عمودها به سر می‌رسه...
عمودها به «سر» می‌رسه...
یه نیمه‌شعبانی با یه دوستی می‌رفتم حرم امام حسین علیه السلام. از وقتی از هتل اومدیم بیرون هی می‌گفت از صفِ بالاسر بریم که از فلان خروجی بیایم بیرون. یادت نره ها، از صف بالاسر بریم. صف بالاسر ها. یه جایی دیگه صبرم لبریز شد... بهش گفتم زهرا! کدوم سر؟! آقای این ضریح سر نداره... تا خودِ ضریح بی‌صدا فقط گریه کردیم و از صفِ پایینِ پا رفتیم...
وقتی می‌بینم هنوز پیام دارم با خودم می‌گم اینا چرا نرفتن اربعین؟ نکنه دور از عاقبت، از دسته‌ی بی‌چاره‌هان؟ بعد به خودم امید می‌دم و می‌گم نهههههه! قراره برن، مثل خودت حرکت‌شون جوریه که دقیق سفر ده روزه بشه و اربعین کربلا. بعد می‌گم خب خدا رو شکر، همه با هم کربلاییم اربعین😊 لذا با اشتیاق میام که سؤال اربعینی جواب بدم. چند روز منزل عراقیا می‌مونم؟ با کاروان مجبوریم اما هر وقت به خودمون بوده یادم نمیاد بیش از دو یا سه روز بوده باشیم. کلا به خودم باشه منزل نمی‌رم، می‌رم موکب. من دخترِ خونه‌ام و اختیاری از منزل‌مون ندارم. برای همین خونه‌ی هیییییییییییچ‌کس نمی‌رم که بنده‌خدا حتی توقع نکنه رو بزنه که مجبور شم بگم نه. به خاطر سفرهام خیلی هم دوست و رفیق دارم‌. تهران برم هر شب مهمون یه نفرشون باشم می‌تونم یک ماه بی‌خرج بمونم! تبریز، زنجان، ایلام، قم، اصفهان، بلوچستان، بندرعباس،... . از طرفی مشهدی‌ام و همیشه دوستانم میان زیارت. پس خیلی در معرض توقعم. اما چه کنم که خانه در اختیارم نیست... پس دعوت همه رو می‌پیچونم که فرداروزی شرمنده‌شون نشم. عراقیا که قشنگ آدم و شرمنده می‌کنن با مهمان‌نوازی‌شون... بندگان خدا مشهد بیان توقع کنن با چه رویی بگم نمی‌تونم؟ طرف باور می‌کنه معذوریت دارم؟ لذا منزل هیچ ایرانی و عراقی نمی‌رم، با هیچ‌کسم تا حدی که ازم شماره بگیره برای وقتی که مشهد اومد دوست نمی‌شم😢 یادمه رفته بودم تهران، خوابگاه جور نشد بریم، دیر رسیده بودیم. قم هم باید تا صبح صبر می‌کردم. فقط کافی بود به یکی از دوستای تهرونیم پیام بدم. در این حد دوست و‌ رفیق دارم که یکی‌شون یه سالی فقط برای این‌که با کاروان اون بریم کربلا، می‌خواست برامون بلیط هواپیما بگیره ما رو بکشونه تهران! اما پیام ندادم، روی وبلاگِ اون موقع هم ننوشتم کجام. وَ شب رو چونان آواره‌ای بی‌پناه، در نمازخانه‌ی خالی و تاریکِ دانشکده مهندسیِ پردرخت و ترسناکِ تهران گذروندم😁 البته ناگفته نمونه به قُد بودنم هم برمی‌گرده و فکر کنم منزل داشتم با افتخار میزبان مهمان بودم اما باز هم خونه‌ی کسی نمی‌رفتم. کلا جز همین کله‌پوک‌هایی که همیشه با همیم، تا حالا خونه‌ی دوست دیگه‌ای نرفتم. توصیه هم می‌کنم نرید. بچه‌هاتونم نذارید برن. چه معنی داره؟😎
اگه عراقی‌ها اومدن ایران، شماره‌تون و گرفتن و امیدشون خونه‌ی شما بود، وَ اگه شما هم از جان و دل ذوق کردید و مهمان رو حبیب خدا دونستید، برید منزل عراقی‌ها! اونا توقعی ندارن، برای امام حسین علیه السلام خونه و زندگی‌شون رو در اختیار می‌ذارن، اما نه یک ماه! نگاه ارباب_رعیتی نداشته باشیم! توقعاتِ بی‌جا هم نکنیم! احادیثِ مهمان‌ بودن رو حتما قبل از اربعین بخونید. عراقی‌ها کریم هستن، نوکر ما و هیچ‌کس نیستن. همیشه گفتم و به تریج قبای خیلی‌ها هم برخورده، اما باااااااز هم می‌گم: من یه مشهدی‌ام. شهادت امام رضا علیه السلام برخی منازل زائر می‌گیرن اما من تو عمرم ندیدم کسی پتوی گلبافتِ نو بیاره بده عراقی! یا تو عمرم ندیدم ابروهاش چین نخوره وقتی زائری با تاول ترکیده و خونی پا می‌ذاره رو فرشش! ما دلِ گنده‌ی عراقی‌ها رو نداریم! چرت‌وپرتم نگید که چون خودشون اماما رو شهید کردن فلانه... احمق‌های عقب‌افتاده‌ی نژادپرست سطح فکرشون اینه. من از ۹۲ دارم اربعین و نیمه‌شعبان می‌رم. من از شنیده‌ها حرف نمی‌زنم، از دیده‌های چشمِ خودم می‌نویسم! عراقیه پتوی گلبافتِ نو