سربهراه
به زبانی که نمیفهمم؛ دوستتان دارم.
به زبانی که آشنای من نیست؛ دوستتان دارم.
به زبانی که ضربآهنگش کوبههای محکمیست بر سینههای مُحبّین؛ دوستتان دارم.
به تمامِ زبانهایی که اشتراکشان شما و خانوادهی شماست؛ دوستتان دارم.
به روضههای بدونِ ترجمه... به رنگِ پوستهای بدونِ همشکلی... به بالا و پایین رفتنِ دستها حولِ التهابِ عشقتان؛ دوستتان دارم.
به مرورِ نور در خاطرهی تاریکزدهام؛ دوستتان دارم.
به فاطمیههای متبرّک به عبای شما؛ دوستتان دارم.
به آشناییهای بعد از سیسالگی؛ دوستتان دارم.
به سحرگاهِ مستانهی گنجشکهای قدمگاهت؛ دوستتان دارم.
به سجدهی مردِ پاکستانی برابرِ بارگاهت؛ دوستتان دارم.
اماما!
صنما!
مَها!
نگارا!
به جوانه زدنِ رابطهی دیرینهمان... به امیدِ وصلت...؛ دوستتان دارم.
دختری را که نیمشبی به آوارگیِ مقدسِ بیابانت کشاندی، سایهی سر باش!
روزهای ماندهی جوانیام؛ دخیلِ عبایت... مرا بخواه! مرا به آرزوهای دورم که به استجابتِ قنوتِ شما نزدیک است، بخواه!
ضلعِ جنوبیِ سهله رؤیای من؛
دخیلِ نوای حنجرهات آنگاه که سهله را قیامت کند.
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
شرط اوّل قبولی زیارت این است که با حضرت «ملاقات» کنید؛ یعنی رفتنِ حرم و آمدن، صِرف رفتن به یک مکان و بیرون آمدن نباشد؛ آنجا یک موجودی و یک روح والایی حضور دارد؛ به این حضور توجّه بکنید.
امام خامنهای❤️
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
کله صبح رفتیم داروخونه؛ کمی وضعِ معدهم به هم ریخته، سریع قرص گرفتم پیشگیری کنم. بعد ناشتا رفتیم موزه😍
چسبیده به حرم بود و کِیف داد😊
یه آلبومِ کوتاه از موزه رو ببینید:👇
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سنگِ قبرِ زنی که امیرکبیر رو به کشتن داد... سنگِ قبرِ یه زنِ ملعون و منفور...
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
موزه که بودم از مدرسه زنگیدن دعوتم کنن خیمهی فاطمیهی مدرسه، مجبور شدم بگم مشهد نیستم😕 پرسیدن کجایین شما؟ مجبورم کردن بگم قم😢
دوشنبه کللللللللل مدرسه از من سوهان میخوان😂 من؟ دیوارِ حاشا بلنده😁
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah