السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ، وَحُجَّتَهُ عَلَىٰ عِبادِهِ، عزیزم چادرت و سرت کن، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ، أَشْهَدُ أَنَّكَ جاهَدْتَ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ، عزیزم موهات و بپوشون، وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ، وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، عزیزم آرایشت و پاک کن، حَتّىٰ دَعاكَ اللّٰهُ إِلىٰ جِوارِهِ فَقَبَضَكَ إِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ، عزیزم شلوارت برای بیرون خیلی کوتاهه، اینجا که دیگه حرمه و حریمِ امام، وَأَلْزَمَ أَعْداءَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مَا لَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلَىٰ جَمِيعِ خَلْقِهِ، عزیزم این چه پوششیه؟! اینجا حرمه! اللّٰهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، فدات شم با این مژه و ناخن نری دورِ ضریح... غسل نداری، طهارت نداری، به خدا حیف زیارتته... راضِيَةً بِقَضائِكَ، عزیزم تو که داری خودت و رنج میدی خم و راست شی نماز بخونی، خب یهجوری بخون به قبولی نزدیک باشه، موهات دیده میشه، ساقِ پاهات دیده میشه، لاک داری و اگه روی این وضو گرفته باشی باطله، ...........
وَأَظْهِرْ كَلِمَةَ الْحَقِّ وَاجْعَلْهَا الْعُلْيَا، عزیزم مادرِ این آقا، خواهرِ این آقا حجاب داشتن... پسندِ این آقا حجابه... وَأَدْحِضْ كَلِمَةَ الْبَاطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلىٰ، خانووووووم! این توری که سرت کردی... این آرایش... این لباسا... حرمتِ حرم؟ حرمتِ عزا؟ پس برای کی و چی اومدی حرم؟! إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، عزیزم... به خدا این ناخونات غسل نداره... به خدا پاک نیستی که داری میری تو صف ضریح...
من به آدمی که برای وسایلش اسم بذاره میگم خوشذوقِ خوشانرژی😍
شمشیرهای پیامبر که معروفن هر کدوم یه اسم داشتن، اما بفداک یا رسول الله که تا آینهتون هم اسم داشته... تا کاسه و بشقابتون... اسبهاتون... زرهتون...😍😍😍
ادبیاتخوندهها میدونن من چی میگم❣
استخوندردِ اردوجهادیام!
دلم لک زده برای شپش کشیدن از کفِ سرِ نیروهام، هفت و نیمِ صبح!
هلاکِ سالادشیرازی خوردنم تو سطلِ شیرِ روستا!
روانیِ شوخیشهرستانیهای نیمهشبهامونم!
تابستون تموم شد و من جهادی نرفتم.........
Mahdi RasouliMisaq-Haftegi930630[04].mp3
زمان:
حجم:
3.6M
Misaq-Haftegi930630[04].mp3
کلهی صبح رفیق زنگ زده بیدارم کرده و میگه پاشو! باید بری مدرسه!
یادم میاد بله! باید برم مدرسه چون کلاس خصوصی قبول کردم!
به جون کندن از آغوشِ تشک و پتوم جدا شدم! اینقدر که تا چند دقیقه نشسته بودم کنارشون و با عشق و حسرت نگاهشون میکردم و سوگوار و مغموم ناسزا نثارِ بنیانگذارِ برگزاری مدارس در شیفتِ صبح میکردم!
یه لیوان چایِ سردِ مونده سر کشیدم و شلوار و مقنعهی اتونکشیدهم و تنم کردم و کولهپشتیم و انداختم و رفتم سراغِ اتوبوسهای غشکرده وسطِ ترافیکهای مشهدِ شبِ شهادتِ امام رضا جان...
یکی از بچههای هشتمِ تیزهوشان، سه برگهی امتحانِ خردادِ فارسی، ریاضی و علومِ هشتمِ مدرسهی ما میرسه دستش.
سه تا رو حل میکنه و میاد به مدیرم میگه ریاضیش مسخره است! ریاضیِ خردادتون انگار ریاضیِ دبستانه(!) علومِ خردادتون باید پیچیدهتر باشه ولی انگار مسخرهبازیه! اما فارسیتون...
بعد از مدیرم میپرسن شما یه مدرسهی غیرانتفاعی برای پولدارایید. شاخصِ درسی ندارید! واقعا بچههاتون تونستن این سؤالا رو حل کنن؟!
مدیرم لبخندی زدن و گفتن بله! چون دبیرمون در این سطح با بچهها کار میکنن!
دخترِ تیزهوشانی گفته ما دبیرمون اینقدر جزئی و کامل و مفهومی نمیگه!
وَ درخواستِ کلاس با من رو میکنه و من و کلهی صبحِ شهریوری که هنوز مچالگیِ اتوبوسِ سفر از تنم در نرفته و دلم میخواد ساااااااعتها تو جام کش و قوس بیام، میکشونه مدرسه!
نکته رو گرفتید؟
عمرا!
پس خودم مینویسم:
معلمها همیشه یا سطحشون پایینه، یا سطح خودشون رو متناسب با مدرسه و مخاطب میارن پایین!
من منکرِ مخاطبشناسی و هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد نمیشم، اما
نوجوان؛ موم هست!
قابلِ شکل دادنه!
منعطفه!
قالبپذیره!
من روستای دورافتادهی بلوچستان و گلستان باشم، هنرستانِ منطقه محروم باشم، نمونهدولتی امام حسین علیه السلام باشم، یا یه غیرانتفاعی معمولیِ بچه پولدارا،
یه جور درس میدم!
بر مبنای تیزهوشان و کنکور.
حتی دانشآموزِ ششم رو.
روانشناسا و مشاورا و معلم قدیمیها و خانوادهها و حامیان کودکان، سرِ بچههای غزّه لالن، اما اینجا میدون گریبان چاک میدن که من اشتباه میکنم!
اما من این کار رو میکنم.😎
سطحِ بچهم و میارم بالا، نه که سطح خودم و بیارم پایین یا اون و همسطح جامعه کنم!
امتحانای کلاسی و ماهانهم، امتحانای تیزهوشان و المپیاد ادبیاته!
سربرگا رو برمیدارم چون اگه بچهها بدونن قبول نمیکنن! چون مطمئنن سطحشون تیزهوشان نیست و از تلاش هم میترسن! چون ننهباباها مفتخور و تنپرور بار آوردن!
بدون اینکه بفهمن، یک سالِ تحصیلی در سطح تیزهوشان محتوا میگیرن و آزمون میشن، فقط امتحان دی و خرداد رو خودم طراحی میکنم که کسی نیفته، اما همونم سطح بالا.
آخر سال به سالآخریام میگم چه کار کردم. به نهما و دوازدهما. بهشون ثابت میکنم اگه هوش خدادادی باشه، تلاش اکتسابیه! بهشون با عملکرد خودشون ثابت میکنم اگه تلاش کنن با یه تیزهوشانی هیچ تفاوتی ندارن!
با مدرک و سند بهشون ثابت میکنم بهترین بودن شدنیه!
نهم نهایی بچهها سر ریاضی و علوم گریه کردن، فشار افتاد از سر امتحان بردن دفتر، اما سر فارسی خندون اومدن بیرون و گفتن فارسی آسون بود!
نمیدونستن زحمت و خون دل منه که به بار نشسته، نیاز هم نبود بدونن، همینکه از پسش برومدن کافیه😊
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیامبر صلوات الله علیه از این پدر و مادرا بیزاره!
بیزار!