از کمدش برام آورد! برای منی که سر تا پام خاک و چرک و عرق بود! کاسه‌های تو بوفه‌ش و برام آورد! زن و بچه‌ش و برده بود تو اتاقِ بی‌فرش و گرمِ آشپزخونه که ما تو هالِ فرش و مبل‌دارِ کولردارش باشیم! عمراً ایرانی‌ها در زائرپذیری به گرد پای عراقی‌ها برسن! بحثِ ایرانی و عراقی هم نیست؛ إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم. به خلوص برمی‌گرده. به اون‌جایی که تو یه اربعین دخترِ عراقی چادرم و ازم گرفت بشوره. سریع گرفتم و گفتم خودم می‌شورم. چادرم و دوباره ازم گرفت و گفت نه. بذار من برات بشورم. خیلی با احترام که بدونه بحثم وسواس و این چیزا نیست، بلکه اون برام محترمه و دوست ندارم کار من رو کسی بکنه بهش گفتم نه، خودم کار خودم رو می‌کنم. بعد از کلی بکش‌بکش، خیلی جدی و قاطع تو چشمام نگاه کرد و گفت برای تو نمی‌کنم، برای امام حسینه. بده بشورم. وَ من تسلیم شدم چون فهمیدم با کی قرارمدار داره! پارسال کاروان ما رو برد منزل. سیده زینب خانومِ خونه بود. تمیز و وسواسی. هال و راهروی مبله و تمیز و شیکش و داده بود به ما و بلوچی‌ها و ترک‌ها، اما گفته بود تو آشپزخونه‌ش نریم. دوست نداشت. معلوم بود به خاطر وسواسشه. زندگیش تمیز بود. معرفت این بود که چند روز تو خونه‌شیم، ما هم مراعاتش و بکنیم. دین سفارش کرده، عقل هم قبول می‌کنه، اما من هر دو رو کنار می‌زنم می‌گم معرفت! معرفت حکم می‌کرد ما هم هوای دلش و می‌داشتیم. اما من دیدم ایرانی‌هایی که تا سیده‌زینب می‌رفت، بدوبدو تو آشپزخونه‌ش بودن... خدا شاهده تنها کسایی که هوادار زندگی‌ش بودن ما چهار تا بودیم و یه دختر هم‌سن ما از گروه تبریزی‌ها. دوست من آب‌های مکعبی عراقی رو از لبه‌ی مبل‌ها جمع می‌کرد، چون سیده زینب گفته بود... گفته بود آب نذارید لبه‌ی مبل. رو یه چیزایی حساس بود. میذاشتن و دوست من یکی‌یکی جمع می‌کرد. یکی هم اون دختره تبریزی هی جارو می‌کرد و دور خونه رو جمع می‌کرد. این‌که می‌گم خونه نرید برای این چیزاست. اگه می‌تونید بامعرفت و محبت و مراعات باشید برید.
کاروان‌هایی که بنیان‌های فکری درست دارن، مرجعِ صحبت‌هاشون قرآن، اهل بیت علیهم السلام، آقا و شهدا هستن، بی‌نظم و پلشت و بی‌برنامه‌ان! کاروانی که باهاشون بسته بودیم، خیلی خفن و معتقد و درست‌فکر هستن، اما از اونایی‌ان که گفتن هشتم برمی‌گردیم ولی بعد گفتن شاااااید شد دهم! این شااااااید یعنی دین‌شون به ایمان و عمل نرسیده. فقط مسلمونن. هییییییییچ ربطی هم به شرایط اربعین نداره! این‌قدر رفتم که بدونم آدم اگه نظم داشته باشه می‌تونه مدیریت کنه. وَ نظم توصیه‌ی دم مرگِ امیرِ عالمین است! کنسل کردیم. در عوض کاروان‌هایی منظم، بابرنامه، صفر و صد چیده و مطمئن هستن که بنیان‌های فکری‌شون افراط و تفریط یا التقاطیه... سگانِ کوی رقیه سلام الله علیها هستن(!) نه مؤمن‌هایی موقّر و متین که زینتِ اسلام باشن(!) تمایلِ ما رفتن با کدوم کاروانه؟ با اکراه وَ دلی خونین استخوان در گلو خار در چشم دومی.
یادم بندازید بعد از اربعین برگشتم در تمجید از آقای دهقان حتما بنویسم. حتما بنویسم. که آقای دهقان یکیه و من تو این‌همه سال دیگه عینش و ندیدم! خدا برای زن و دختراش حفظش کنه. خدا کاش که زیادش کنه.
سربه‌راه
کاروان‌هایی که بنیان‌های فکری درست دارن، مرجعِ صحبت‌هاشون قرآن، اهل بیت علیهم السلام، آقا و شهدا هست
فقط کافیه تو اربعین اردو جهادی هیئت راهیان نور یا هر کار مذهبی دیگه‌ای در جوابِ منظم باشِ من یکی بگه مؤمن باید خوش‌اخلاق باشه... یا بگه مدارا با مؤمن ثواب داره... یا بگه انعطاف داشته باش... یا بگه این راه ائمه است و ائمه خدا رو مد نظر داشتن... وای! وای! باید دوستام بیان بنویسن کدوم روی من رو دنیا خواهد دید! من پوستِ سرِ اون مذهبی‌ای که جوابِ بی‌نظمی و بی‌برنامگیش و با دین بده، می‌کّنم! آتیشش می‌زنم! فقط باید از زیرِ دست‌وپای من جمعش کنن!