eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
به خاطر حجم زیاد، ایتا فایل رو قبول نکرد. از اینجا نگاه کنید. بارک‌الله مهدی رسولی! چقدر همه‌چیزِ ای
به‌جای کلیپای احساسیِ روضه و مداحیِ صِرف؛ به‌جای پروفایلای شعاریِ بی‌محتوا؛ به‌جای اشک ریختن واسه در و دیوار و میخ؛ اصل رو گوش به گوش برسونید! مرگ بر مذهبیِ بی‌ولایت! مرگ بر مذهبیِ بی‌بخار! مرگ بر مذهبیِ بی‌بصیرت! مرگ بر مذهبیِ بُزدل! مرگ بر مذهبیِ عافیت‌طلب! حتی اگر خودم باشم. که ما علتِ مظلومیتِ حقّیم. @sarbehrah
سربه‌راه
به‌جای کلیپای احساسیِ روضه و مداحیِ صِرف؛ به‌جای پروفایلای شعاریِ بی‌محتوا؛ به‌جای اشک ریختن واسه در
خدا رو شکر استاد پناهیان داریم که پشتِ میکروفن داد بزنه کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولْ! خدا رو شکر مهدی رسولی داریم که با صدای بلند بخونه تو امّتِ مولایی! هنوز دنیا جای نفس کشیدنه :) هستن کسایی که بر مدارِ امام بلدن بحرانِ عبودیت رو رد کنن :) خدا رو شکر اینها رزقِ ما می‌شه... به انّکم مسئولونِ پشتِ سرِ مهدی رسولی دقت کنین؛ بر مدارِ امامیم... @sarbehrah
تو کانالا و وبلاگای قبلیم هم ذوق می‌کردم مذهبیا من و دنبال می‌کردن، نه غیرمذهبیا و ضدِدین‌ها! من اون‌قدری که با قشرِ خودمون حرف دارم، با علیهِ خودمون حرفی ندارم! مقصّرِ همه‌ی بی‌دینی‌ها ماییم! ما که به نماز و روزه‌های پوچ‌مون تفاخر کردیم و اصل رو رها! اصل چیه؟ ولایت. @sarbehrah
رسیدیم مشهد❤️ داریم پیاده می‌ریم حرم به آقا تسلیت بگیم🖤 اینم رزقِ ورودمون❣ @sarbehrah
سربه‌راه
به سلیمانِ جهان از طرفِ مور سلام🖤 آجرک الله سیّدی🖤 @sarbehrah
سربه‌راه
به خاطر حجم زیاد، ایتا فایل رو قبول نکرد. از اینجا نگاه کنید. بارک‌الله مهدی رسولی! چقدر همه‌چیزِ ای
از دیدِ یه ادبیّاتی و شعرشناس می‌گم که شاعرِ این شعر، شهید شده وقتِ سرودن... مثلِ مهدی رسولی که شهید شده وقتِ خوندن! @sarbehrah
سربه‌راه
به خاطر حجم زیاد، ایتا فایل رو قبول نکرد. از اینجا نگاه کنید. بارک‌الله مهدی رسولی! چقدر همه‌چیزِ ای
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از شما لطف کرده حجمِ فیلم رو کم کرده برام فرستاده❤️ برام مهم بود این محتوای دقیق... این محتوای دقیق... این محتوای دقیق با هشتگ‌های فکری_نوشتاریِ خودم (بحرانِ عبودیت... مدارِ امام... کُلّنا مسؤول) روی کانالم باشه. برام مهمه یکی به این زیبایی تو‌ کانالم داد بزنه از ماست که بر ماست! ما؛ مردم. @sarbehrah
واسه این چیزاشه که با دنیا عوضش نمی‌کنم؛ انتخابش بهانه‌هاش نیستن، عقیده‌شه. تکلیفشه. @sarbehrah
سربه‌راه
@sarbehrah
یادم نمیاد هیچ‌وقت این‌قدر از زمان عقب افتاده باشم؛ برگه‌های دو هفته‌ی پیش هنوز امضانشده مونده باشه! نمرات مستمر رو نرسونده باشم! تست‌های کلاس خصوصیم و آماده نکرده باشم! فایلِ شورای دبیران رو نرسونده باشم! کارِ یک شب در هفته‌م رو بدونِ برنامه برم! کتاب‌هایی که شاگردم میاره بخونم نظر بدم روی میزم جا خوش کرده باشه! کتابی که باید روش کار کنم به سه ماه کشیده و لَنگِ یه فصله! کارِ پژوهش رو بدونِ یادداشتِ مدوّن و با توکل و توسل و تکیه به حافظه‌م پیش ببرم! اتاقم که هررررر زمان درش رو باز می‌کردی، از تمیزی برق می‌زد، حالا شتر با بارش توش گم می‌شه و زیرِ برگه‌ها و کتاب‌ها