العلمُ سلطان!
العلمُ سلطان!
شاگرد اوّلِ مدرسه و دانشگاه بشید، بعد شهید!
رتبهی برترِ کنکور بشید، بعد شهید!
بهترین نیروی محیطِ کارتون بشید، بعد شهید!
متخصص بشید، بعد شهید!
کلاسهای درسیتون رو برید، بعد دفتر بسیج!
درستون و خوب بخونید، بعد برید اردو جهادی!
در درس موفق و صاحبنظر بشید، بعد برید این هیئت و اون یادواره!
به شهادت فکر کنید و براش دعا، اما بهترین و کاملترینش و بخواید!
چقدر اینا رو نوشتم و گفتم؟
اینم قرآن!
حرفِ من نیست... دو دو تا چهار تای عقلی ثابتش میکنه... اینم قرآن!
مذهبیهای عزیزم!
به نماز و روزه و حجابت نیست چون اینا وظیفته! انجام ندی باید تعجب کنیم!
شهادت به ورای وظایف میرسه...
دانشمند، به همه فکر کرده نه فقط به شغل و درآمدِ خودش!
شهید به همه فکر کرده که از خودش مایه گذاشته!
نماز و روزه و حجاب که هنر نیست... افتخار نداره... عزیزم وظیفته(!)
برای تکبیستِ مدرسه عروسک هدیه گرفتم و با کاغذکادوی ادبیاتی کادو شد و صبحِ صفِ روز دانشآموز با سخنرانی، میدم مدیر بهش هدیه بده😍
برای روز دانشآموز هم فرفره خریدم بهشون هدیه بدم که نمیدونم خوشحال میشن یا نه🙄
شما دانشآموز بودید، معلم ادبیات بهتون فرفره هدیه میداد، خوشحال میشدید؟
آمادهی پاسخهای تلخِ صادقانهتون هستم...🥲
سلام
خواهش میکنم
چقدر خوبه که هنوز من رو آدمی مغرور نمیبینید پس😂 واقعا از این بابت خوشحالم😍
چون همه میگن من اینقدر مغرورم که هیچکس جز خودم برام مهم نیست، اما اینطور نیست.
من چیزی از دیگران نمیپرسم نه چون برام مهم نیستن، چون اینقدر خودم اولویت و ضرورت دارم به بقیه نمیرسم.
از چهار دوستی که با هم هستیم و کلی سفر با هم رفتیم، من فقط همهچیز رفیقم و میدونم و دو تای دیگه حتی رشتهشون و یک بار نتونستم درست بگم😂
خیلی هم از این اخلاقم شاکیان ولی من ذهنم اینقدر شلوغه که واقعا فرصت پرداختن به کسی رو خارج از دایرهی اولویتم ندارم، نه اینکه مغرور باشم😂
بنابراین صادقانه بخوام بگم در محیط کار نیمی به این علت، نیمی به دلیل غرورم که کسی و آدم حساب نمیکنم، من سوالی از کسی نمیپرسم!
حتما باور نمیکنید اما حقیقت رو پاسخ میدم:
هم در محیط مدرسه،
هم در محیط شبکاریم،
هم در محیط بسیج و حوزه و کارهای فرهنگی،
هم در محیط سکولار و مدرن دانشگاه،
هم در خانواده و فامیل و همسایه،
هم در خانمها،
هم در آقایون،
همه خودشون همهچیز خودشون رو میگن!🙄 حتی وقتی میگی بهش علاقهای به شنیدن نداری😫
عزیزم سهشنبه من مشغول امضای بخشنامهم بودم و دبیر علوم داشتن عیب تازهکشفشدهی همسرشون رو به همراه ریشهیابی در پدرشوهرشون میگفتن...!
من حتی تو گفتگو نبودم، اما همهش و فهمیدم😁
علاوه کن تیزی و حواسجمعی و جزئینگری و تحلیل رو😎
من وقتی برای رسیدگی ندارم، همه خیلی رسوا شدن😁
همکارای شما هم بی اونکه بپرسی کلی حرف زدن که یا شما نگرفتی... یا چون داشتی از خودت اطلاعات میدادی متوجه نشدی😒
الآن شفاف شد برات؟😊
سربهراه
سلام خواهش میکنم چقدر خوبه که هنوز من رو آدمی مغرور نمیبینید پس😂 واقعا از این بابت خوشحالم😍 چون ه
دوستانی دارم بهتر از آب روان😐
19.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو روزِ پیش آموزش و پرورش اعلام کرده بود برای کشورهای خارجی، میخواد دبیر زبان فارسی اعزام کنه.
خیلی خوشحال شدم و گفتم آزمون این یکی رو یه جوری میخونم که قبول شم. از خارج رفتن هم همین شاخبازیاش و دوست دارم. واقعا دوست دارم چون اونجا تشتّت آرا بیداد میکنه و اینکه تو دلشون پرچمت و ببری بالا خیلی خفنه. مدام یاد «خاطرات سفیر» خانم شادمهری بودم. وقتی هم برگردی، یه خارجرفتهای که میتونی بزنی تو سرِ خودتحقیرها و این خیلی فرق داره با ما نرفتهها.
با کلی امید بخشنامهش و باز کردم چون رشتهی ارشدم دقیق متناسب با این مورده، اما امیدم همون شمارهی پنج و شش خشکید چون از نخستین شروطش، تأهل بود!😒
سربهراه
دو روزِ پیش آموزش و پرورش اعلام کرده بود برای کشورهای خارجی، میخواد دبیر زبان فارسی اعزام کنه. خیل
فقط اون ابرویی که تو ثانیهی شونزده_هفده برای اسرائیلیها بالا میندازه✌️😎
ایتا زده و من و پروفایلام و بررسی میکنه...
عکس مزار شهیده و شمع و بادکنکا رو گذاشته بودم و فهمیده.
بهانهی اندوهِ امروزم جور شد...
با دولتی رفتنِ ستایش اونی که ضرر کرد، ستایش نبود، مدرسه بود!
هنوز حتی یک نفر شبیهش رو پیدا نکردن(!)
وَ دخترِ شارلاتان...
بی هیچ شایستگی...
با نامهی یقهبستهها...
رفت تیزهوشان...
+ لینک ستایش