سربهراه
مامانم میگه آیفیلم نون.خ گذاشته. من نون.خ خیلی دوست دارم. خصوصا تیتراژهاش و. چون از کردستانِ ایرا
کاش پدر و مادرا تو کانالم بودن که وقتی مینوشتم با اونی که تهش ور دلتونه جوری تا کنید که فردای تنهایی روتون بشه بهش نگاه کنید، شاید کمی... حتی کمی، متنبّه میشدن.
دیگه نون.خ دوست نخواهم داشت.
اونقدر خاطره از خانواده دارم که وسوسه نشم :)
کور شدم تو اتوبوس ولی همه پیاماتون و جواب دادم. همه رو. صفر کردم ناشناسم و.
دوستان رسما کانالم دانشگاه فرهنگیانه😂
انگار زنگ تفریحه و همه معلما دور هم جمع شدیم😁
فقط اینکه من با معلما حال نمیکنم و زنگای تفریحم پیش دخترام😂😎😁
سربهراه
وَ این ... آه... #ارسالیشما
حافظهٔ گوشیم تقریبا پر شده و یه عالمه عکس از سفرای محشرم و مجبور شدم بریزم روی لپتاپ. هنوزم جا خالی نشده و موبایل آدرسِ فایلای بزرگ رو تو پوشه موسیقی میده؛ چون یه عالمه مداحی عراقی دارم از این سبک...
نمیتونم حذفشون کنم چون بعد از آخرین کلاس که راه میفتم به سمتِ خونه و کولهپشتیم و دوبنده میندازم، اگه کارام تموم شده باشه، هندزفری میذارم و با همینا میــــــــــــــــــــــــــــــــــرم عمودِ ۵۲۶...
هنوز دارم این رو پخش میکنم و باز نگاه...
آه.
سربهراه
حافظهٔ گوشیم تقریبا پر شده و یه عالمه عکس از سفرای محشرم و مجبور شدم بریزم روی لپتاپ. هنوزم جا خالی
من کلیپ رو نگاه نمیکنم،
گوش میدم.
تو خیابونِ کوهسنگی بودم که گوش دادمش.
دیگه بوی شکوفهها رو نمیفهمیدم.
بوی چوبِ سوخته میومد از روی منقلهای کنارِ جاده.
بعد صدای به هم خوردنِ فنجونها.
صدای لِخ کشیدنِ زائری که دمپایی پوشیده.
صدای هَلَبیکُم... هلبیکم یا زوّارِ بوسجّاد...
آخ.
دیگه خیابونِ کوهسنگی رو جنون برداشت.
خیسِ خیس شد.
این و از دخترای سربرهنهٔ سگگردانی بپرسید که با تعجب از کنارم رد شدن و من نهی از منکرشون نکردم چون دنبالِ موکبی میگشتم که داطلی میده...
سربهراه
من کلیپ رو نگاه نمیکنم، گوش میدم. تو خیابونِ کوهسنگی بودم که گوش دادمش. دیگه بوی شکوفهها رو نمی
من دبیر رسمی نیستم. حقوقبگیرِ رسمی نیستم.
همیشه از فروردین هر حقوقی میگیرم میکنم سه بخش؛
زندگی.
سه ماهِ تابستون اگه خدانکرده کار بهم نخورد.
اربعین.
برای اربعینتون، اگه از اربعینِ پارسال برنامه نریختید، از الآن به فکر باشید ها...
نخواید که بمونید.
نخوایم که بمونیم.
سربهراه
وَ این ... آه... #ارسالیشما
من عاشقِ زبونِ عِراقیام
و بعدِ اینهمه عراق رفتن
حتی به عشقِ این زبون
سه ماه هزینه کردم و رفتم مکتب نرجس تو دلِ حوزویها که میخوام سر به تنِ بیخاصیتشون نباشه
استادِ نجفی گرفتم که قشنگ با لهجه یاد بگیرم
اما
باید بگم در یادگیری زبانشون بیاستعدادترین و خنگترینم...
آه.
سربهراه
وَ این ... آه... #ارسالیشما
بعد از عِراق جایی
خوش نایدم هوایی
مطرب بزن نوایی
زان پردهٔ عِراقی
کلاسم با دبیرستانیا تموم شد و اومدم کتابخونه برگههام و امضا کنم.
از مشاهداتم در کتابخونه اینکه میتونم با درصدِ بالایی از اطمینان بگم چرا پشتکنکوری زیاد شده و قبول نمیشن. (در همهٔ مقاطع، تهشم میرن دانشگاه آزاد و پیامنورِ خنگا)
۱. بچه پولدارا معلم خصوصی میگیرن. (شاگردهام)
۲. بچه بیپولا ویدئو میبینن. (بچههای کتابخونه)
در حالی که یادگیری کی اتفاق میفته؟
وقتی خودت بخونی،
یادداشتبرداری کنی،
خلاصهنویسی داشته باشی،
مرور هایلایتها و نکاتت روی کتاب رو بکنی،
مرور یادداشتها و خلاصههات و انجام بدی،
تست موضوعی بزنی تا نکات و جزئیات برات تثبیت شه،
سؤال تشریحی حل کنی تا کل یک موضوع برات جا بیفته،
وَ بعد نسبت به خطاها و باگهات مطلع بشی،
برای رفعش یا دبیر بگیری یا ویدئو ببینی. (که صددرصد میگم مراحل قبلی انجام بشه به این گزینه نمیرسید چون مطلب رو «فهم» کردید نه حفظ)
مینویسم، امضا میکنم.
همهٔ عمر هم شاگرداول بودم و درسخون؛ بدون یک ساعت کلاس خصوصی، بدون یک جلد کتاب کمکی، بدون یک نفر دبیر خصوصی.
#توصیههای_فشرده_به_نسل_گسترده
خوشحالم که بدونِ سخنرانی و منبر و حلقه صالحین(!)،
همهچیز رو از عملکردم متوجه میشن.
#حرف_بادهوا