با رفقا اومدیم بیرون جشن بگیریم و آبدوغخیاری دور هم بزنیم، میبینم از مشّایه هنوز چیزی داریم😍
اون صمّونی که خشک شده، آخرین صمّونیه که گرفته بودم😍
کاش مشّایه همینجور در زندگیم امتداد داشته باشه❣
پاسخ سؤال سیر مطالعاتی رو نوشتم.
(انقد دیر جواب دادم میترسم دیگه چک نکنه بندهخدا🤭)
سربهراه
دهم ربیعالاول: ثروتمندترین بانوی تاجر، مدیر، کارآفرین، خیّر، جهادی، محجبّه و پوشیده از چشم و دنیای
معیارهای انتخابِ همسر فقط شما بانو❣
سربهراه
سلام عاقبت شما بخیر انشاءالله! بهروی چشم! در اسرع وقت فرمایش شما رو انجام میدیم! شما تا حالا تست
همه در معنای دقیقِ «صبر»، حضرت زینب سلام الله علیها رو مثال میزنن که نه تنها درسته و دقیق، که همهی معناها برابرِ این زن و صبرش سر خم میکنن...
صلّ الله علیک یا عقیلهی بنیهاشم❤️
اما اینقدر افهامِ حولِ محورِ این بانو، احساسی شده که کمتر کسی معنای صبر رو متوجه میشه... برای همین برای غصههای حضرت، خوب تو روضهها گریه میکنن، اما برای رنجهاشون کسی دردش نمیاد(!)
از اینکه برادراش و جلوی چشماش به مظلومترین شکل به شهادت رسوندن، همه به سر و سینه میزنن، اما رنجِ بیمحرم شدنش رو، وقتِ ناقه سوار شدنِ بانوان، وَ فریادِ غیرتمندانهش رو که هیچکس حق نداره سمتِ زنی بره، کسی نمیفهمه و از این رنج دق نمیکنه...
معنای «زینب سلام الله علیها» کنارِ کلمهی پوچِ «صبر» شهید شده و هیچکدوم رو هیچکس نمیفهمه!
من وقتی میخوام صبر رو، به درستی و با مصداق برای دخترام تعریف کنم، یه اسمِ دیگه میارم؛
خدیجه!
سلام الله علیها❣
به دخترام میگم تو غیرمذهبیا که مسیر غلطه و از گوشه و کنارِ خیابون تنهاییشون و پُر میکنن...
اما تو مذهبیا هم مسیر غلطه و دخترمذهبیا وقتی تقدیرشون به صبر گره میخوره و ازدواجشون سریع و سهل رقم نمیخوره، به اسم صبر، میچپن گوشهی خونه، نماز جعفر طیار میخونن، شرفالشمس دستشون میکنن، وَ هدفِ ورزش و سلامتی و رسیدگی به خودشون میشه شوهرپسند شدن(!) دانشگاه و مهمونی و دورهمی و زیارت میرن که دیده شن و باز یکی اونا رو بگیره و کلا وقف میشن برای اینکه به چشمِ یکی بیان(!)
همینقدر پست و ذلیل و بیخاصیت!
هویتشون گره خورده به ازدواج، وَ چون تحملِ حقیقت رو ندارن، با احادیث و روایات خودشون و عالمی رو فریب میدن!
اما صبر به معنای حقیقی چیه؟
خدیجه!
سلام الله علیها❣
برای ازدواجش فکر داشت. معیار داشت. اندازه داشت. هدف داشت.
فانتزی نداشت! هدف داشت.
خواستگارهای انبوهش رو با هم نمیسنجید که ببینه کدوم بیشتر میارزه با همون وارد تجارتِ کالا به کالا بشه(!)
خواستگارهاش و با هدف و معیارهاش میسنجید؛
کدوم مرد
هممسیرِ
هدفِ خدیجه است!
سلام الله علیها❣
برابرِ خالهخانباجیهای جامعهی مذهبزدهی مکه، مقاوم بود. دقیقا چون هدف داشت. ایده داشت. معیار داشت. فکر داشت.
ازدواج براش هدف نبود!
ازدواج وسیلهی رسیدن به هدفش بود.
در برابرِ هوسِ مردهای جاهلیتفکری که زن براشون مساوی با اسب بود(!) قدرتمند و باشکوه و دستنیافتنی بود!
ننشست گوشهی خونه به نمازشب خوندن که خدایا شوهرم بده!
از خدا هممسیر خواسته بود و به خدا اعتماد کرده بود.
با دلی قرص، زندگی میکرد.
بیاونکه خودش و تو کارِ مردانه بندازه و فریبِ بهبه و چهچههای صدمنیه غازِ مردم رو بخوره که واااای! چه عالی که پابهپای مردها کار میکنه(!)
خانومانه در خانهش نشست وَ از راهِ دور و باواسطه کاروانهای تجاریش رو مدیریت کرد.
تدبیر،
خصوصیتِ شاهکارِ صبرِ خدیجه بود؛
واسطههایی امین و قابل اعتماد رو انتخاب میکرد. مردانگی کردن رو به مردها میسپرد و خودش محجوب و محترم، مدیریت میکرد.
دخترهای ترشیدهی بیخاصیتِ مکه، از این خونه به اون خونه، خم و راست میشدن بلکه به چشم بیان،
وَ خدیجه...
سلام الله علیها❣
کار میکرد! ثروت به دست میآورد! دانش و حکمت میآموخت! کار جهادی میکرد! منزل رو مدیریت میکرد! برای خانوادهش دختری میکرد! خیّری گمنام بود و کلی دختر رو جهازِ عروسی میداد! مقاوم بر ایمانش بود و در جامعهای با ۳۶۰ بت، یکتاپرست بود! هزاااااااااااار سر و گردن از مردانِ جامعهش بالاتر بود! شأنش بلند و منزلتش رفیع بود! آرزوهاش منیع و طبعش سلامت بود! عاشق شدنش با حیا و عاقلانه بود! واسطههاش دلسوز و محترم بودن! انتخابش دقیق، مستدل و قیامتنگرانه بود!
وَ نتیجهی صبرش هم
آبروی دنیا و قیامتش❤️
صبر این شکلیه!
صبر خودساز و جامعهسازه!
صبر، ذلیل و علیل نیست!
نامِ دیگر صبر؛ خدیجه است!
سلام الله علیها❣
در منظومهی زیستیِ خدیجه
سلام الله علیها❣
زن؛
انتخابکننده است،
نه انتخابشونده!
من با همین یه مطلب، سرِ کلاسهام از #حقوق_زنان حرف میزنم و به دخترام فخر میفروشم😎✌️
#افتخارم