سربهراه
استادِ جان هم اینجا هستن😍
هزااااااار الحمدلله❤️
با اینکه بدوبدو زیارت بودیم و حرمگردی و بخشی از اطرافِ حرم و به شدت خوابمون میاد، اما تا بعدِ نماز گفتن استاد سخنرانی دارن، خودمون رو رسوندیم در هوای تنفسِ یه عالِمِ حیّ باشیم😊
مگه چند تا آخوندِ آدمیزاد داریم که دیانت رو عینِ سیاست، وَ سیاست رو عینِ دیانت بدونن؟!
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
مریمگُلی لطف کرده لوکیشن فرستاده که بریم منزلِ پربرکتشون. من عذرخواهی میکنم و میگم اینقدر همیشه سرعتی اومدم زیارت که میخوام یه امشب و همهش دورِ حرم بگردم...
بعد میرسم به صدای مشّایه...
جلوتر میرم میبینم موکبِ مشّایه است...
حتی آتیش و کتریهای مشّایه...
حتی کاورِ تنِ خادماش، همونای مشّایه...
خونهی مریم حتما لبریز از برکتِ دلِ زلالشه که مشتاقه مهمانه؛ حبیبِ خدا...
اما اینجا مشّایه است مریم... من مجنونِ دورافتاده از وطن...
دیوانهوار میرم و از پسری که چای میریزه میپرسم شای عِراقی؟
به ایرانی جواب میده نه... وَ من یادم میاد پاهام تاول نداره... صورتم آفتابسوخته نیست... من یادم میاد ایرانم و حضرتِ لیلا عِراق...
حوالیِ گنبدِ دخترونه میچرخم و مستانه دنبالِ لهجههای عِراقی میگردم... امامِ مشّایه زائرش رو فراموش نمیکنه... عِراقیها رو با دسته و هیئت میفرسته اینجا... به زبانی که میکُشه من رو، عزاداری میکنن...
فاطمیه است یا اربعین؟!
قم هستم یا کربلا؟!
کسی صدام کنه... با ذوق بهم بگه: هَلَبیکم یا زائرِ بوسجّاد...
من نیاز دارم وقتِ شنیدنِ «زائرِ بوسجّاد» از هجومِ عشق به زانو زمین بخورم...
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
به زبانی که نمیفهمم؛ دوستتان دارم.
به زبانی که آشنای من نیست؛ دوستتان دارم.
به زبانی که ضربآهنگش کوبههای محکمیست بر سینههای مُحبّین؛ دوستتان دارم.
به تمامِ زبانهایی که اشتراکشان شما و خانوادهی شماست؛ دوستتان دارم.
به روضههای بدونِ ترجمه... به رنگِ پوستهای بدونِ همشکلی... به بالا و پایین رفتنِ دستها حولِ التهابِ عشقتان؛ دوستتان دارم.
به مرورِ نور در خاطرهی تاریکزدهام؛ دوستتان دارم.
به فاطمیههای متبرّک به عبای شما؛ دوستتان دارم.
به آشناییهای بعد از سیسالگی؛ دوستتان دارم.
به سحرگاهِ مستانهی گنجشکهای قدمگاهت؛ دوستتان دارم.
به سجدهی مردِ پاکستانی برابرِ بارگاهت؛ دوستتان دارم.
اماما!
صنما!
مَها!
نگارا!
به جوانه زدنِ رابطهی دیرینهمان... به امیدِ وصلت...؛ دوستتان دارم.
دختری را که نیمشبی به آوارگیِ مقدسِ بیابانت کشاندی، سایهی سر باش!
روزهای ماندهی جوانیام؛ دخیلِ عبایت... مرا بخواه! مرا به آرزوهای دورم که به استجابتِ قنوتِ شما نزدیک است، بخواه!
ضلعِ جنوبیِ سهله رؤیای من؛
دخیلِ نوای حنجرهات آنگاه که سهله را قیامت کند.
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
شرط اوّل قبولی زیارت این است که با حضرت «ملاقات» کنید؛ یعنی رفتنِ حرم و آمدن، صِرف رفتن به یک مکان و بیرون آمدن نباشد؛ آنجا یک موجودی و یک روح والایی حضور دارد؛ به این حضور توجّه بکنید.
امام خامنهای❤️
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
کله صبح رفتیم داروخونه؛ کمی وضعِ معدهم به هم ریخته، سریع قرص گرفتم پیشگیری کنم. بعد ناشتا رفتیم موزه😍
چسبیده به حرم بود و کِیف داد😊
یه آلبومِ کوتاه از موزه رو ببینید:👇
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah