eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیامبر صلوات الله علیه از این پدر و مادرا بیزاره! بیزار!
اهالیِ تپّه؛ ماییم برابرِ کربلای غزّه!
از این‌که برای غزّه ناتوانم سخت آشفته‌ام که امام رضاجان؛ امامِ جاهدت فی الله حق جهاده هستند.
مویرگ به مویرگ من طرفدارِ این استراتژی‌ام. چرا؟ چون سازمان ملل نگرانِ اولین موردِ فلجِ اطفالی که در غزّه اتفاق افتاده شده(!) گروه فرستاده که اطفالِ غزّه رو واکسیناسیون کنن(!) داره مذاکره می‌کنه تا وقتی واکسیناسیون تموم بشه، جنگ رو متوقف کنن(!) یعنی نگرانِ فلج اطفال شده... خب؟ بعد رفته بچه‌های غزّه رو واکسن بزنه فلج نشن... خب؟ برای این کار داره مذاکره می‌کنه اسرائیل فعلا جنگ و نگه داره... خب؟ بعد که بچه‌ها نسبت به فلج واکسینه شدن، دوباره جنگ شروع بشه که بچه‌ها بمیرن... خب! ما در جهانی همین‌قدر مسخره و مضحک زندگی می‌کنیم بی اون‌که اعتراض کنیم(!) چند میلیون زائر تو مشّایه بود؟ روز اربعین چند میلیون کربلا بودن؟ جز معدودی دغدغه‌ی غزّه نداشتن... خب؟ ظهور ورای دعاهای ما نیست... ورای عملکردِ ماست... خب؟! از این‌که غزّه سوژه‌ی قصه‌هام شده و پروفایلِ مذهبیا خسته شدم... کلافه‌ام که نمی‌دونم باید برای غزّه چه کار کنم؟ کاش بزنیم. با تمام قوا بزنیم. یک بار برای همیشه تل‌آویو و حیفا رو بزنیم و استقرارِ صلح رو ببینیم... خدایا همین‌که وظیفه‌م رو در آخرالزمان نمی‌دونم یعنی به‌دردنخورتم... یعنی زینتت نیستم... آه.
سربه‌راه
اهالیِ تپّه؛ ماییم برابرِ کربلای غزّه!
اهالیِ تپّه؛ نه با یزید همراه شدن... نه با حسین علیه السلام... در عاشورای کربلا بر تپّه نشستن و برای اون‌چه می‌دیدن گریه می‌کردن... برای حسین علیه السلام دعا می‌کردن... وَ وقتی امام، علی‌اصغرش و روی دست گرفت، به یاریِ امام ندویدن... بلکه به سر و سینه کوبیدن و به ضجّه زار زدن و حسین حسین‌گویان غش کردن... عزادارِ حسین بودن... نه شیعه‌ی حسین!
برای غزّه باید چه کار کنیم؟
با رفیق پیاده اومدیم حرم. این‌قدر تو راه نق زدم که این شبیه مشّایه نیست، اون عمراً به پای مشّایه برسه که کارد به استخونش رسید :) اما حقیقتا هییییییییچ‌چیز و کس مثلِ مشّایه و عِراقی‌ها نیست... اون‌ زمان و مکان و آدم‌ها؛ مدینه‌ی فاضله‌ی من‌ان...😭❣
از امام حسین علیه السلام اشترودل می‌خواستیم، آقا یه پیتزای کامل می‌فرستادن😍 از امام رضاجان ساندویچ سرد خواستیم، نون‌خرما لطف کردن😍😁 ینی روش‌های تربیتی و رشدشون، مخصوص به خودشونه😊😁❣😍
موکب‌داری دیده می‌شه؛ عه فلانی هر سال برای محرم و صفر موکب می‌زنه! اطعام دیده می‌شه؛ اووووو فلانی هر سال دیگ بار می‌ذاره زوّار و غذا می‌ده! کارای پولی و خریدنی و هدیه‌ای دیده می‌شه؛ ماشاءالله فلانی هر سال این‌قدر خرج اماما می‌کنه! مدرسه و بیمارستان و مسجد هم دیده می‌شه؛ ببین فلانی پول داده چی ساختن! [البته اسمشونم می‌زنن که بهتر دیده شه😂] هیئتی، مراسمی، چیزی باشه همه دوست دارن چای بدن، قند بدن، پذیرایی کنن، انتظامات باشن، خلاصه دیده شن... ولی من بعد از ایییییییییین‌همه سال کارای این مدلی کردن، ندیدم یکی داوطلب شه مسؤول زباله‌های مراسم باشه... مسؤول سرویس بهداشتی... خالی کردن سطلای غبار... ندیدم ها! ساده‌ترین مثال رو بزنم؟ چایخونه‌های حرم برید بایستید؛ زائرا چای که می‌خورن بدو بدو دنبال سبدن استکانا رو جمع کنن... اما حتی یک نفر داوطلب نمی‌شه خم شه پوست کیک یا شکلات رو از زمین جمع کنه😂 یه مثالِ وسیع‌تر بزنم؟ تو مشهد همه دنبالِ کفش‌دار شدنِ حرمن... یا خادمیِ مهمانسرا... ولی کسی داوطلبِ خادمِ امر به معروف و نهی از منکر نیست😂 ما اینجا داوطلبِ خادمِ جارو و غبار نداریم😂 تو بلوچستان هر یک ساعت مسیر، یه مدرسه ساختن خیّرها، ولی کسی بانی نمی‌شه هزینه‌ی مسکنِ یه معلم رو قبول کنه اونجا بی‌معلم نباشه😂 سر هر کوچه یه مسجد ساختن، اما کسی بانی نمی‌شه یه مربی خوب بگیرن نوجوان‌ها رو بکشونه مسجد😂 اصلا دقت کنید؛ همیشه داوطلب و منبری داریم که مسؤول کاروان شن، حاجی و مداح شن، سخنران به وفور... ولی امر به معروف و نهی از منکر که هزینه داره نهههههههههه😂 خلاصه حتی خادمی کردن مذهبیا هم خیانته😂😂😂