مدفون شده! موبایلم که همیشه همه‌ی محتویاتش مرتب و فایل‌بندی بود، حالا مملو از درهم‌آمیختگیِ محتواست! لپ‌تاپم که همه فایل‌ها داخلش مرتب و منظم و نام‌گذاری‌شده بود، حالا باید برای همه‌چیز داخلِ همه فایل‌ها بگردم! کللللی پیامِ خونده‌شده اما پاسخ‌داده‌نشده دارم که رو مرامِ طرف حساب کردم که من و سین‌کرده و جواب‌نداده هم می‌خواد! کلللللی تماسِ پیچونده دارم که می‌دونستم طرف کار ضروری نداره و همین‌جوری زنگ زده، اما من علاقه و فرصتِ همین‌جوری پای تلفن بودن ندارم! چند فرمِ کاری مونده... کلیپِ ارائه‌های بچه‌هام... برنامه‌ریزیِ ماهانه برای تیمِ پژوهش... چند دوست که خی‌لی وقته فرصتی برای سر زدن بهشون نذاشتم... اوووووو تمومی نداره! نه! فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت مثلِ حالا کارپیچ شده باشم! با صفت‌های جدیدی که شاملم می‌شه؛ بدقول... پرتأخیر... فراموشکار! خب چرا رفتم سفر؟! چون کار می‌کنم که زندگی کنم! زندگی نمی‌کنم که کار کنم :) چرا این‌همه کار قبول می‌کنم؟! من قبول نمی‌کنم! شاهدش کلاس دوازدهم‌ها که تخصص و علاقه‌ی اصلیِ منه! بخشی از این کارها رو تقدیر به من انداخت؛ مثلِ تیمِ پژوهش! بخشِ عظیمی از این کارها رو در اجبار و شرایطِ خاص گرفتم؛ مثلِ کار کردن روی کتاب که چون مدرسه نمی‌رفتم اون‌زمان و نگرانِ درآمدم بودم سمتِ این کار رفتم! کلا روزگارِ من این‌طور رقم می‌خوره که دو‌ ماه بیکار تو خونه‌ام و خبری نیست... بعد به محضِ قبول کردنِ یه کاری، هزاااااار کارِ دیگه پیشنهاد می‌شه که به خاطرِ فشارِ درآمدیِ اون دو ماه بیکاری، مجبور می‌شم قبول کنم! راهِ حلش اما زدن از خوشی‌ها و اتفاقاتی که جایگزین و جبران نداره نیست؛ من از خوابم می‌زنم چون همیشه فرصتِ خواب هست! از فیلم دیدنم می‌زنم چون فیلم هم همیشه هست! اما سفر همیشه شرایطش نیست! تیاترِ آیینیِ رایگان که امشب دارم می‌رم، همیشه نیست :) تأکید می‌کنم؛ ما کار می‌کنیم که زندگی کنیم، نه که زندگی کنیم که کار کنیم! پس از پسش برمیام. بابتِ شلوغ بودن خدا رو شکر می‌کنم و شکر می‌کنم و شکر می‌کنم چون من از اون دو ماه بیکاری‌ها متنفرم! بیزارم! منزجرم! وَ از تکرارشون به خدا پناه می‌برم! بابتِ ناتوانیم در جمع کردنِ زندگیم میانه‌ی شلوغی‌هام به خدا پناه می‌برم... وَ باید دیرتر از سرِ نماز بلند شم... تا سلام دادم نباید بِکّنم برم... باید بشینم... تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها رو با دقت و توجه بگم... باید روزی چند آیه حتما و حتما قرآن بخونم... استاد علوی گفته بودن هر وقت زمان کم آوردی، بیشتر قرآن بخون... بیشتر قرآن بخون... بیشتر قرآن بخون! هرچه بیشتر دنبالِ زمان بدوم، بیشتر ازم دور می‌شه. باااااااااید بایستم و برنامه‌ای بریزم اون دنبالِ من بدوه! پناه بر امامِ «زمان»! به‌جای روزی ده دقیقه، روزی بیست دقیقه با ایشون صحبت خواهم کرد. زمان رو بیش از پیش کنارِ ایشون مجبور به تعظیم می‌کنم. از پسش برمیام. از پسش برمیام. از پسش برمیام. اگر زیارت، حرکتِ من رو تسهیل نکنه که یعنی دستِ خالی برگشتم(!) زائر، بعد از زیارت، قوی‌تره... استوارتره... خستگی‌ناپذیرتره... مطیع‌تر و زرنگ‌تر و آماده‌تره! من آماده‌ام! بسم‌اللَه اگر حریفِ مایی! زمان و زمانه یک‌سو، من و صاحبِ زمان و زمانه این سو. @sarbehrah